خبرهاى زير را بخوانيد تا به عمق کينه و عداوت وهابىها نسبت به پيروان مکتب اهل بيت(ع) پى ببريد.
در حالى که پيروزى حزب الله در جنگ 33 روزه، عزت از دسترفته عربها را به آنان برگرداند و سيد حسن نصرالله را محبوبترين چهره نزد مردم عرب ساخت، اما اينان که هم در جنگ 33 روزه همپياله صهيونيستها بودند و به هواپيماهاى رژيم غاصب اسرائيل براى قتل عام زنان و کودکان لبنانى سوخت مىرساندند، وقتى ديدند با آن همه کمک مالى و تسليحاتى و تبليغاتى به گروه حاکم لبنان، به اهداف شومشان در ايجاد فتنه و جنگ داخلى نرسيدند، از عصبانيت چنان برافروخته شدند که نتوانستند عمق کينه و عداوتشان را از حزبالله، تشيع و نظام اسلامى ايران پشت ژست ديپلماتيک پنهان سازند.
مفتي عربستان: حزب الله لبنان کافر است!
مفتي عربستان سعودي [که از نوادگان محمدبن عبدالوهاب است] روز گذشته طي سخنراني در شهر رياض، پايتخت عربستان اعلام کرد که اسلام از حزب الله مبرا است.
به گزارش شيعه آنلاين، شيخ "عبدالعزيز آل شيخ" مفتي عربستان سعودي همچنين گفت: همپيمان حزب الله، يعني سوريه نيز کشوري کافر است.
«آل شيخ» در ادامه افزود: بي شک حوادث و بحران فعلي لبنان بسيار غم انگيز است و قلب مسلمانان و حتي ديگر انسانها از اين "انقلاب" که از پيش طراحي شده است، به درد مي آيد. اين "انقلاب" توسط کساني طراحي شده که ادعاي مسلمان بودن مي کنند در حاليکه اسلام از آنان مبرا است.
مفتي عربستان سعودي در ادامه گفت: حزب الله با يهوديان همکاري مي کند و براي ورود آنان به کشورهاي اسلامي تلاش مي کند. آنان به يهوديان کمک مي کنند تا بر کشورهاي اسلامي تسلط يابند. از خداوند مي خواهم که ما را از اين شر دور کند و محفوظ بدارد.
گفتني است اين سخنراني در سالن شيخ "عبدالعزيز بن باز" (مفتي سابق عربستان سعودي) در دانشکده "شريعت اسلامي" در دانشگاه "محمد بن سعود" با حضور تعداد زيادي از اساتيد اين دانشگاه برگزار شد.
شايان ذکر است شيخ "عبدالله بن جبرين" از ديگر مفتيان سرشناس وهابيت در عربستان سعودي نيز در سال 200۶ ميلادي طي جنگ 33 روزه با صدور فتوايي، هرگونه کمک به حزب الله لبنان را حرام اعلام کرد!!
وزير خارجه عربستان در سخنانى توهينآميز: «نصرالله» مانند «شارون» است!
به گزارش برنا نيوز، در اين نشست که گفته مي شود حدود ده ساعت به طول انجاميد، مشاجره کلامي ميان شاهزاده «سعود الفيصل» وزير خارجه عربستان سعودي و «يوسف احمد» سفير سوريه در اتحاديه عرب به شدت بالا گرفت.
منابع آگاه اعلام کردند جريان از اين قرار بود که يکي از حاضران هر چند دقيقه يک بار از سالن نشست خارج مي شد و پس از دقايقي با خبرهايي تازه و داغ وارد سالن مي شد. اين فرد پس از اينکه خبر مورد حمله قرار گرفتن و تلفات بالاي نيروهاي «وليد جنبلاط» را به اطلاع حاضران رساند، ناگهان فرياد وزير خارجه عربستان بلند شد.
"الفيصل" گفت: اين جنگ، جنگي جنون آميز است که توسط حزب الله در بيروت آغاز شده است.
ادامه مطلب...
آيتالله العظمي صافي گلپايگاني، بيگانگان و سياستهاي آنان را محرک اصلي براي فعاليت اين فرقه عنوان کرد و گفت: نيرو و
قوت آنها ظاهرى و تنها در سايه حمايت بيگانگان است.
>وي با بيان اينکه شيعه مکتب احقاق حق است گفت: تقابل با شيعه از اول ظهور اين مکتب وجود داشته است.
صافي گلپايگاني اظهار کرد: بايد کساني باشند که مرزهاي اعتقادي دانشجويان را در برابر حملات و هجمههاي اعتقادي دشمنان حفظ کنند.
وي در ادامه با اشاره به سياستهاي دشمنان در خشن جلوه دادن اسلام گفت: دشمنان به نام اسلام، زن و مرد و کودک مسلمان را در کشورهاي مختلف از جمله افغانستان و فلسطين و عراق ميکشند و حتي ديگران را نيز به همراهي با خود تشويق ميکنند.
اين مرجع تقليد با بيان اين که شيعه آبروي اسلام است گفت: مکتب تشيع و اهل بيت (ع) ظرفيتها و نقاط قوت فراواني دارد و همين امر سبب پابرجايي و ايستادگي آن در برابر دشمنان شده است.
ادامه مطلب...
برگرفته از کتاب: The Shi"is of Saudi Arabia اثر فؤاد ابراهيم
پديده نو ظهور ملى گرايى در عربستان همچنان مبحثى دشوار وپيچيده است. در کشور عربستان فرهنگ و سنت سياسى واحد و منسجمى که بتوان در مباحث مربوط به جنبههاى نظرى و عملى ملى گرايى به آن رجوع کرد وجود ندارد، از اينرو تفاسير ارائه شده در اين حوزه متاثر از قضاوتهاى فردى يا گروهى است. از نظر علماى وهابى ملى گرايى معادل واژه عربى (قوميه) است. واژه عربى مزبور به مفهوم (العصبيه الجاهليه) مربوط مىشود. اين اصطلاح به معناى نوعى مرز ومحدوده است که در دوره جاهليت رايج بوده و اين مرز بر اساس وابستگىهاى خويشاوندي، قبيله اي، خانوادگى و موارد مشابه ديگر تعيين مىشده است.

بنابراين بر اساس نگرش مذکور ملى گرايى در نقطه مقابل مفهوم امت اسلامى قرار مىگيرد، ولى اگر ملى گرايى را به معناى (وطنيه) يا وطن پرستى تعبير کنيم، اين مفهوم در نقطه مقابل مفهوم دولت يا حکومت قرار مىگيرد و نه امت.
در هر حال ملى گرايى به معناى متعارف آن در ادبيات علوم اجتماعي،در جامعه کنونى عربستان وجود ندارد. خاندان سلطنتى آل سعود نوع خاصى از ملى گرايى را به مردم تحميل کرده اند و آن وفادارى مردم به پادشاه و خاندان سلطنتى است. بر اساس اين تفسير پادشاه حاکم و امام است و نامش در دعاها ذکر مىگردد. چالش اصلى فراروى شيعيان درمبحث ملى گرايى اينست که آنان به عنوان عامل انشقاق و تفرقه امت اسلامى و حرکتى مخالف جريان کنونى جهان اسلام تلقى مىگردند. پس از انقلاب ايران اين ذهنيت بيش از پيش تقويت شد، زيرا آنان اقمار شيعيان ايران در عربستان نفت خيز و تهديدى براى انسجام ملى تلقى مىشوند. البته نحوه عملکرد و رفتار شيعيان در دوره معاصر عامل ايجاد اين ذهنيت نيست بلکه ريشه آنرا بايد در تاريخ جستجو کرد، چراکه شيعيان همواره در مورد جانشينى پيامبر(ص) با اهل تسنن اختلاف داشته و حکومت آنان را غير مشروع دانسته اند. تاکيد وهابيون بر بکاربردن واژه رافضى (کسانى که خلافت سه خليفه نخست يعنى ابوبکر،عثمان و عمر را مشروع نمىدانند) در مورد شيعيان جايگاه تاريخى حکام سنى و شيعيان مخالف آنان را بر مىتاباند. اين بدان معناست که وفادارى شيعيان به حکومت اهل تسنن همواره مورد ترديد است. به علاوه چون شيعيان مىتوانند دين خود را مخفى کنند (تقيه) جامعه آنان به عنوان آشيانه گروههاى مخالف تلقى مىشود، بنابراين وهابيون نيز در شکل گيرى هويت مستقل شيعيان سهيم بوده اند، در عين حال شيعيان بواسطه برخوردارى از هويت مستقل از سوى وهابيون طرد شده اند.
در عين حال در مفهوم متعارف ملى گرايى و هويت ملى بر رابطه نزديک ملى گرايى و حکومت تأکيد شده است. فهم اين مبحث مستلزم کالبدشناسى رابطه ديالکتيک ناسيوناليسم و مواضع و اصول حکومت سعودى است.
برگرفته از کتاب: The Shi"is of Saudi Arabia اثر فؤاد ابراهيم
هويت شيعى در جامعه عربستان داراى دو جنبه و ويژگى است. از يک منظر شيعيان خود را بخشى جدا از جامعه عربستان تلقى مى کنند و ازمنظرى ديگر يعنى از منظر ملى آنان به عنوان شهروندان کشور تلقى شده و با ديدى جامع گراتر نگريسته مى شوند. شکل گيرى اين هويت دوگانه شيعيان عربستان تا حد بسيار زيادى به عوامل فرهنگي، مذهبى وسياسى وابسته است.
در عربستان سعودى معيار تعيين هويت متفاوت است، زيرا معيارهايى مانند منطقه سکونت (به عنوان مثال حجاز، عصير، شرقيه)، دين يا فرقه فرقه هاى اصلى: (شيعيان، اهل تسنن) و شاخههاى فرعى: حنبلى وهابي، جعفري، اسماعيلي، مالکى و شافعي) و يا قبيله (عنيزه، شمار، قحطان، غميد و غيره) مىتوانند معيار تعيين هويت قرار گيرند، با وجود اين ممکن است هويت برخى گروهها با لحاظ همه اين ويژگىها تعيين شود، نظير شيعيان اسماعيليه. 
به طور کلى مردم مايلند بيش از يک معيار براى تعيين هويت آنها به کار رود، از اين رو ممکن است براى معرفى خود چند ويژگى اعم از قبيله، خاندان، کشور، منطقه، شهر، دين، مذهب، حزب و غيره را به کار ببرند.
همواره انتخاب معيار تعيين هويت شخص متاثر از شرايط است. گاهى شخص فقط يک ويژگى را ملاک تعيين هويت خود قرار مىدهد، زيرااين ويژگى مختصات منحصر به فرد و خاص وى را کاملا بر مىتاباند.وقتى دو گروه با يکديگر روبرو مىشوند، هويت اهميت بسيارى پيدامى کند. به عنوان مثال پافشارى وهابيون در تحميل عقايد خود به ديگران موجب شده گروه هاى ديگر هويت آنان را بپذيرند و از آنان پيروى کنند. در اين مورد هويت شيعيان در مقابل و عليه هويت وهابيون است.
پس از انقلاب ايران فرقه گرايى در ميان شيعيان عربستان تشديد شد، زيرا در اين برهه شکلگيرى هويت شيعى بسيار ضرورى به نظر مىرسيد.
پس از دورهاى نسبتاً کوتاه عناصر و شاکله هاى هويت شيعيان استان شرقى عربستان افزايش يافت و علاوه بر ويژگىهاى ديني، عوامل درونى و بيرونى نيز شکل گيرى هويت شيعى را متاثر نمودند. اين عوامل عبارتند از لهجه، مثل ها، افسانه ها و داستان هاى عاميانه، فعاليت اقتصادي، آداب و سنن شامل نوع لباس و پوشش و نحوه برگزارى جشن هاى عروسى و ارزش هاى اجتماعى و خانوادگي. بدين ترتيب همه اين عوامل و عناصر، در شکل گيرى هويت شيعى منشأ اثرند.
اما شيعيان چگونه شعور جمعى خود را تقويت کردند؟ پاسخ به اين سؤال مستلزم بررسى وجوه تمايز شيعيان استان شرقى از ديگر گروهها است، لذا در ادامه اين ويژگى ها بررسى مىگردد.
بيشتر عزيزانى که به حج مشرف شده و به پاى بوسى و زيارت قبر رسول خدا (صلى الله عليه وآله)، ائمه طاهرين و فاطمه زهرا (سلام الله عليهم اجمعين) رفتهاند آگاهند که شمار زيادى شيعه، بالغ بر چند ده هزار نفر به نام نخاوله در مدينه منوره زندگى مىکنند. محقق آلمانى با نام «ورنر انده» کتابى درباره آنان نوشته است که به فارسى ترجمه و تحت عنوان «جامعه شيعه نخاوله در مدينه منوره» (قم، انتشارات دليل ما) منتشر شده و شرحى تاريخى درباره آنان به دست داده شده است.
در دوران آيت الله سيد ابوالحسن اصفهانى و سپس آيت الله بروجردى دو تن از علماى برجسته شيعه ايرانى که در عراق بودند يکى مرحوم آيت الله سيد محمدتقى طالقانى (آل احمد ـ برادر جلال) (م 1331ش) و ديگرى آيت الله سيد محمد لواسانى پس از طالقانى، به نمايندگى از مراجع در مدينه حضور داشتند. مرحوم آل احمد به مرگ فجأة درگذشت و شبهه شهادت هم درباره وى داده شد. پس از آن آيت الله لواسانى براى سالها در آنجا حضور داشتند.
دو نامه زير مربوط به وقايع سال 7ـ138۶ ق (13۴۵ ـ 13۴۶ش،19۶۶ ـ 19۶7) است. زمانى که آيت الله لواسانى بر آن بوده است تا مهديهاى در مدينه بسازد. وى زمين آن را از مال خويش خريدارى کرده و سپس اقدام به ساختن آن کرده است.
در ابتدا مشکلى وجود نداشته است، اما يکباره چند اقدام همزمان، سبب شده است تا سعودىهاى وهابى نگران شده ساختمان را توقيف کنند.
بر اساس آنچه در نامه ذيل آمده است، اقامه نماز جماعت توسط آيت الله شريعتمدارى، سخنرانى آقاى فلسفى و گذاشتن بلندگو بر فراز ديوار بقيع، ديدار برادران شيرازى با برخى از چهرههاى سعودى، نماز آيت الله شاهرودى و همينطور اعلان افتتاح ساختمان آيتالله عمروى (که ايشان تاکنون زندهاند) سبب برآشفتن وهابىها شده است.
درخواست آيت الله لواسانى آن است تا آيت الله ميلانى اقدامى در جهت رفع توقيف از بناى مهديه در مدينه منوره به عمل آورد و به خصوص پيشنهاد او اين است که به نحوى دست به دامن دولت هم بشود.
هرچه هست، اين دو نامه، دو سند زنده از فعاليت هاى شيعه در مدينه منوره و برخورد سعودىها با اين اقدامات است.
اين داستان در شکل جديد آن بيش از يک صد سال است که ادامه دارد.
محضر مبارک حضرت آية الله العظمى آقاى حاج سيد محمد هادى ميلانى دامت برکاته
بعرض عالى مىرساند ساختمان المهديه در مدينه منوره که مرکزى از مراکز شيعه در اين خاک و ديار مىباشد به عوارض و عوامل چندى جلب نظر علماى وهابى را نموده است.
ادامه مطلب...
وزارت امر به معروف و نهي از منکر و پليس عربستان با تحريک وهابيون اقدام به توهين به شيعيان حاضر در اماکن مقدس اين کشور ميکنند و چندي است نيز برخى طلبههاى وهابى افغانى که به زبان فارسي نيز تسلط دارند در قبرستان بقيع به توهين به زائران ايرانى و شيعي ميپردازند.
به گزارش خبرنگار سرويس بينالملل «جهان» از مدينه، سختگيريها و توهينها عليه شيعيان در برخي اماکن مقدس عربستان در حالي صورت مي پذيرد که ناهماهنگي ميان پليس عربستان که زير نظر وزارت کشور قرار دارد و عوامل وزارت امر به معروف و نهي از منکر که زير نظر علماي وهابي قرار دارد، کاملاً مشهود است.
اين گزارش مي افزايد: تمامي برخوردهاي صورت گرفته با شيعيان ايراني و عراقي از سوي عوامل وزارت امر به معروف و نهي از منکر صورت ميپذيرد.
بنابراين گزارش حضور برخي طلبههاى وهابى افغانى که به زبان فارسي تسلط کامل دارند در قبرستان بقيع و توهين به زائران ايراني از ديگر سختگيرىهايى است که امسال تشديد شده است. گفتني است پس از روي کار آمدن ملک عبدالله، شيعيان عربستان با وي بيعت کردند و در چند سال گذشته شيعيان عربستان و مدينه از آزادي نسبي برخوردار بودند به گونهاى که توانستند پس از سالها حسينيه فاطمة الزهرا را در مدينه بازسازي کنند و هر شب ميزبان عده کثيري از زائران ايراني و شيعي باشند.
بحث امروز در مورد علل پيدايش فرق اسلامي است و انشعاباتي که بعد از رحلت رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ايجاد شد.
با توجه به حديث شريف رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) که فرمود:
«ستفرق أمتي ثلاث و سبعون فرقة و کلهم في النار إلا فرقة واحدة؛ بعد از من، أمت من به 73 فرقه منشعب مي شوند و جز يک فرقه که اهل نجات اند، همه گرفتار آتش جهنم خواهند شد.»
معجم کبير طبراني، ج18، ص۵1 - تاريخ دمشق، ج33، ص370 - ميزان الإعتدال ذهبي، ج2، ص۴30 - لسان الميزان، ج3، ص291- سنن ترمذي، ج۴، ص13۵ - جامع الصغير سيوطي، ج2، ص۴۴۵ - کنزالعمال، ج1، ص183 - جامع البيان، ج۴، ص۴۴ - تفسير قرطبي، ج۴، ص1۶0
با توجه به اينکه اين حديث در منابع روائي شيعه و أهل سنت مفصل آمده و بزرگان أهل سنت مانند ترمذي و ابن ماجه در سنن خود صراحت دارند بر صحت روايت و ناصرالدين الباني حديث شناس پرآوازه وهابيت، در کتاب سلسلة الأحاديث الصحيحة، صراحت دارد بر صحت روايت.
آنچه که مىتواند صحت واقعي روايت را براي ما ثابت کند، افتراق أمت به انشعابات متعدد در جامعه اسلامي، پس از رحلت نبي مکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود. از همان آغاز بعد از رحلت، جامعه اسلامي به دو دسته تقسيم شد؛ يک دسته طرفدار آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) و مدعي خلافت منصوصه آن حضرت و انحصار خلافت و جانشيني رسول اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) در آن بزرگوار که آمار اينها هم کم نبود؛ حتي در برخي منابع أهل سنت مانند شرح نهج البلاغه إبن أبي الحديد معتزلي، آمار ده هزار نفر را ذکر مىکند که از علي (عليه السلام) حمايت مي کردند. دسته ديگري بودند در برابر دسته اول، حدود بالاي هفتاد هزار نفر که از خلافت خليفه اول، ابوبکر حمايت کردند و با توجه به آنچه که از قبل برنامه ريزي شده بود، قبائل و عشائر عرب، از اطراف مدينه به درون مدينه آمدند، براي کمک رساندن به خلافت ابوبکر و بيعت گرفتن از مردم براي او و هموار کردن راه براي کساني که بر خلاف نصوص رسول اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم)، در رأس هيئت حاکمه قرار گرفتند؛ همانند قبيله أسلم که خليفه دوم مىگويد:
ادامه مطلب...
چندى است مفتيهاى وهابى ـ که چيزى از اسلام سراسر رحمت و عطوفت و مهر نياموختهاند ـ فتواهاى عجيبى صادر کردهاند.
آنان که جز تکفير ديگران و قتل و خشونت چيز ديگرى نمىشناسند، آموزههاى جاهلى و خشونتطلب خود را به اسلام عزيز نسبت مىدهند.
فتاوايى همچون:
ـ جشن گرفتن، حتى به مناسبت ميلاد پيامبر و بزرگان، حرام است!
ـ هديه دادن گل حتى به بيماران حرام است!
ـ حرام بودن جشن تولد حتى براى کودکان و بچههاى خردسال
ـ بدعت شمردن شستن گوشت قبل از پختن
ـ حرام دانستن استفاده از کمربند ايمنى! زيرا مانع قضا و قدر مىشود!!
ـ حرام دانستن گريه بر اموات، حتى بر پدر و مادر و فرزندان
و دهها فتواى خرافى ديگر ...
آيا نتيجه اينگونه تحجّر و جهالت غير از بوجود آمدن گروههاى تروريستى و خشونتطلبى است که به اسم اسلام، به راحتى مسلمانان را هم کافر مىدانند و دسته جمعى به قتل مىرسانند؟!
وقتى همه غريزههاى فطرى انسان را ـ که خداوند در وجودش نهاده ـ سرکوب کنيد و حتى اشک ريختن او را در فراغ عزيزانش حرام بدانيد! آيا مىشود از او جز آدم کشى و شرارت انتظار ديگرى داشت؟!
عجيبتر اينکه
چندى است برخى از مولوىهاى مسجد مکى زاهدان هم به دامن همين جهالتها افتادهاند و در آخرين اظهارنظر (مثلاً فتوايىشان) حکم کردهاند که عيد نوروز بدعت! محسوب مىشود چون اين زياد کردن در اسلام به شمار مىرود!!
حتى هديه دادن و ديد و بازديد و تفريح در اين ايام را هم ناروا شمردهاند!
و در توهينى آشکار همه پارسىزبانان و از جمله ايرانيان را ـ که شروع بهار و آغاز سال نو را گرامى مىدارند ـ آتش پرست و اهل بدعت معرفى کردهاند!!
تصوير زير از سايت رسمىشان (فارسى و عربى) گرفته شده است و در آن شروع عيد نوروز را از دوره سلجوقيان! دانستهاند که چون در اسلام نبوده پس بدعت است و در يادداشت جديدشان، تاريخ آن از دوره جمشيد و قبل از اسلام دانسته و با استناد به حديثى جعلى مردودش شمردهاند!

البته اينکه نوروز و آغاز بهار به عنوان عيد اسلامى شمرده شود، ما سند و مدرک معتبر قطعى نداريم و هيچ کسى هم ادعا نکرده اين عيد جزو اعياد اسلامى است.
نوروز عيد است، چون شروعى دوباره در زندگى است ..
عيد است چون آغاز شکفتن طبيعت است ...
عيد است چون آغاز سير و سفر است که خداوند فرموده است: «سيروا في الأرض ..»
عيد است چون بيشترين ديد وبازديدها و صله ارحام ـ که اين همه اسلام عزيز به آن تأکيد دارد ـ در اين ايام است..
اين حضرات لحظهاى هم فکر نکردهاند که اگر هرچيز جديد بدعت بهشمار آيد، خودشان هر روز و هر ساعت مرتکب بدعتند!
مگر در نماز جمعههايتان از ميکروفون و بلندگو استفاده نمىکنيد؟
مگر سوار ماشين نمىشويد؟

مگر از تلفن و موبايل استفاده نمىکنيد؟
مگر از اينترنت استفاده نمىکنيد و هر روز مطلب کذب و جنجال برانگيز در سايتها و بلاگهايتان نمىنويسيد؟
مگر از عينک استفاده نمىکنيد؟
خوب همه اينها جديد است و در صدر اسلام نبود!
آيا رواست هر چيز جديد ـ ولو سودمند ـ را بدعت بدانيد؟
و لابد کسانى را که مرتکب اين بدعتها مى شوند کافر دانسته و حکم به قتلشان مىدهيد!!
آيا رواست مردم مسلمانى را که با شروع سال جديد، غسل مىکنند.. به اماکن مذهبى مىروند .. قرآن تلاوت مىکنند و دعاى يا مقلب القلوب .. مىخوانند را اهل بدعت دانست؟
اصولاً سنت از نظر شما چيست که خلاف آن را بدعت مىدانيد؟
اينکه عيد نوروز جزو اعياد اسلامى هست يا نيست يک بحث است و اينکه کسانى را که بزرگداشتى غير از اعياد اسلامى هم دارند اهل بدعت بدانيد! بحث ديگرى است.
مگر شما عيد غدير را که به فرموده نبى مکرّم اسلام (بر اساس روايات صحيح و معتبر) بزرگترين عيد اسلامى است، به آل بويه نسبت نمىدهيد؟
مگر نمىگوييد هيچ کس حق ندارد چيزى به اسلام بيافزايد يا از آن کم کند و اگر کسى چنين کرد اهل بدعت است.. پس چرا منکر عيد غدير شدهايد؟ آيا اين عين بدعت نيست؟؟
اميد که با تفکّر و تعقّل در کجفهمىتان از اسلام بازنگرى کرده و به اسلام ناب روى آوريد که اسلام مهر و شفقت و رحمت و مروّج سنت اصيل نبوى است.
اين روزهاى عيد بدجورى ذائقه همه را تلخ کرديم ...
و جهت تفريح و خنده هم شده اين فتواى مضحک از مفتى معروف عربستان (عبدالله النجدى) را هم در مورد فوتبال ببينيد:
ـ فوتبال حرام است مگر با چهارده شرط (که البته با رعايت اين شرطها هم توصيه نمىشود):
1. تعداد يازيکنان يازده تا نباشند!. بلکه بايد بر اين تعداد اضافه يا کم کنيد!
2. دور زمين خط کشى نباشد.
3. کلماتى همچون گل و اوت و پنالتى و کرنر گفته نشود.
4. دروازه به جاى دو تيرک، سه تيرک داشته باشد.
5. در بين بازى نبايد کسى شما را تماشا کند! به آنها بگوييد برويد دنبال منکرات خودتان! در بازارها و روزنامه ها و بگذاريد ما بدنمان را قوى کنيم!!
6. هر کسى که گل بزند و سپس بدود تا بقيه او را دنبال کنند و بغل نمايند، بايد به صورتش تف انداخت و تنبيه کرد!!! زيرا ورزش بدنى شما چه ارتباطى به شادى و بغل کردن و بوسيدن دارد!
7. بايد با لباس خواب يا غيره خودتان و بدون شورت ها و پيراهنهاى رنگارنگ و شماره دار! بازى کنيد.
8. هر کس از شما که در اثناء بازى افتاد و دست يا پايش شکست، يا دستش به توپ خورد بازى بهخاطر او نبايد متوقف شود و به کسى که او را انداخته کارت زرد يا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن يا ضربه ديدن بايد به قاضى مراجعه شود تا آن بازيکن حق شرعى خود را همانطور که در قرآن است بگيرد و شما بايد شهادت دهيد که فلانى عمداً دست يا پاى او را شکست!
9. در بازى فوتبال شخصى را به عنوان داور انتخاب نکنيد!
10. هنگامى که بازيکنى مصدوم شد، نبايد بازيکن ديگرى را جايگزين او کرد!
11. بايد قصدتان از بازى فوتبال فقط تقويت بدنى براى جهاد باشد!!
12. زمان بازى را نبايد 45 دقيقه قرار دهيد!
13. نبايد در دو نيمه 45 دقيقهاى بازى کنيد، بلکه در يک يا سه نيمه بازى کنيد!
14. هنگامى که يکي از دو تيم بر ديگرى غلبه نکرد و توپ به دروازهاى وارد نشد(تساوى بازى)، نبايد براى بازى وقت اضافى يا پنالتى در نظر بگيريد (تا يکى پيروز شود)، بلکه بلافاصله بازى را تمام کنيد.
جهت اطلاع بيشتر از اينگونه فتواها به سايتهاى «سلام شيعه»، «جهان نيوز» مراجعه کنيد.
مطبوعات عربي گزارش دادند: به گزارش خبرگزاري مهر،روزنامه هاي جهان عرب به نقل از روزنامه "الوطن" سوريه نوشتند: هواپيماهاي وابسته به گارد پادشاهي عربستان چند روز پيش به همراه سلاح و مهمات، چندين قبضه تيربار ونزديک به يک تن ماده C۴ وارد بيروت شدند. اين روزنامه سوري درادامه مي نويسد: علاوه براين ۶00 نيروي امنيتي عربستان وابسته به دستگاه امنيتي پادشاهي اين کشور که در لبنان مستقر هستند براي انجام ماموريتهاي ويژه اختصاص داده شدند. فرقه ضاله وهابيت با دريافت امکانات گسترده وارد مبارزه و تخريب اعتقادات شيعه در استانهاى جنوبى کشور شده است. به نام حق و حقيقت اين روزها گمانهزنىهاى مختلفى در مورد عوامل شهادت حاج رضوان (عماد مغنيه)، يکى از اسطورههاى مقاومت اسلامى لبنان در رسانههاى غربى و عربى مطرح شده و مىشود. چند خبر مرتبط: ترجمه: محمد اسماعيل نوذرى در پى اظهارات سيد حسن نصرالله، «امير بار شالوم» کارشناس مسايل نظامى اين تلويزيون نيز گفت: ارتش اسرائيل به انتشار نيروهاى هوايى و زمينى خود در سرتاسر مرزهاى شمالى اقدام کرده است. همچنين نيروهاى اورژانس، آتشنشانى و پليس به حالت آمادهباش کامل درآمدهاند. روزنامه صهيونيستى يديعوتآحارونوت: در پى اعلام جنگ فرامرزى حزبالله با رژيم صهيونيستى، آمريکا در پى سخنان دبيرکل حزبالله لبنان و اعلام جنگ فرامرزى با اسرائيل، به گروهها و مؤسسات يهودى در 115 شهر خود اعلام خطر کرد و درباره حملات احتمالى هشدار داد.
ـ پيام رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت الله العظمى خامنهاى به سيد حسن نصرالله اجلاس «وهابيت، مانع انسجام اسلامى» به همّت فصلنامه فرهنگ پويا (از نشريات مؤسسه آموزورود چندين هواپيماى حامل سلاح سبک از عربستان به لبنان مطبوعات جهان عرب به نقل از يک روزنامه سوري گزارش دادند: چندين فروند هواپيماي حامل سلاح و مهمات چند روز پيش از عربستان وارد لبنان شدند که اين موضوع دخالت غير مسوولانه در اوضاع لبنان و ضربه به وحدت ملي و امنيت اين کشور محسوب مي شود.
ادامه مطلب...
به گزارش جهان نيوز، وهابيون در تازه ترين تحرکات خود عليه تشيع، فعاليت هايى را در استان بوشهر آغاز کرده اند و
در اين راستا اعتبارات سنگينى را براى رسيدن به اهدافشان هزينه مى کنند.
گفتنى است شغل اکثر مردم رودان از توابع شيعه نشين استان هرمزگان کشاورزى و بويژه مرکبات، است که وهابيون براى جلب توجه، محصولات آنان را با قيمت بالا خريدارى ميکنند.
همچنين گروهى از هواداران فرقه وهابيت براى دريافت مجوز تأسيس مدارس غير انتفاعى در استان گلستان به تکاپو افتاده اند.
اين گروه در جريان بر گزارى مراسم فرهنگى از جمله نمايشگاه کتاب در اين استان برخى از مدعوين را تهديد مىکنند.
چندى پيش گروه مذکور به يکى از غرفههاى انتشارات هجوم برده و از مسئولان اين غرفه خواستار بازگشت به قم شدند.
اين افراد با راه اندازى محافل علمى و فرهنگى به تبليغ انديشههاى خود مى پردازند و خواستار ايجاد مدارس غيرانتفاعى ويژه اين فرقه در منطقه خود شدهاند.
اين در حالى است که در سالهاى اخير وهابيون فعاليت هاى خود را عليه تشيع در نقاط مرزى کشور گسترش داده اند.
بنا بر اعتراف خود صهيونيستها، بيش از 20 سال است عوامل رژيم صهيونيستى به دنبال ترور وى بودهاند. و جايزه رسمى کشتن وى 2۵ ميليون دلار (بيش از 2۴ ميليارد تومان) تعيين شده بود.
در اينکه عامل اصلى شهادت وى رژيم صهيونيستى و سازمانهاى جاسوسى آمريکا و غربى بودهاند، ترديدى نيست؛ اما مزدورى سرويسهاى جاسوسى کشورهاى جيرهخوار عرب ـ و در رأس آن سه کشور عربستان، اردن و مصر ـ براى صهيونيستها دور از انتظار نيست.
مگر همين کشورها ـ مخصوصاً عربستان و اردن ـ حامى اصلى و پشتيبان لجستيکى و تسليحاتى تروريستها در عراق نيستند؟ مگر عوامل بعثى و بازماندگان صدام معدوم، در اردن آزادانه جولان نمىدهند؟
مگر سرويسهاى جاسوسى همين کشورها به علاوه چندين کشور ديگر منطقه ـ که رشد اسلام ناب پيرو اهل بيت (ع) را خارى در چشم مىبينند ـ براى جلوگيرى از نفوذ شيعيان در عراق و منطقه، جلسات متعدد در پاکستان و ترکيه و اردن نداشتهاند؟
مگر نه اينکه سران وهابيت از پيروزى حزب الله در مقابل رژيم صهيونيستى، محبوبيت سيد حسن نصر الله در ميان ملت عرب و موج گرايش جوانان عرب به سمت مکتب اهل بيت (عليهم السلام)، به وحشت افتاده و کمک به حزب الله را تحريم کردند؟!
مگر جز اين بود که رژيم غاصب حجاز ـ که پرچمدار تفکر وهابيت متحجّر است ـ در جنگ 33 روزه، سوخت هواپيماهاى رژيم صهيونيستى را تأمين مىکرد؟
از پيروان فرقه خرافهاى وهابيت انتظارى هم جز اين نيست؛ چرا که اساساً وهابيت به همين هدف توسط انگليس تأسيس شده و توسط استکبار تقويت مىشود.
«يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُون؛ مىخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؛ ولى خدا نور خود را کامل مىکند، هر چند کافران ناخشنود باشند (سوره صف، آيه 8)»
هر آينه وعده خداوند حق است و ديرى نخواهد پاييد وهابيتِ رو به زوال، همچون رژيم نژادپرست صهيونيستى ـ که در گرداب سقوط قرار گرفته ـ از صفحه روزگار محو خواهد شد و مسلمانان و آزادىخواهان عالم، طعم شيرين اسلام واقعى را خواهند چشيد. ان شاء الله
در سميناري در قاهره ادعا شد:
مشارکت سعوديها در ترور عماد مغنيه
تعدادي از کارشناسان و سياستمداران عرب و مصري طي سميناري ادعا کردند عربستان سعودي پس از ترور "رفيق حريري" نخست وزير پيشين لبنان، در افزايش بحران سياسي اين کشور نقش موثري ايفا کرده است.
ادامه مطلب...
شايد گزارش تحقيقى ديپلمات کهنه کار آمريکا در mideast monitor از اين جهت ارزشمند وشايان توجه است که مطالبى را بهطور بىپروا در سه حوزه مهم: چگونگى قدرت يابى وهابيت، بهره بردارى حکومتگران سعودى از ايدئولوژى و علماى وهابى و سلفى، موارد تبانى ايالات متحده با سعودىها، بازگو مىکند که قاطبه کارشناسان و گزارشگران آمريکا از طرح آنها امتناع مىورزيدند.
گزارش کورتين وينزر از جهات ديگر نيز حائز اهميت است. او به عنوان فرستاده ويژه آمريکا به خاورميانه در دوره و حکومت ريگان شاهد عينى دوران شکل گيرى يکى از پيمان هاى تاريخى ميان رياض و واشنگتن در دهه 90 بوده است، پيمانى که در نهايت به ظهور طالبان و القاعده منجر شد و وهابيون با امضاى دولتمردان وقت آمريکا اجازه يافتند در فراسوى مرزها به تسليح و تجهيز جوانان کشورهاى فقير آفريقايى و آسيايى درجهت آرمانهاى ايدئولوژيک خويش مبادرت کنند.
وينزر در گزارش خود خطاب به مراکز امنيتى آمريکا که از موج تروريسم هوشمند جنگجويان سلفى کلافه وسردرگمند، نکات هشدار دهندهاى را درباب تشخيص هاى اشتباه بوش از جريانات اسلامى ياد آورى مىکند. او ضمن بيان انحراف هاى آئين وهابيت از اسلام و اعتقادات اصيل مسلمانان، نشان مىدهد که چگونه اين تشخيص هاى شتابزده و حساب نشده به نوشتن ليست نادرست از گروه هاى تروريستى در کاخ سفيد و تقابل آمريکا با ايران شيعه منجر شد.
نويسنده گزارش «وهابيت به مثابه فاشيسم ايدئولوژيک» در کارنامه خويش سابقه تصدى سفارت آمريکا در کاستاريکا در خلال سال هاى 1985-1983 را دارد. وى رئيس و مالک شرکت آمريکايى مارمت است و در هيأت مديره چند سازمان سياستگذارى عمومى از جمله مؤسسه ويليام اچ دانر، مؤسسه اطلس در امور تحقيقات اقتصادى، مرکز تحقيقات رسانه و انستيتو هودسون کار مىکند.
سير قدرت يابى وهابيت
وهابيت، برگرفته از آموزه هاى محمد بن عبدالوهاب، چهره متعصب قرن هجدهم از اهالى نواحى مرکزى عربستان است. وهابىها همچون اغلب جريانهاى راديکال مذهبى از جمع بين قدرت دولت و ايدئولوژى و تز استقرار خلافت دفاع مىکنند. (خلافت شکلى از حکومت است که برخى فرمانروايان وقت با ادعاى جانشينى پيامبر در عصرگسترش جهان اسلام آن را اختيار کردند.)
آنچه وهابيت را از ساير جريان هاى دينى در جهان تسنن متمايز مىسازد، اشتغال و تلاش وهابىها به تصفيه و پاکسازى ساير فرق اسلامى از جمله، شيعيان، صوفيه و ساير نحله هاى مسلمانان است که تفسير مخدوش و تحريف شده وهابيت از اسلام را نمىپذيرند. در سال 1744 ابن عبدالوهاب با آل سعود پيمانى تاريخى بست و به اقدام هاى خود داير بر حذف و نابودى ساير رقباى مذهبى وجهه قانونى داد.
در مقابل، آل سعود هم از اقدام هاى متعصبان وهابى مبنى بر آنچه اين فرقه پاکسازى زمين از لوث وجود «کافران» مىخواند، پشتيبانى کرد. درسال 1801، جنگجويان وهابى و سعودى به عراق فعلى حمله کردند و کربلا شهر مقدس شيعيان را مورد غارت و چپاول قرار دادند که در نتيجه اين تهاجم بيش از 4 هزار نفر کشته شدند. سعودىها پس از تصرف مکه و مدينه، قبور مقدس اولياى شيعه نظير جنات البقيع ـ که قبور 4 تن از 12 امام شيعه در آن واقع است ـ با خاک يکسان کردند. (با اين ادعا که وجود مقبره «بدعت» است.) 
علماى وهابى به پاس حمايت و پشتيبانى خود از سلطه خانواده سلطنتى بر حوزه هاى سياسى، امنيتى و اقتصادى، توانستند نظارت و کنترل نهادهاى مذهبى و آموزشى دولتى را بدست گيرند و اجازه يافتند تا تفسير خشک و سختگيرانه خود از شريعت اسلامى را به مورد اجرا بگذارند. وهابيت تا دهه 60 تا حد زيادى به شبه جزيره عربستان محدود مىشد، اما در دهه 60 که پادشاهى سعودى به اعضاى تندروى جمعيت اخوان المسلمين که از آزار و شکنجه حکومت جمال عبدالناصر مىگريختند، پناه داد، ميان اصول عقيدتى بدوى اما جدا افتاده و منزوى وهابيت ـ يعنى ايدئولوژى رسمى سعودى ـ با تعاليم سلفى برخى مؤسسين اخوان المسلمين که حاکمان سکولار عرب را به مثابه کافران و اهداف مشروع جنگ مقدس و جهاد معرفى و محکوم مىکرد، امتزاج و پيوندى حاصل شد. اين ترکيب تازه در واقع تلفيق محافظه کارى فرهنگى و اجتماعى وهابيت و راديکاليسم سياسى اخوانىها بود که موجب پديد آمدن گونه ستيزه جوى وهابيت شد که سرانجام القاعده از آن پديد آمد.
اصطلاحات نادرستى مانند فاشيسم مذهبى که برخى محافل غرب بارها به اشتباه از آنها براى اشاره به همه اشکال اسلامگرايى استفاده کرده اند، امروز براى نامگذارى وهابيت مناسب به نظر مىرسند. امتناع فرقه وهابى از پذيرش حقوق فردى، تحقير وتخفيف حقوق و شأن و منزلت زنان، بى اعتنايى به ارزش هاى واقعى و فطرى حيات انسان و تشويق خشونت بر ضد حريفانش که آنها را کافر مىنامد همگى از جمله مواردى است که در ميان جنبش هاى اصولگراى اسلامى نظير ندارد.
جيمز وولسى رئيس سابق سازمان CIA، براى توصيف وهابيت از عبارت «توتاليتاريانيسم تئوکراتيک» استفاده مىکند، عبارتى که هم تمايل جريان وهابى به کسب قدرت در جزيى ترين شئون حيات روزمره مسلمانان و هم جاه طلبى هاى جهانى آن را برجسته مىسازد. وى همچنين به اين نکته اشاره مىکند که مريدان فرقه وهابى با بر افراشتن بيرق اسلام، منافع ملى، سياسى و يا سرزمينى خاصى را دنبال نمىکنند. با همين نگاه ايمن الظواهرى مرد شماره 2 القاعده، به لحنى تند گروه اسلامگراى فلسطينى حماس و جمعيت اخوان المسلمين مصر را به دليل شرکت در انتخابات ملى محکوم کرد.
درخلال دهه 70، روحانيون وهابى گسترش اين آميزه به اصطلاح انقلابى و بدوى عقيدتى را در سطح دانشگاه ها و مساجد سعودى ترويج کردند زيرا سعودىها مىپنداشتند که وهابيت به مثابه سد و مانعى در برابر تهديد ناشى از غربى شدن فرهنگ وچتر مصونيتى براى فساد ناشى از افزايش قيمت نفت که از دهه 70 شروع شد، است. اشغال مسجد اعظم در مکه از سوى طلبه هاى تا بن دندان مسلح وهابى در سال 1979 زنگ خطر را براى سعودىها به صدا در آورد. پس از اين خانواده سلطنتى در پى فرصتى بودند که در سايه آن افراط گرايى فزاينده و رو به رشد ناشى از نسل تازه وهابيت را تغيير جهت دهند. تهاجم شوروى به افعانستان همان نقطه انحرافى بود که خاندان سلطنتى روى آن انگشت نهاد.
سعودىها با همکارى و مساعدت سازمان اطلاعات و امنيت داخلى پاکستان (ISI) و سازمان CIA روى برنامه کمک به مجاهدين افغان به طور گسترده سرمايه گذارى کردند. دراين راستا آنها به منظور نشر ادبيات و ايدئولوژى نو وهابى در اردوگاههاى پراکنده و نامنظم پناهندگان افغان در پاکستان، از مدارس تندرو و افراطى حمايت مالى وسيع کردند. آنها همچنين، هزاران طلبه داوطلب را از عربستان سعودى و ساير کشورهاى عربى براى جنگ دوشادوش مجاهدين به افغانستان گسيل کردند. اين به اصطلاح «اعراب افغان» پس از عقب نشينى شوروى از افغانستان در سال 1988 در مناطق گسترده اى از جهان پراکنده شدند و به نام اسلام به مبارزه با حريفان شان که همچنان آنها را کافران مىخوانند، ادامه دادند. دراين مسير واعظان ستيزه جوى وهابى نيز با آنها همراه شدند. در واقع اين طيف ـ اعراب افغان ـ ستون فقرات القاعده را مىسازند.
ستاد عملياتى القاعده در ابتدا در بخش هايى از سودان لانه گزيده بود، اما در پى اشغال کابل توسط طالبان به افغانستان کوچ کرد. طالبان نيروى افغان تازه اى بود که اعضاى آن از مدارس وهابى جذب شده بودند و پاکستانىها به آنها آموزش دادند. برهمين اساس غايت و آرمان طالبان برپايى دولت الگو و نمونه وهابى در افغانستان بود. خاندان سعودى، در پاسخ به فشارهاى زياد واشنگتن تابعيت سعودى بن لادن را لغو کرد اما در زمينه مقابله با مؤسسه وهابى در داخل و خارج از کشور که اغلب در پوشش نهادهاى خيريه فعاليت داشتند، اقدام چندانى به عمل نياورد. اين در حالى بود که تهاجم ايدئولوژيک وهابيت در سراسر جهان متکى بر کمک هاى نقدى و پشتيبانى مالى حکومت سعودى بود و پول القاعده از طريق همين مؤسسه هاى خيريه جمع آورى مىشد.
بسيارى عقيده دارند که اسامه بن لادن با شاهزاده ترکى الفيصل ـ که در زمان راه اندازى اعراب افغان و تأسيس طالبان رياست نهاد قدرتمند سازمان اطلاعات و امنيت حکومت سعودى را در دست داشت ـ در اواسط دهه 90 به يک توافق مهم رسيده است که به موجب آن توافق، القاعده پادشاهى را هدف حملات خود قرار نخواهد داد و پادشاهى سعودى هم مانع از جمع آورى و انتقال کمک مؤسسههاى سعودى براى القاعده نخواهد شد و بن لادن را هم مسترد نخواهد کرد. شايد پيرو همين پيمان نامه تاريخى بود که القاعده پيش از 11 سپتامبر، به کلى از انجام حملات به اهداف سعودى در عربستان خوددارى کرد. اما پس از 11 سپتامبر براى مدتى حکومت سعودى تحت فشار واشنگتن، برنامه سرکوب سلولهاى مخفى القاعده در عربستان را آغاز کرد، حملات تروريستى و درگيرى ميان نيروهاى پليس سعودى و ستيزه جويان وهابى پس از ماه مه 2003 بهطور مرتب روى داده است. با اين وجود به نظر مىرسد که بيشتر گروه هاى تروريستى وابسته به القاعده همچنان به همان «پيمان نامه تاريخى با ترکى الفيصل» احترام مىگذارند؛ زيرا صدها نفر از اعضاى خاندان سلطنتى سعودى بدون واهمه از به قتل رسيدن به سراسر نقاط جهان سفر مىکنند.
از نشانههاى ديگر اين بده بستان ميان القاعده و سعودىها اين است که تروريستها صنعت نفت حساس و آسيب پذير اين کشور را تنها يک بار هدف حملات قرار دادند. پادشاهى سعودى هم با وجود همکارى محدود با واشنگتن در زمينه کنترل منابع مالى تروريستها، متقابلاً به تعهد خود مبنى بر گسترش وهابيت در داخل و خارج از کشور پايبند مانده است و اين امکان را فراهم کرده که همچنان شمار فزاينده سربازان متعصب و مشتاق براى سازمانهاى تروريستى در خاک اين کشور تربيت و تجهيز شوند.
آموزه هاى سياسى نو وهابيت:
افلاطون مىگويد: انسان نيازمند راهنماى مناسب و فطرت نيکوست، در اين صورت در ميان همه موجودات به فرهيختهترين و ملکوتىترين موجود تبديل مىشود. اما در صورت آموزش نادرست به وحشىترين موجودات زمينى بدل خواهد شد.
برآورد مىشود که بيشتر از يک سوم برنامه هاى آموزشى مدارس دولتى در عربستان سعودى به تعاليم وهابى اختصاص دارد. بخشى از متون درسى مدارس سعودى پس از 11 سپتامبر در رسانههاى آمريکا نقل شد که جنجالهاى زيادى را برانگيخت. مثلاً يک کتاب درسى به دانش آموزان کلاس 9 اين را القا مىکند که روز داورى فرا نمىرسد مگر آن که مسلمانان با يهوديان جنگيده و آنها را بکشند. در حالى که در متن ديگر آمده: بر مسلمانان واجب است تا کافران را دشمنان خود بشمارند. حکومت سعودى که به دنبال اين افشاگرىها آشفته و سردرگم بود، مدعى شد که بررسى و بازنگرى برنامههاى آموزشى مدارس کشور را در دستور کار قرار داده است و وعده داد که تمامى چنين متونى از کتابهاى درسى حذف خواهند شد. با اين وجود، سال گذشته فريدام هوز(Freedom House) گزارش جامعى درباره برنامه هاى آموزشى جديد عربستان منتشر کرد و در خاتمه چنين نتيجه گيرى کرد که: «اشاعه و تبليغ ايدئولوژى نفرت و دشمنى نسبت به مذاهب وآئينهاى ديگر شامل مسيحيان، يهوديان، شيعيان، هندوها، صوفىها و مسلمانان سنى که از آموزهها و تعاليم وهابيت پيروى نمىکنند و بى ايمان و کافر تلقى مىشوند، همچنان ادامه دارد.» بعضى از تحليلگران ارتباط ميان تعاليم وهابيت و اقدامات وهابيون را رد مىکنند، زيرا معتقدند صرف اعتقاد به
آئين و مرامى بشدت محافظه کار و مخالف با تکثرگرايى لزوماً از کسى، يک انسان بى رحم نمىسازد. اما اين ديدگاه و استدلال کاملاً بى پايه و اساس است زيرا اگر تنها يک درصد از 5 ميليون دانش آموز سعودى تحت تأثير تعاليم وهابى، به خشونت متوسل شوند، در اين صورت 50 هزار نيروى جنگجو پديد مىآيد. تعجبى ندارد که خود بن لادن هم در پيام صوتى آوريل 2006 دخالت خارجىها در برنامه هاى آموزشى مدارس سعودى را محکوم کرد. علاوه بر اين، روحانيون وهابى در عربستان سعودى که از به اصطلاح جهاد عليه دشمنان اسلام درخارج از کشور دفاع مىکنند، از اين تعاليم پشتيبانى مىکنند. مخصوصاً تحريک به خشونت بر ضد شيعيان رايج و متداول است تا جايى که در دسامبر سال، 2006 يک روحانى عاليرتبه نزديک به خانواده سعودى به نام «عبدالرحمن البراک» شيعيان را به عنوان فرقه ضاله حتى خطرناکتر از يهوديان و مسيحيان محکوم کرد.
در نوامبر سال 2006، 26 روحانى وهابى که بيشتر آنها واعظان و سخنرانان مطالعات اسلامى در دانشگاه هاى مختلف کشور بودند و از حمايت مالى حکومت سعودى برخوردارند، فتواى جنگ بر ضد نيروهاى آمريکايى در عراق را صادر کردند. دو مقام سعودى در مصاحبه اى با رسانههاى غربى اين فتوا را محکوم کردند اما در مورد باز پس گيرى فتوا مطلبى در رسانههاى محلى به عربى منتشر نشد. چند ماه بعد، يک گروه مخالف با دولت سعودى نوار ويدئويى را منتشر کرد. صالح بن محمد اللحيدان رياست شوراى عالى قضايى عربستان سعودى در نوار ويدئويى به جوانان سعودى حاضر در مسجدى دولتى توصيه مىکند که چطور به داخل خاک عراق رخنه کنند و با نيروهاى ايالات متحده بجنگند، همچنين به آنها اطمينان مىدهد که نيروهاى امنيتى سعودى پس از بازگشت به کشور، آنها را مجازات نخواهد کرد. هرچند لحيدان آشکارا اظهارات خود را پس گرفت اما نوارهاى ويدئويى روحانيون برجسته سعودى که مردم را به برپاکردن جنگ وشورش مقدس در عراق و نقاط ديگر تشويق مىکنند، همچنان دست به دست مىچرخد.
صدور کينه و خصومت به اقصى نقاط جهان:
با وجود اين که شهروندان سعودى همچنان به عنوان پيشتازان وصف اول پشتيبانان افراط گرايى مذهبى در سراسر جهان هستند، اما ساز وکار اشاعه و رشد ايدئولوژى وهابيت در خارج از عربستان قرار دارد. سعودىها در طول 2 دهه گذشته حداقل 87 بيليون دلار براى اشاعه و تبليغ وهابيت در خارج از کشور هزينه کرده اند. و عقيده بر اين است که با افزايش سرسام آور قيمت نفت در 2 سال گذشته، ميزان سرمايه گذارى سعودىها دراين زمينه باز هم افزايش يافته است. قسمت عمده اى از اين سرمايه ها صرف ساخت و تأمين هزينه هاى اجرايى مساجد، مدارس و ساير مؤسسه هاى مذهبى مىشود که وهابيت را تبليغ و ترويج مىکنند. همچنين حکومت سعودى از تربيت امامان جماعت وهابى، نفوذ و تسلط بر رسانههاى گروهى، انتشار نشريات، توزيع کتابهاى درسى و مجلات وهابى و اعطاى هدايا و جوايز به دانشگاه هاى تحت نفوذ اين فرقه حمايت مىکند.
ميزان سرمايه گذارى سعودىها در ترويج وهابيت يک رقم افسانه اى است. حزب کمونيست اتحاد جماهير شوروى و کومينترن آن، در مقايسه با سعوديها تنها حدود 7 بيليون دلار براى تبليغ ايدئولوژى کمونيسم در سراسر جهان در خلال سالهاى 1921 و 1991 هزينه کردند. فقدان سلسله مراتب رسمى در سازمان روحانيت موجب مىشود مؤسسات مذهبى سنتى در مواجهه با فعاليت هاى مبلغان وهابى که حالتى سازمان يافته و بشدت تشکيلاتى دارد، تضعيف شوند. بيشتر مسلمانان تسنن براى بهره مندى از ارشاد و راهنمايى مذهبى به امامان محلى خود تکيه دارند. اين امامان و رهبران محلى اغلب کشورها به دليل فقر حاکم ايستادگى در برابر نغمه ناموزون وهابيت را که با کمک هاى سعودى همراه است، دشوار مىيابند. به عبارتى امامان معتدل تسنن منابع مالى قابل مقايسه اى دراختيار ندارند تا از آنها در مبارزه با گسترش وهابيت استفاده کنند. امروز يکى از قلمروهاى مهم اشاعه وهابيت در جنوب و جنوب شرقى آسيا واقع است جايى که به لحاظ جمعيت اکثريت مسلمانان جهان در آنجا زندگى مىکنند. وهابىها در پاکستان، اندونزى، فيليپين، مالزى و جنوب تايلند امامان روستاها و نواحى اطراف را انتخاب و يا با افراد دلخواهشان جايگزين کرده اند و موج تازه اى از نو وهابيون که پس از اقامت در عربستان سعودى در پوشش کارگر خارجى به کشور خود باز مىگردند، بوجود آمده است. فرزندان اين نو وهابيون فقير غالباً براى تحصيل به عربستان سعودى مىروند و بسيارى از آنها پس از بازگشت به کشور به عنوان قربانى و سپر بلا در جبهههاى تروريستى ويا عمليات هاى انتحارى وهابيت مورد استفاده قرار مىگيرند. حتى امروزه در هند وهابىها تلاشهايى را آغاز کردهاند تا نه تنها بخشى از اقليت بزرگ مسلمانان آن کشور بلکه حتى طبقه نجسها (هاريجانها) را هم جذب کنند.
با وجود اين در جمهورى هاى آسياى مرکزى، پس از دهه ها حکومت کمونيستى که موقعيت سازمان هاى سنتى اسلامى را تضعيف کرده بود، وهابيت هنوز نتوانسته در اين کشورها پيشرفت چندانى پيدا کند. در اين ميان برخى از جمهورى هاى آسياى مرکزى بخصوص ازبکها ناگزير شدهاند با قواى قهر گروه هاى ستيزه جوى سلفى را سرکوب کنند. دراين کشورها همچنين تلاش مىشود که نظام هاى آموزشى مبتنى بر آئين حنفى که اسلام مدارا و صلح جو را تبليغ مىکنند، رواج يابد.
درسوى ديگر وهابى هاى خطه آفريقا ـ و بخصوص سودان و نيجريه ـ را به منطقه مهم و کليدى گسترش وهابيت مبدل کرده اند. در قاره سياه حضور چند دولت شکست خورده و وجود شکاف قبيله اى بسترى مناسب براى بهره بردارى و سوء استفاده اين جريان شده است. عامل اصلى گسترش وهابيت در همه اين مناطق مشابه است و آن ثروت قابل توجه و چشمگير عربستان سعودى است که امکان ترويج جهانى وهابيت را فراهم مىکند نه گرايش واقعى به تعاليم و آموزه هاى آن. مسلمانان ميانه رو در سراسر نقاط جهان ارزيابى بشير گوتار روزنامه نگار سوماليايى را بازگو مىکنند که مىنويسد فرهنگ اسلامى ملهم از اسلام مدارا و روادارى در کشورش اينک از سوى تفسيرتازه اى از اسلام «که خود را به مردم ما تحميل کرده است» يعنى وهابيت پس زده شده است.
وهابيت در غرب:
سرمايه گذارى و ترويج وهابيت منحصر به جهان اسلام نمىباشد. سعودىها بر روى ساخت هزاران مسجد، مدرسه و ساير مؤسسههاى دينى در کشورهاى غربى سرمايه گذارى کردهاند. زيرا اقليت هاى مسلمان در اين کشورها در خلال سه دهه گذشته رشد سريعى داشته اند.
مسأله نفوذ وهابيت در دولتهاى رفاه اجتماعى اروپاى غربى جدىتر است، زيرا بيکارى گسترده شمار عظيمى از جوانان مسلمان را پديد آورده است که به بهاى پايمال شده اصول اوليه حقوق و منزلت انسانى خود به طفيلى دائمى وجود دولت بدل شدهاند. وضع فوق سبب بروز احساس يأس در ميان مهاجران مىشود که از ديد وهابيون مستعد عضوگيرى هاى تروريستى مىباشند.
عاملان بمبگذارى تروريستى متروى لندن در سال 2005 بريتانيايىهاى پاکستانى الاصل بودند که در همان بريتانيا جذب تشکيلات تروريستى وهابيت شدند و در خلال چند ديدار از پاکستان با نحوه استفاده از مواد منفجره آشنا شدند. اقدام هلندى مراکشى تبار که تئودور وان گاف فيلمساز هلندى را در سال 2004 به قتل رساند هم محصول القائات وهابىها بود.
توفيقات وهابيت در ايالات متحده کمتر بوده است زيرا در آمريکا بر خلاف اروپا، از انبوه جوانانى که در بدنه اجتماع جذب نشدهاند خبرى نيست. از طرفى قوانين اجتماعى ايالات متحده ديگر به جوانان امکان برخوردارى از اوقات بيکارى به مدت طولانى که يارانه دولتى به آن تعلق بگيرد را نمىدهد و مهاجران (هم مسلمانان و هم غيرمسلمانان) مايلند به لحاظ شغلى از جايگاه با ثباتترى در جامعه آمريکا برخوردار شوند. با همه اين ها، وهابيت درشمارى از مؤسسات عمده و برجسته اسلامى ايالات متحده سرمايه گذارى فراوان کرده است.
فريدام هاوز در گزارش سال 2005، در حدود 200 کتاب و آثار ديگر که با حمايت مالى عربستان سعودى در 15 مسجد عمده و اصلى آمريکا، توزيع شده است را مورد بررسى قرار داده است. يک چنين کتابهايى که ممهور به مهر سفارت سعودى هستند و توسط مسجد ملک فهد در لس آنجلس توزيع شدهاند حاوى دستوراتى براى مسلمانان ساکن آمريکاست: «با کافران قطع رابطه کنيد، به خاطر دين شان از آنها بيزار باشيد، آنها را تنها بگذاريد، به کمک آنها وابسته نباشيد، آنها را تحسين نکنيد و از هر راهى مطابق با قوانين اسلامى با آنها مبارزه کنيد. هر کس به کافران بر ضد مسلمانان يارى رساند، قطع نظر از نوع کمکى که به آنها مىرساند، او خود کافراست. هرگز نخست به يهوديان و مسيحيان سلام نکن، هرگز اعياد يک کافر را به وى تبريک نگو، هرگز کافرى را به دوستى مگير مگر آن که دوستى با وى موجب تغيير کيش وى شود، هرگز کافران را سرمشق خود قرار نده، هرگز براى کافر کارى انجام نده، رداى فارغ التحصيلى نپوش زيرا اين کار تقليد از کافران است.»
با وجود آن که مؤسسات مذهبى که از پشتيبانى مالى حکومت سعودى برخوردارند، پس از 11 سپتامبر تحت مراقبت بوده اند تا از دامن زدن به خشونت و يا حمايت علنى از آن اجتناب شود، اما آنها بى پروا و بدون هرگونه پشيمانى، سوء ظن و بدگمانى نسبت به غير مسلمانان و تفکيک و جداسازى ميان خود را ترويج مىکنند. در واقع آنها، تلاش مىکنند آن نوع شرايط اجتماعى را که تندروى و عضوگيرىهاى تروريستى در اروپا را تشديد کرده است، در آمريکا تجديد کنند.
دولت ايالات متحده مدتهاست که سازمانهاى مذهبى نظير شوراى مسلمانان آمريکا (AMC) که از حمايت مالى حکومت سعودى برخوردارند، را به منزله نمايندگان جامعه مسلمانان آمريکا قلمداد مىکند. عبدالرحمن الموعودى بنيانگذار AMC در دوران زمامدارى بوش و کلينتون بارها از کاخ سفيد ديدار کرد. (وى اينک به خاطر دريافت غير قانونى صدها هزار دلار از دولت ليبى در زندان است)
دسترسى گسترده سياسى به مقامات اين امکان را براى چنين گروه هايى فراهم ساخته است تا به زندانهاى آمريکا رخنه کنند. اداره زندانهاى ايالت متحده، به تأييد صلاحيت روحانيون و واعظين از سوى به اصطلاح دانشکده تحصيلات تکميلى علوم اجتماعى و اسلامى(GSISS) سازمانى که از حمايت مالى حکومت سعودى برخوردار است، وابسته است. مثال روشن رخنه وهابىها به نظام زندانهاى آمريکا، موضوع امام دين عمر، مدير روحانى در اداره تعزيرات ايالت نيويورک است. عمر تازه مسلمان آمريکايى بود، که ? ديدار از عربستان سعودى به عمل آورد و در دانشکده تحصيلات تکميلى علوم اجتماعى و اسلامى تحصيل کرد و کسانى را که وى به عنوان روحانيون و قاضى عسگر برگزيد، به 13000 زندانى مسلمان در زندانهاى نيويورک دسترسى انحصارى و کم نظيرى داشتند. طبق گفته جان اس پيستول، معاون وقت FBI در امور مبارزه با تروريسم، معلوم شد که عمر مانع از دسترسى زندانيان به کتابهاى اسلامى غير وهابى و يا مانع از ديدار با امامان غير وهابى شده و با موعظه اين که «بايد از هواپيماربايان 11 سپتامبر به عنوان شهدا و قهرمانان ياد کرد»، در صدد تحريک زندانيان بر ضد آمريکا برآمده است.
در حالى که شواهد اندکى وجود دارد مبنى بر اين که القاعده در نظام زندانهاى آمريکا عضوگيرى کرده باشد، قابل توجه است که خوزه پاديلا ( وى در سال 2002 در ارتباط با نقشه القاعده براى منفجر کردن يک « بمب کثيف» بمب آلوده به مواد راديواکتيو در ايالات متحده بازداشت شد) نخستين بار زمانى که زندانى بود، اسلام وهابى را پذيرفت. درست همانطور که ريچارد ريد در بريتانيا (اين به اصطلاح «بمبگذار کفش» که مثلاً بمب را در کفش خود جاسازى کرده بود، در سال 2001 بازداشت شد) و ابومصعب الزرقاوى در اردن چنين راهى را پيمودند. شوراى امور کهنه سربازان و نيروهاى مسلح مسلمانان آمريکا (شاخه اى از AMC) همراه با جامعه اسلامى آمريکاى شمالى(ISNA) که از حمايت مالى عربستان سعودى برخوردارند، از حق انتخاب، آموزش و تأييد صلاحيت همه روحانيون و واعظين مسلمان براى خدمت در نيروهاى مسلح ايالات متحده پشتيبانى مىکند.
گزارش شده است که عربستان سعودى امکان سفرهاى رايگان به مکه براى بيش از ??? تن از پرسنل ارتش ايالات متحده ظاهراً به منظور اداى فرايض حج شان را فراهم کرده است. الموعودى مقرر داشت مؤسسه علوم اسلامى و عربى(IIAS) که سازمانى در کنترل دولت سعودى است به شهروندان و سربازان آمريکايى آموزش هاى اسلامى لازم را بدهند تا وقتى که روحانيون و واعظين مسلمان در دسترس نيستند، امکان بهرهمندى از ارشاد آنها فراهم شود.
روزنامه وال استريت ژورنال هم گزارش داد که نشانه هايى وجود دارد مبنى بر اين که مدارس سعودى برداشت نابردبار و ضد غربى از اسلام را تبليغ مىکنند، برداشتى که تشکيلات مذهبى پادشاهى سعودى از آن پشتيبانى مىکند. با وجود آن که سفير عربستان سعودى در واشنگتن سال گذشته گفت که حکومت متبوع وى با بررسى دقيق تمامى فعاليتهاى مبلغان در ايالات متحده موافقت مىکند، روشن است که سعودىها در وهله نخست نگران تبليغات پر سر و صدا هستند، نه اين که بخواهند از نفوذ و تسلط خود بر سازمان هاى اسلامى در آمريکا دست بردارند.
ادامه دارد ...
منبع: روزنامه ايران

موجى از وحشت و اضطراب سراسر اسرائيل را فرا گرفته است
در پى اظهارات تهديدآميز دبيرکل حزبالله لبنان مبنى بر گرفتن انتقام خون عماد مغنيه يکى از فرماندهان اين جنبش موجى از وحشت و اضطراب تمامى مؤسسات رسمي، امنيتى و نظامى داخل و خارج رژيم صهيونيستى را فرا گرفته و اين رژيم را به حال آمادهباش کامل در آورده است.
به گزارش خبرگزارى فارس به نقل از شبکه خبرى المنار، «اياله حسون»، کارشناس مسايل سياسى تلويزيون رژيم صهيونيستي، اعلام کرد، "ايهود اولمرت"، نخستوزير اين رژيم، با رئيس موساد، رئيس سازمان اطلاعاتى شاباک، وزير دفاع و تمامى مسئولان سازمانهاى امنيتى خود درباره اظهارات سيد حسن نصرالله گفتگو کرد.
«يؤاف ليمور»، کارشناس مسايل نظامى ارتش رژيم اشغالگر قدس در اينباره مىگويد: نگرانى واقعى اسرائيل از احتمال ربودهشدن يا ترور يکى از سران امنيتى يا نظامى اسرائيل به وسيله حزبالله است. شخصيتهايى چون "موشى يعلون" و "آمنون شاحاک"، رؤساى ستاد ارتش و "شبطاى شابيط"، رئيس پيشين موساد و "يعقوب بيري" و "عامى ايالون"، رؤساى پيشين شاباک.
"رؤوفن ارليخ"، مدير مرکز اطلاعات و تروريسم نيز در اينباره گفت: نصرالله زمانبندى مناسب، ابتکار عمل و زمان کافى را براى اجراى تهديدهاى خود در اختيار دارد.
با وجود اين نگرانىها «زيپتى ليونى»، وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي، با اين گفته خود که «اسرائيلىها به اين تهديدات عادت کردهاند و توانستهاند با آن کنار بيايند» تلاش کرد اين نگرانىها را کاهش دهد.
اسرائيلىها از ترس انتقام حزبالله در وحشت به سر مىبرند
روزنامه صهيونيستى يديعوت آحارونوت نوشت: همه اسرائيلىها از سه روز پيش تا کنون و بهويژه پس از تهديدات ديروز سيد حسننصرالله عليه اسرائيل، به علت ترس از واکنش حزبالله لبنان به ترور «عماد مغنيه» در ترس و وحشت به سر مىبرند.
به گزارش خبرگزارى فارس، روزنامه «يديعوتآحارونوت» در شماره امروز خود با بيان اينکه حادثه عظيمى به زودى در منطقه به وقوع مىپيوندد، نوشت: اين جمله، بيانگر احساسى است که ديپلماتهاى اسرائيل در خارج به خبرنگار اين روزنامه گفتهاند.
به نوشته اين روزنامه، يک ديپلمات بلندپايه اسرائيلى در خارج در اين باره گفت: «ما دريافتهايم که بهزودى اتفاق بزرگى مىافتد و بر همين اساس نيز بايد براى يک حادثه جدى آماده باشيم.»
يک ديپلمات اسرائيلى ديگر نيز در اين باره تصريح کرد: «به هر حال براى انجام يک حادثه تصميمهايى گرفته شده و عملياتى عليه يکى از سفارتهاى اسرائيل در خارج انجام خواهد شد و مسأله، اکنون تنها مسأله وقت است.»
يديعوتآحارونوت مىافزايد: قطعاً انتقامى از سوى حزبالله انجام خواهد گرفت و اسرائيلىها خواهان قدرتى براى مقابله با اين انتقامجويى هستند.»
اين روزنامه به نقل از تحليلگران صهيونيستى مىافزايد: «هيچ چيز جلودار انتقام حزبالله نخواهد شد زيرا ترور مغنيه و حذف فيزيکى وى، هدف ارزشمندى بود.»
آمريکا به نهادهاى يهودى درباره حملات احتمالى هشدار داد
به گزارش خبرگزارى فارس به نقل از روزنامه اماراتى «الخليج»، مقامات بلندپايه آمريکا با هشدار به جمعيتها، گروهها و سازمانهاى يهودى موجود در 115 شهر آمريکا و ديگر نقاط آن، اعلام کردند در پى سخنان "سيد حسن نصرالله" دبيرکل حزبالله لبنان ممکن است اقدامات خطرناک عليه آنان افزايش يابد.
اين مقامات با اعلام هشدار، از اين مؤسسات خواستند در حالت احتياط و آمادهباش قرار بگيرند.
دفتر تحقيقات فدرال آمريکا (اف.بي.آي) در پى اين هشدار اعلام کرد، حالت آمادهباش صورت گرفته و دستورات لازم به گروهها و واحدهاى مبارزه با تروريسم اعلام شده است تا در 115 شهر آمريکا امنيت سازمانهاى يهودى و اعضاى آن تأمين شود.
بنا بر اين گزارش کارشناسان آمريکايى معتقدند اين آمادهباش در پى اعلام جنگ فرامرزى نصرالله دبير کل حزبالله لبنان صورت مىگيرد.
سيد حسن نصرالله در مراسم تشييع پيکر «عماد مغنيه» يکى از فرماندهان ارشد نظامى حزبالله لبنان که سهشنبه در انفجار خودرويى در دمشق پايتخت سوريه به شهادت رسيد، با اعلام اينکه اسرائيل با اين ترور جنگ فرامرزى را آغاز نمود، تهديد کرد در پاسخ به اين ترور و جنگ فرامرزى اسرائيل حزبالله نيز جنگ فرامرزى و طولانى خود را با اسرائيل آغاز خواهد کرد.
در پى اعلام اين امر، نيروهاى رژيمصهيونيستى نيز در بخشهاى مختلف به حالت آماده باش کامل درآمدهاند.
اخبار مرتبط:![]()
ـ ترجمه فارسى سخنرانى سيد حسن نصر الله
ـ متن کامل سخنرانى سيد حسن نصر الله (سايت المنار)
لينک دانلود فيلم سخنرانى ، لينک دانلود فايل صوتى سخنرانى
ـ گزارش تصويرى تشييع پيکر شهيد مغنيه:
بخش اول ، بخش دوم ، گزارش تصويرى شبکه العالم
ـ زندگىنامه شهيد مغنيه
ـ ترور مغنيه رژيم غاصب صهيونيستى را در تنگناى بيشترى قرار خواهد داد
ـ تأثير شهادت عماد مغنيه بر تحولات آتى منطقه (تحليل)
ـ اهداف آمريکا و رژيم صهيونيستى از ترور شهيد مغنيه
ـ نگاهي به واکنش مطبوعات رژيم صهيونيستي به ترور شهيد مغنيه
ـ مادر شهيدان مغنيه: کاش فرزندان بيشترى براى فدا کردن در راه مقاومت داشتم
ـ جانشين «عماد مغنيه» تعيين شد
ـ عماد مغنيه طى سالها اقدام به کادرسازى کرده بود
ـ الاهرام مصر: دستهاى پنهانى درصدد ناامنکردن لبنان است
ـ رژيم صهيونيستي تعادل سياسي خود را از دست داده است
ـ پژوهش سرّى ارتش آمريکا درباره توان نظامى حزب الله
ـ هيچ نيرويى در منطقه توانايى مقابله با حزبالله را ندارد 
ـ تصميم اسراييل به اعلام مرگ دونظامي اسيرخود
ـ اشتباه استراتژيک تلآويو و ناامني جديد نظاميان اسرائيل در 3 قاره
ـ صفحات زندگي مغنيه تا سالها بسته ميماند
ـ مبارزهاي که آغاز شده است
ـ با ياد آن مجاهد
به گزارش خبرنگار «جهان»، ديده نشدن ماموستا ايوب گنجى امام جماعت اهل سنت مسجد قبا از هشتم بهمن ماه جارى در انظار عمومي، موجب شد شايعاتى درباره دستگيرى و کشته شدن وى در استان کردستان پخش شود که رسانه هاى بيگانه نيز در اين مدت به اين شايعات دامن مىزدند.
امام جمعه مسجد قبا شهرک بهاران سنندج ديروز در خطبههاى نماز ضمن اعلام پيدا شدن گنجى وضعيت جسمى و روحى وى را خوب توصيف کرد.
ماموستا برهان عالى در خطبه هاى نماز جمعه ضمن تشکر از مسئولان استان کردستان براى پيگيرى وضعيت اين روحانى با استناد به معاينات پزشکى انجام شده گفت: ايوب گنجى مشکل جسمى ندارد، ولى مقدارى خسته است.
سايت هاى اينترنتى وابسته به گروهکهاى ضد انقلاب ناپديد شدن اين روحانى را به جمهورى اسلامى ايران نسبت داده و مدعى بودند که اين روحانى توسط نيروهاى امنيتى ربوده شده است.
ماموستا عالي، مساله مهم را سلامت گنجى دانست و گفت: پس از رفع کسالت و استراحت وى بهبود مييابد.
وى گفت: نبايد بى انصافى کرد چون مسئولان استان کردستان براى مشخص شدن وضعيت گنجى خيلى زحمت کشيدند و حتما در اين مسأله حکمت الهى وجود دارد.
وى گفت: صبح روز جمعه هنگام نماز صبح متوجه شديم که ايوب گنجى در گوشه مسجد دراز کشيده و بلافاصله مراتب را به اداره اطلاعات و نيروى انتظامى خبر داديم.
وى در بين سخنان خود يکبار ديگر جمعى از حاضران در مسجد را که قصد ايجاد ناآرامى داشتند به آرامش دعوت کرد و افزود: ما مخالف اغتشاش و طالب امنيت هستيم.
در پايان نماز جمعه اين هفته مسجد قبا جمعى از نمازگزاران با بانگ تکبير به هنگام خروج از صحن مسجد به وضعيت پيش آمده اعتراض کردند که پس از لحظاتى با درخواست مسئولان مسجد سکوت کردند.
تعداد حاضران در مسجد قبا به گفته برخى اعضاى هيات امناى مسجد بيشتر از جمعه هاى گذشته بود که به اعتراف آنها برخى از حاضرين در نماز جمعه فقط با قصد ايجاد ناآرامى وارد مسجد شده بودند.
نماز جمعه اين هفته مسجد قبا بدون هيچگونه مشکل امنيتى و در کمال آرامش پايان يافت و اکثر نمازگزاران به آرامى مسجد را ترک کردند.
پس از اتمام نمازجمعه، جمعيتى حدود 100 نفر براى ديدن ايوب گنجى در اطراف منزل اين روحانى اهل سنت در حاشيه مسجد قبا تجمع کردند که با تلاش مسئولان مسجد محل را ترک کردند.
گنجى پيش از اين در سخنانى به طور تلويحى به گروهک پژاک تاخته و آنها را عامل رواج بى دينى در ميان جوانان برشمرد.
نيروهاى امنيتى استان کردستان اطمينان داده بودند که وى دستگير نشده است و اين مطلب را ماموستا برهان عالي، جمعه گذشته در خطبه ها اعلام کرد، ولى نگرانى بابت کشته شدن وى توسط گروهک هاى ضد انقلاب بيشتر شد.
گنجى دروس دينى خود را درمدارس اهل سنت استان سيستان و بلوچستان گذرانده است.
برخى سايت هاى اينترنتى مخالف جمهورى اسلامى ايران تصاويرى از گنجى در حالى که موى سر و محاسن وى کوتاه شده است، منتشر کردند که در شرح آن آمده است: نامبرده به رغم داشتن توان صحبت، دچار نوعى فراموشى شده و اطرافيانش را نمى شناسد.
در اين سايت ها ادعا شده که ايوب گنجى را شست و شوى مغزى داده اند و به همين دليل موى سر و محاسن او را تراشيدهند.
منبع: سايت خبرى جهان
اخبار مرتبط:
ـ هشدار سرويس امنيتى ترکمنستان به اتباع خود
ـ افشاى ماموريت موساد، سيا و اينتليجنت سرويس در ايران
قابل توجه اينکه سايت حوزه علميه اهل سنت (مسجد مکى) زاهدان هم که توسط مولوى عبدالحميد اداره مىشود و چندى است مراودات زيادى با سران وهابيت در عربستان پيدا کرده و هر از چند گاهى به بهانه دفاع از اهل سنت و قوم بلوچ اقدام به نشر اخبار کذب و اتهام به نظام اسلامى کرده و نقل هرگونه واقعيت تاريخى و نقد انديشههاى اهل سنت و حتى وهابيت را توهين به جامعه اهل سنت معرفى مىکند، در يادداشتى با عنوان «پس ازتحمل شکنجههاى سخت، ماموستا گنجى پيدا شد» رسماً دستگاههاى امنيتى را متهم به ربودن و شکنجه وى کرده است!