به گزارش مرکز خبر حوزه، آيتالله وحيد خراساني روز دوشنبه در درس خارج اصول فقه در مسجداعظم قم، علماي اهل سنت را جهت مناظره علمي فقهي و اصولي و اثبات جامعيت فقهي و اصولي شيعه فراخواند. 
معظمله افزودند: آمادهايم اعلم علماي آنها در اين مسجد بيايند تا اين مدعا را در فقه و اصول به آنها ثابت کنيم.
ايشان در مقايسه کتب فقه و اصول شيعه با کتب اهل سنت بيان کردند: وقتي نسبت کتابي مثل کتاب شيخ انصاري(ره) با بالاترين کتابي که در آن فرقه نوشته شده را ميسنجيم، متوجه ميشويم که تفاوتشان از کف اين مسجد تا سقف آن است.
اين استاد خارج فقه و اصول حوزه تصريح کردند: همه عامه، در فقه و اصولشان در کلاس ابتدايي فقه و اصول مذهب شيعه هستند.
اين مرجع تقليد به مظلوميت مذهب شيعه در طول تاريخ اشاره کرده و گفتند: مذهب شيعه در اثر جهل ما مظلوم است و وقتي کسي به کنه فقه و اصول برسد اين مطلب را به دست خواهد آورد.
آيتالله وحيد خراساني با استناد به فرمايش اميرالمومنين(عليهالسلام) تصريح کردند: شخصي به اميرالمومنين(عليهالسلام) گفت: «وامظلمتا» و حضرت در پاسخ فرمودند، اگر به تو يک ظلم شده، اما به من به اندازه سنگ و کلوخ روي کره زمين ظلم و تعدّي شده است.
اين مرجع تقليد ضمن در خواست از طلاب براي رفع مظلوميت از چهره ائمه اطهار(عليهمالسلام) بيان داشتند: هم شهادت ائمه اطهار(ع) و هم فقهشان و هم معارفشان و هم رواياتشان مظلوم است.
ايشان افزودند: وظيفه شما در اين زمان اين است که در اين مذهب و اصول و فروع آن قوي شويد تا بتوانيد با قدرت علمي اين مظلوميت را رفع کنيد.
همزمان با سالروز شهادت امام جواد «عليه السلام» برخى از مناظرهها و گفتمانهاى آن امام همام ـ از جمله در خيلى از وبلاگها و سايتها درج شده بود که اغلب هم از کتاب ارزشمند «سيره پيشوايان» نقل شده بود.
قصد بنده هم اين بود که اين نوشتار را در سالروز شهادت درج کنم ولى به دو دليل اين کار به تأخير افتاد:
1. با مراجعه به اصل کتاب الاحتجاج مرحوم طبرسى ملاحظه شد پاورقىهاى ارزشمندى در آنجا آمده و آدرسها هم بهصورت کاملترى آورده شده است، لذا حيفم آمد پىنوشتها را بهصورت کامل نياورم و برخى لينکها را نيفزايم.
2. چون هدف از نوشتن مطالب صرفاً پر کردن صفحات نيست و مقصود اصلى استفاده از مطالب است، لذا با وجود انبوه مطالب مرتبط در آن روز ـ که البته ارزشمند هم بوده و هست ـ استفاده از اين نوشتار (به اين شکل) کمتر مىشد.
و اما مناظره يا همان گفتمان:
وقتى مأمون از طوس به بغداد آمد، نامهاى براى حضرت جواد «عليه السلام» فرستاد و امام را به بغداد دعوت کرد. البته اين دعوت نيز مثل دعوت امام رضا «عليه السلام» به طوس، دعوت ظاهرى و در واقع سفرى اجبارى بود. امام فرمود: من منکر فضيلت ابوبکر نيستم، ولى کسى که اين خبر را نقل مىکند بايد خبر ديگرى را نيز که پيامبر اسلام در حجة الوداع بيان کرد، از نظر دور ندارد. پيامبر فرمود: «کسانى که بر من دروغ مىبندند، بسيار شدهاند و بعد از من نيز بسيار خواهند بود. هر کس به عمد بر من دروغ ببندد، جايگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حديثى از من براى شما نقل شد، آن را به کتاب خدا و سنت من عرضه کنيد، آنچه را که با کتاب خدا و سنت من موافق بود، بگيريد و آنچه را که مخالف کتاب خدا و سنت من بود، رها کنيد.» (2) يحيى گفت: روايت شده است که: «ابوبکر و عمر در زمين، مانند جبرئيل در آسمان هستند!!»(۴)
امام جواد افزود: اين روايت (درباره ابوبکر) با کتاب خدا سازگار نيست، زيرا خداوند فرموده است: «ما انسان را آفريديم و مىدانيم در دلش چه چيز مىگذرد و ما از رگ گردن به او نزديکتريم»(3) آيا خشنودى و ناخشنودى ابوبکر بر خدا پوشيده بوده است تا آن را از پيامبر بپرسد؟! عقلاً اين محال است.
ادامه مطلب...
اتهام شرک و کفر رايجترين سخن وهابيان!
سؤال: اخيراً دکتر سلمان العودة در مقالهاى که به بهانه عيد سعيد فطر در روزنامه الجزيره منتشر کرد، در تعريضى به عيد سعيد غدير، اين عيد بزرگ الهى را، همرديف اعياد ديگر مذاهب و اديان در زمره عيد کافران معرفى نمود. حضرتعالى در اين مورد چه نظرى داريد؟
* * *
نقد و تحليل
سلمانبن فهد العودة از وهابيان متعصب ديرينه است که اخيراً از مواضع تند خود توبه کرده و رويکرد ملايمى به خود گرفته و در مقالات و خطبههاى خود تکفير و خشونت را نکوهش کرده است، و چنين وانمود کرده است که از اين به بعد به ترويج خشونت نميپردازد و به وحدت کلمه کمک خواهد کرد. ولى متأسفانه در اين مقاله، عهد را شکسته و پيمان را ناديده گرفته است و به مواضع پيشين خود بازگشته و به مفهوم العودة که نام فاميل او است، تحقق بخشيده است.
ما نظر ايشان را به چند نکته جلب ميکنيم:
1. او مىگويد: ملتهاى کافر، روزهايى را عيد مىگيرند، مانند تأسيس دولت يا سقوط آن، ايشان با اين جمله، به اکثريت ملت و دولت عربستان اهانت کرده و آنان را کافر شمرده است، زيرا همين دولت و ملت سال 1۴19 قمرى را به عنوان يکصدمين سالگرد تأسيس دولت سعودى جشن گرفتند و از همه جاى جهان، شخصيتها را به رياض دعوت کردند و به اين دولت تبريک گفتند. آيا ملک فهد که در رأس اين دعوت بود و مشايخ و علمايى که در آن مراسم حضور داشتند، همه کافر بودند؟
2. مىگويد: يکى از اعياد مسيحيان، عيد پنجشنبه آخر سال است که در آن مائده آسمانى بر مسيح و حواريان نازل شده است. بسيار جاى تأسف است که در امالقرى، و مرکز نزول وحى الهي، عيد گرفتن چنين روزى، را چون عيد کافران شمرده مىشود، در حالى که قرآن، اين عيد را نتيجه دعا و درخواست حضرت مسيح از خداوند بزرگ ميداند و مىفرمايد: «قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَکُونُ لَنَا عِيداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِّنکَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ. عيسى فرزند مريم گفت: بارالها پروردگارا از آسمان خوانى براى ما فرود آورد تا عيدى براى اول و آخر ما باشد و نشانهاى از جانب تو، و ما را روزى ده که تو بهترين روزى دهندگانى.» (سوره مائده، آيه 11۴)
البته مسيحيان، هرچند از نظر قرآن، امت کافر هستند، ولى اين سبب نميشود همه اعمال آنان را حتى عيدى را که حضرت عيسىبن مريم براى آنان تا روز قيامت به رسميت شناخته است، انکار کنيم.
3. او، عيد غدير را در رديف عيدهاى کافران شمرده و عملاً يک چهارم مسلمانان را که شيعيان باشند، کافر خوانده است. با اين کار، عهد و پيمان خود را شکسته است. فرض کنيد عيد غدير، عيد اسلامى نبوده و بدعتى بيش نباشد، ولى آيا با يک بدعت گروهى از دايره اسلام خارج شده و از امتهاى کافر به شمار ميآيند؟!
اصولا ارزانترين و رايجترين کلمه در ميان وهابيان، اتهام شرک و کفر و بدعت و خروج از دين است. تو گويى ملاک شرک و توحيد و کفر و ايمان در دست آنان است که خود را موحّد و مؤمن و ديگران را مشرک و کافر بخوانند.
ادامه مطلب...
حضرت آيت الله نوري همداني از مراجع تقليد، با انتقاد شديد از برخورد وهابيها با حجاج ايراني، از دولت خواست براي اين مسأله چاره انديشي کند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، حضرت آيت الله حسين نوري همداني از مراجع تقليد، صبح روز شانزدهم آبانماه، در ديدار با طلاب هرمزگاني مقيم قم با بيان اينکه هرسال تعداد زيادي از زائران ايراني به مکه و مدينه ميروند و از رفتار نامناسب وهابيها بسيار ناراحتند، گفت: دولت بايد براي اين مسأله تدبيري بينديشد و با آنها صحبت کند که اگر ميخواهند با ايران ارتباط داشته باشند، بايد جلوي اين گونه رفتارها را بگيرند.
اين استاد درس خارج فقه و اصول حوزه علميه قم با اعلام آمادگي براي مناظره با علماي وهابي تصريح کرد: وهابيت يک جريان ساختگي از سوي دشمنان است که براي مسلمانان خطرناک است و علماي اسلام بايد براي اين جريان فکري کنند.
حضرت آيت الله نوري همداني، در ادامه با تأکيد بر اينکه شيعه در طول تاريخ هرگز زير بار ظلم نرفته است، خاطرنشان کرد: ايمان و عقايد شيعي براي شيعيان محترم است و براي اين اعتقادات خون دادهايم و حاضر نيستم برخوردهاي نامناسب وهابيان را تحمل کنيم.
وي همچنين در پايان با ارائه توضيحاتي درباره کتاب شريف اصول کافي، بر ارزش و اهميت اين کتاب شيعي تأکيد کرد.
منبع: خبرگزارى رسا
جناب مولوي عبدالحميد؛
با عرض سلام و آرزوي توفيق الاهي.
چنان که در رسانه ها منعکس گرديد، جنابعالي بعد از پخش مصاحبه جناب دکتر عصام العماد با شبکه سوم صدا و سيما در برنامه ماه عسل، نکاتي در بيانات نماز جمعه، مطرح نموديد که نيازمند توضيحاتي براي روشن گرديدن جنابعالي و افکار عمومي داشت. با همين انگيزه دفتر نشر آثار دکتر عصام العماد تصميم گرفت تا بنا به وظيفه قرآني «تذکر» (فذکر إنّ الذکري تنفع المؤمنين) اين نامه را خدمت شما ارسال نمايد، باشد تا دقت و بررسي بيشتري در مواضعتان نسبت به برادران ديگر مذاهب به عمل آورده تا خداي ناکرده موجبات بياعتمادي به گفتههاي جنابعالي در شنوندگان فراهم نگردد.
1. جنابعالى در خطبه هاي نماز جمعه فرموده بوديد: «شبکه سوم سيما با فردي مصاحبه اي انجام داده است که ادعا کرده قبلا سني بوده و در حال حاضر شيعه شده است... اين شخص هيچ گاه سني نبوده بلکه من شنيده ام اين فرد از برادران تشيع يمني بوده است. پخش اين گونه برنامه هاي ساختگي و جعلي از سوي برخي فيلمسازان که افراد شايسته اي نيستند، در کنال هاي مملکتي که در اين سال از سوي رهبر انقلاب به عنوان سال اتحاد و انسجام اسلامي عنوان شده است و مجمع تقريب مذاهب به هدف وحدت و انسجام فرق اسلامي در آن قرار دارد، بسيار ناپسند و نابجاست».
متاسفانه جنابعالي با اکتفا به شنيده هاي خود و بدون انجام تحقيق لازم درباره زندگي و فعاليتهاي جناب دکتر عصام العماد چنين موضعي را درباره ايشان اتخاذ کرديد که لازم است به شکل گذرا به زندگي نامه ايشان اشاره گردد:
جناب دکتر عصام فرزند علامه علي يحيي العماد در سال 19۶8 ميلادي در استان «إب»، روستاي «الصبار»به دنيا آمد. روستاي الصبار به پايتخت وهابيت در استان إب مشهور مي باشد. ساکنان اين استان از عقايد وهابيت تاثير پذيرفته اند. خانواده ايشان خانواده ا۴0; است که تکثر مذهب۴0; را پذ۴0;رفته است و تفاوت مذهب۴0; در اعضا۴0; خانواده ا۴0;شان مشهود است. برخ۴0; افراد ا۴0;ن خانواده معتقد به مذهب «ز۴0;د۴0;ه» صالح۴0;ه م۴0; باشند، برخ۴0; د۴0;گر وهاب۴0; و برخ۴0; هم به تش۴0;ع دوازده امام۴0; معتقد شده اند. ا۴0;ن گروه از ز۴0;د۴0;ه(۴0;عن۴0; ز۴0;د۴0;ه صالح۴0;ه) از ش۴0;فتگان خل۴0;فه اول و دوم وسوم هستند و حت۴0; فتوا به تکف۴0;ر و قتل منتقدان خلفا۴0; سه گانه بعد از پ۴0;امبر م۴0; دهند. جنگها۴0; مذهب۴0; دو فرقه ز۴0;د۴0;ه جارود۴0;ه و ز۴0;د۴0;ه صالح۴0;ه به هم۴0;ن جهت بوده است. ش۴0;خ طوس۴0; در کتاب «عده الاصول» در بخش ارث، ز۴0;د۴0;ه صالح۴0;ه را اساسا جزو اهل سنّت به حساب آورده است. از ابتدا۴0; ظهور وهاب۴0;ت ز۴0;د۴0;ه صالح۴0;ه تحت تاث۴0;ر اند۴0;شه ها۴0; ش۴0;خ محمد عبدالوهاب قرار گرفته است. از جمله م۴0; توان از عالمان ا۴0;ن فرقه به شخص۴0;ت ش۴0;خ «محمد اسماع۴0;ل ام۴0;ر الصنعان۴0;» اشاره کرد که کتاب «التز۴0;ه» او در مدارس وهاب۴0;ت عربستان تدر۴0;س شده و شعر۴0; در مدح محمد بن عبدالوهاب دارد. همچن۴0;ن م۴0; توان به ۴0;ک۴0; د۴0;گر از شخص۴0;تها۴0; فرقه صالح۴0;ه را به نام علامه «محمد بن عل۴0; الشوکان۴0;» اشاره نمود. او معاصر ش۴0;خ محمد بن عبدالوهاب بوده و از بن۴0;انگذاران وهاب۴0;ت در ۴0;من به شمار م۴0; آ۴0;د. بعد از مرگ محمد بن عبدالوهاب ن۴0;ز مرث۴0;ه ا۴0; درباره او سروده است. کتابها۴0; او ن۴0;ز مانند «ن۴0;ل الاوطار» در عربستان تدر۴0;س م۴0; شود. در نت۴0;جه ارتباط فرقه صالح۴0;ه با وهاب۴0;ت به دوران محمد بن عبدالوهاب بازگشت دارد. به هم۴0;ن جهت گرا۴0;ش به وهاب۴0;ت در خانواده العماد از ب۴0;ش از 200 سال گذشته به وجود آمده بود. عمو۴0; ا۴0;شان ش۴0;خ «عبدالرحمن العماد» ۴0;ک۴0; از بزرگتر۴0;ن عالمان سلف۴0; و وهاب۴0; کشور ۴0;من است.
ش۴0;خ عبدالرحمن العماد
دکتر عصام العماد تحت ترب۴0;ت عمو۴0; خو۴0;ش ش۴0;خ عبدالرحمن العماد رشد کرد و افکار سلف۴0;ت و وهاب۴0;ت را برگز۴0;د. به گفته جناب دکتر نخست۴0;ن بار توسط ش۴0;خ عبدالرحمن با کتابها۴0; ابن ت۴0;م۴0;ه به و۴0;ژه کتاب «منهاج السنه» آشنا گرد۴0;د. شخص۴0;تها۴0;۴0; مانند «دکتر عادل احمد العماد» (پسر عمو۴0; دکتر عصام) ۴0;ک۴0; از وهاب۴0;ان معروف خانواده عماد است که چند۴0; پ۴0;ش نامه ا۴0; در مخالفت با دکتر عصام نگاشته و در ا۴0;ن نامه از ش۴0;خ عثمان الخم۴0;س حما۴0;ت کرده است. همچن۴0;ن دکتر «بشر۴0; العماد» و دکتر«هد۴0; العماد» دو نفر از خواهران وهاب۴0; مسلک جناب دکتر عصام هستند که در دانشکده ها۴0; وهاب۴0; ۴0;من تدر۴0;س دارند. چند ماه گذشته رسانه ها۴0; وهاب۴0; ۴0;من با پدر دکتر عصام مصاحبه ا۴0; را ترت۴0;ب داده بودند و به شکل گسترده ا۴0;ن مصاحبه را نشر دادند. در ا۴0;ن مصاحبه پدر ا۴0;شان از تحول فکر۴0; ا۴0;شان و فعال۴0;تها۴0;شان بعد از انتقال به مذهب ش۴0;عه دوازده امام۴0; اظهار برائت کرده بود.
ادامه مطلب...
دکتر سيد محمد حسينى قزوينى، مسئول مؤسسه تحقيقاتى حضرت وليعصر(عج) با انتشار بيانيه اى از مولوى عبدالحميد به دليل طفره رفتن مکرر ايشان از مناظره و گفتگوى دوستانه انتقاد کرد.
به گزارش شيعه نيوز، در اين بيانيه که دکتر حسينى قزوينى آن را سخن پايانى خود خطاب به مولوى عبدالحميد اظهار داشته، آمده است:
1 ـ در اين بيانيه عبارتهايى دور از ادبيات اسلامى به کار رفته بود و دو شخصيت جهانى شيعه (آقايان دکتر عصام و دکتر تيجاني) مورد اهانت مجدد قرار گرفته بودند و نظام جمهورى اسلامى و قوه قضائيه نيز به جانبدارى متعصبانه متهم شده بودند و... به ايشان و همفکران عزيرشان خالصانه سلام گفته و کريمانه از کنار آن مطالب نادرست مرور مى کنم.
2 ـ دعوت اوليه اين جانب از جناب مولوى عبدالحميد، مناظره و گفتگوى دوستانه در خصوص مطالبى بود که ايشان در خطبه هاى نماز جمعه زاهدان نسبت به دو شخصيت شيعه آقايان دکتر عصام و دکتر تيجانى مطرح کرده بودند و ملتزم بوديم که بحث و گفتگو به خارج از آن کشيده نشود و انتظار از جناب مولوى خيلى فراتر از اين بود که قضيه را به انحراف کشانده و به يک معضل تبديل کرده و با جوسازى عليه نظام و قوه قضائيه، بهره بردارى سياسى نمايند.
ادامه مطلب...
در پى رد پيشنهاد مناظره از سوى مولوى عبدالحميد،
دکتر حسينى قزوينى مجدداً مولوى عبدالحميد را براى مناظره و مباهله دعوت کرد
مجدداً از جناب آقاى مولوى عبدالحميد دعوت مى کنيم که خود بزرگ بينى را کنار گذاشته و به اين گفتگوى دوستانه پاسخ مثبت دهند و يقين کنند که احترام هريک از طرف مقابل کاملا محفوظ و مقدسات هيچيک از طرفين مورد اهانت قرار نخواهد گرفت.
به دنبال فرار مولوى عبدالحميد از مناظره با دکتر حسينى قزويني، مسئول مؤسسه تحقيقاتى حضرت وليعصر(عج) و رئيس بخش حديث دانشگاه بين المللى آل البيت «عليهم السلام» با انتشار بيانيه اى به درخواست مولوى عبدالحميد جهت انجام مباهله پاسخ داده و بار ديگر امام جماعت مسجد مکى را به مناظره و مباهله دعوت کرد.
در اين بيانيه از مولوى عبدالحميد دعوت شده است که خود بزرگبينى را کنار گذاشته و به اين مناظره که در قالب يک گفتگوى دوستانه است، پاسخ مثبت دهد و به ايشان اطمينان داده شده است که احترام هر يک از طرفين کاملاً محفوظ و مقدّسات هيچيک از طرفين مورد اهانت قرار نخواهد گرفت.
حجت الاسلام والمسلمين حسينى قزوينى ضمن قبول درخواست مباهله آورده است: اين جانب همانگونه که به حقانيت وجود خداوند متعال و نبوت پيامبر گرامى «صلّى اللّه عليه وآله» يقين دارم، به حقانيت مذهب شيعه نيز يقين دارم. و در اين عقيده آماده مباهله با هر فردى در سراسر جهان هستم و به نتيجه آن نيز کاملا آگاه هستم. و با الگوپذيرى از روش پيامبر گرامى اسلام «صلّى اللّه عليه وآله»، در صورتى که گفتگوى دوستانه نتيجه نبخشيد، نوبت به مباهله خواهد رسيد.
متن بيانيه آقاى دکتر حسينى قزوينى بدين شرح است:
اينجانب ضمن احترام به جناب مولوى عبد الحميد اعلام مىدارم:
1. همانگونه که در اعلام قبلى اشاره شده، هدف اينجانب مناظره و گفتگوى دوستانه است نه جدل و مناقشه، جناب مولوى عبد الحميد و دوستانشان که برنامه هاى اين جانب را در شبکه سلام و همچنين در همايش مذاهب در چابهار و زاهدان ديده، و يا شنيده اند به خوبى مى دانند که اينجانب اهل جدل و مناقشه نيستم؛ بلکه براى اهل سنت احترام قائل هستم و بارها گفته ام که اهانت به اهل سنت و مقدسات آنان، خلاف شرع و گناه نابخشودنى است.
2. فرار از مناظره بر خلاف سيره أنبياء و علماى اسلام است که در طول تاريخ در موارد اختلافى با يکديگر به گفتگو و مناظره مى پرداختند و قرآن کريم و تاريخ مملوّ از محاجّه و مناظره پيامبران و امامان و علماى شيعه و سنى است.
3. ارجاع به شاگردان، نوعى فرار از مناظره و تحقير طرف مقابل و عدم رعايت شأن علمى و دور شدن از صفا وصميميت است.
اگر هدف جناب مولوى عبد الحميد (العياذ باللّه) با فرستادن شاگردانشان، جدل و مناقشه بوده و مى خواهند با تحريک عواطف و احساسات، آتش اختلاف را در کشور شعله ور نمايند، اين کار نه تنها مخالف با نظر مقام معظم رهبرى مدّ ظله الوارف مى باشد که امسال را سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى معرفى نموده؛ بلکه دست زدن به چنين کارى مخالف سيره أئمّة عليهم السلام و روش بزرگان شيعه و مراجع عظام تقليد است.
از همه مهمتر اين که در جهان امروز دشمنان اسلام، کمر به نابودى مسلمانان بسته اند و تمام تلاش خود را در جهت ايجاد اختلاف و تنش هاى مذهبى به کار مى برند، جدل و مناقشه دو گروه مذهبى خيانت به اسلام مى باشد.
واگر آقاى مولوى عبد الحميد، شخصيتى شناخته شده و جهانى داشته و پيشواى مذهبى هستند، بايد با شرکت در مناظره دوستانه و بدون جدل، عملاً راه و روش مناظره صحيح را به ديگر افراد آموزش دهند.
از طرفى ايشان که اظهار داشته اند: «مقتضاى عدالت اين را مى طلبد که صدا و سيما افرادى را که سنى شده اند را فرا بخواند و با آنها مصاحبه اى داشته باشد» اگر اين سخن درست باشد، جناب ايشان با حضور در مناظره، اين افراد را معرفى نمايد، تا أوّلا: مردم با اين افراد آشنا شوند و ثانياً: صدا وسيما زمينه حضور آنان را در کنار آقاى تيجانى فراهم نمايد.
4. اگر ايشان واقعاً خود را پيشواى مذهبى مى دانند، چگونه به خود اجازه مى دهند در نماز جمعه نسبت به جناب آقاى تيجانى که يک شخصيت بينالمللى است و شرق و غرب عالم وى را مى شناسند، جسارت نموده و او را مجهول الحال معرفى نموده و سبب تشيّعش را يک خواب بداند با اين که ايشان در همان مصاحبه شبکه 3، به صراحت گفت: من سه سال تحقيق کردم و با شخصيتهاى متعدد شيعه بويژه شهيد صدر بحث کردم و آنگاه که حقانيت مذهب شيعه برايم روشن شد، آن را پذيرفتم.
و يا نسبت به جناب آقاى دکتر عصام العماد که قبلا وهابى و شاگرد بن باز مفتى اعظم عربستان و فارغ التحصيل دانشگاه محمد بن سعود رياض بوده و کتابى تحت عنوان «الصلة بين الإثني عشريّة وفرق الغلاة» در اثبات شرک شيعه تأليف کرده بود، ولى جناب مولوى عبد الحميد وى را از شيعيان يمن معرفى مىکنند.
و يا تهيه کنندگان برنامه را افراد نا شايست و برنامه را ساختگى و جعلى و مجرى برنامه را بچه نادان معرفى کند.
و با توجه به نکات ياد شده، ما از ايشان دعوت کرديم در يک مناظره وگفتگوى دوستانه شرکت کنند و اگر دليل و يا شاهدى بر سخنان خويش دارند ارائه دهند که با کمال ميل از او مى پذيريم و اگر معلوم شد که مطالب ياد شده که در نماز جمعه و از تريبون حکومتى پخش و در سايت اينترتى حوزه علميه زاهدان قرار گرفت، خلاف واقع و افتراء بوده، ايشان با کمال شجاعت از افراد عذر خواهى نموده و طلب پوزش نمايند.
5. نسبت به مناظره در رابطه با موارد اختلافى ميان شيعه و سنى، اگر هر يک از مدرّسان محترم حوزه هاى علميّه اهل سنت و يا از اساتيد دانشگاهها که موقعيت علمى آنان محرز باشد و اهل جدل و اهانت نباشند، آمادگى کامل خود را براى گفتگوى علمى، در جلسات کاملاً دوستانه و صميمى اعلام مىنمايم.
و معتقد هستم که چنين جلساتى نه تنها به وحدت ميان امت اسلامى ضرر نمى زند؛ بلکه با گفتگوى علمى، بسيارى از بدبينىها برطرف شده و زمينه وحدت و دوستى ميان شيعه و سنى بيش از پيش فراهم مىشود.
و به تعبير شهيد مطهرى «آن چه نبايد صورت گيرد، کارهايى است که احساسات و تعصّبات و کينه هاى مخالف را بر مى انگيزد، امّا بحث علمى سروکارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات». (امامت و رهبرى، ص 21)
و به تعبير حضرت آيت اللّه العظمى مکارم شيرازى: «آنچه مايه اختلاف و پراکندگى است، جرّ و بحث هاى تعصب آميز و غير منطقى و پرخاشگرى هاى کينه توزانه است. ولى بحث هاى منطقى و مستدل و دور از تعصّب و لجاجت و پرخاشگرى، در محيطى صميمانه و دوستانه، نه تنها تفرقه انگيز نيست، بلکه فاصله ها را کم مى کند، و نقاط مشترک را تقويت مى نمايد». (پنجاه درس اصول عقائد، ص 227)
6. اگر شاگردان جناب آقاى مولوى عبد الحميد آماده هستند که با مناظره، حقانيت مذهب اهل سنت بر همگان آشکار نمايند؛ چرا تحقق اين مناظره را مشروط به پخش از کانالهاى تلويزيون رسمى کشور اعلام نمودند.
و اگر راست مى گويند چرا در تلويزيون سلام که شبکه جهانى است حاضر نمىشوند تا بجاى آن که حقانيت مذهب اهل سنت را براى مردم ايران ثابت کنند، براى تمام مردم جهان ثابت نمايند.
7. در رابطه با اعلام مباهله،
أوّلا: همگان مى دانند که مباهله در صورتى است که بحثهاى علمى و منطقى به بن بست رسيده باشد، همانگونه که رسول اکرم (ص) پس از بحث و مناظره با نصارى نجران و اصرار آنان بر عناد، پيشنهاد مباهله دادند. «فَمَنْ حَاجَّکَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنْ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ... آل عمران، آيه 61»
فخر رازى از علماى بزرگ اهل سنت مى گويد: (فَمَنْ حَاجَّکَ) بعد هذه الدلائل الواضحة والجوابات اللائحة فاقطع الکلام معهم وعاملهم بما يعامل به المعاند ، وهو أن تدعوهم إلى الملاعنة. (تفسير الکبير، ج 8، ص 82)
اين جانب مجدداً از جناب آقاى مولوى عبد الحميد با کمال احترام دعوت مى کنم که خود بزرگ بينى را کنار گذاشته و به اين گفتگوى دوستانه پاسخ مثبت دهند و يقين کنند که احترام هريک از طرف مقابل کاملا محفوظ و مقدسات هيچيک از طرفين مورد اهانت قرار نخواهد گرفت؛ زيرا بر اين عقيده هستيم که اهانت و جسارت به مقدسات اهل سنت و يا شيعه خيانت به اسلام و گناه نابخشودنى است.
وثانياً: اين جانب همانگونه که به حقانيت وجود خداوند متعال و نبوت پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه وآله يقين دارم، به حقانيت مذهب شيعه نيز يقين دارم. و در اين عقيده آماده مباهله با هر فردى در سراسر جهان هستم و به نتيجه آن نيز کاملا آگاه هستم.
ولى در عصر کنونى که دشمنان قسم خورده اسلام، از ايجاد اختلاف ميان امت اسلامى و نابودى اسلام و مسلمين از هيچ کوششى دريغ نمى کنند، آيا دست زدن به مباهله و ... در چنين موقعيتى، موجب اتحاد ميان امت اسلامى است و يا سر آغاز اختلاف جديد و تحريک عواطف و تعصبات مذهبى است.
و با همه اين حال اگر مناظره و گفتگوى دوستانه نتيجه نبخشيد، نوبت به مباهله خواهد رسيد.
8. در پايان تکرار مى کنم که اينجانب آمادگى کامل دارم که با جناب مولوى عبد الحميد در رابطه با سخنان ايشان در خطبههاى نماز جمعه و جلسه ختم قرآن بدون هيچ پيش شرطى در هر کجا و در هر زمان مناظره و گفتگوى دوستانه و صميمى داشته باشم و نتيجه آن در اختيار همگان قرار گيرد و هر يک از سايتهاى خبرى و روزنامه ها و شبکه هاى داخلى و جهانى صلاح ديدند منعکس نمايند.
طبق آيه شريفه «کُلُّ نَفْس بِمَا کَسَبَتْ رَهِينَةٌ. المدثر: 74/38)، که هر کس مسئول پاسخگويى کارهاى خويش است و مطابق آيه شريفه ديگر «وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى. الانعام: 6/164) هيچ کس مسئول عملکرد ديگران نيست.
اميدوارم که جناب مولوى عبد الحميد، خود بزرگ بينى را کنار گذاشته و به اين گفتگوى دوستانه پاسخ مثبت دهند و بدانند که احترام ايشان از طرف اين جانب کاملاً محفوظ است و بر اين باور هستم که ايشان نيز احترام طرف مقابل را حفظ خواهند نمود، زيرا بر اين عقيده هستيم که اهانت و جسارت به مقدسات اهل سنت و يا شيعه خيانت به اسلام و گناه نابخشودنى است.
بديهى است که در صورت بروز هر گونه تندى از ناحيه ايشان، از طرف اينجانب جز مهربانى و تمناى سلامتى، پاسخى نخواهند شنيد.
دکتر سيد محمد حسينى قزوينى
مولوى عبدالحميد خودش را همشأن پيامبر دانسته! و مناظره را رد کرد
پس از گذشت چند روز از دعوت به مناظره مولوي عبدالحميد توسط دکتر حسيني قزويني، حوزه دارالعلوم زاهدان از ردّ اين مناظره از سوي امام جماعت مسجد مکي زاهدان خبر داد.
مولوي عبدالحميد، امام جماعت مسجد مکي زاهدان دعوت به مناظره از سوي دکتر حسيني قزويني را رد کرد.
به گزارش شيعه نيوز، در پي انتشار خبر اعتراض شديد مولوي عبدالحميد، امام جمعه اهل سنت زاهدان نسبت به شبکه سوم سيما، دکتر سيد محمد حسيني قزويني روز جمعه 27 مهرماه آمادگي خود را جهت مناظره با ايشان بدون هيچ پيش شرطي اعلام کرد.
دکتر حسيني قزويني، عضو هيأت علمي و رئيس بخش حديث دانشگاه بين المللي آل البيت عليهم السلام، استاد حوزه علميه قم در سطوح عالي و مسئول مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر(عج) مي باشد که در اطلاعيه اي که در شيعه نيوز منتشر گشت، آمادگي خود را براي مناظره با عبدالحميد اعلام کرده بود.
پس از گذشت چند روز از دعوت به مناظره عبدالحميد توسط دکتر حسيني قزويني، حوزه دارالعلوم زاهدان از رد اين مناظره از سوي امام جماعت مسجد مکي زاهدان خبر داد.
بنابر اين گزارش، اين حوزه به علت آنچه که شخصيت شناخته شده و جهاني عبدالحميد خوانده و همچنين پرهيز از بحث، جدل و مناقشاتي که در مناظره ها رخ مي دهد، ميدان مناظره را براي شخص عبدالحميد مناسب نديده و آورده است: «اگر آقاي دکتر قزويني آمادگي مباهله داشته باشد، ايشان جهت مباهله آمادگي کامل خود را اعلام ميدارند.»
به گزارش شيعه نيوز، حوزه دارالعلوم زاهدان در ادامه مي افزايد: «اين در واقع روش حضرت رسول اکرم صلياللهعليهوسلم و بزرگان دين است. آن حضرت صلياللهعليهوسلم نيز دعوت به مناظره شدند اما پيامبر اکرم صلياللهعلیهوسلم خواستار مباهله شدند.»
منبع خبر: شیعه نیوز
در پى پخش مصاحبه برنامه رمضانى «ماه عسل» با دو نفر از شخصيتهاى برجستهاى که سالها پيش از مذهب قبلىشان روى گردانده و به مکتب اهل بيت عصمت و طهارت «عليهمالسلام» گرويدهاند، برخى افراد که موقعيت اجتماعىشان را متزلزل مىديدند و از تأثير اينگونه برنامهها در باور مردم حقيقتجو وحشت زده شده بودند، اين برنامه را توهين به اهل سنت! تلقى کرده و ضمن اهانتهايى به اين دو شخصيت فرزانه و نيز مجرى و سازندگان برنامه، از صدا و سيما خواستار مصاحبه با علما و شخصيتهايى شدهاند که به زعم آنان از شيعه روىگردان شده و سنى شدهاند!!
جمعى از دانشآموختگان حوزه علميه در نامه سرگشادهاى به رئيس سازمان صدا و سيما، ضمن تشکر از تهيهکنندگان برنامه «ماه عسل»، از آقاى ضرغامى خواستهاند تا به خواسته معترضين عمل کنند تا مردم خود به حقيقت پى ببرند.
متن کامل اين نامه به شرح ذيل است:
بسم الله الرحمن الرحيم
اُدْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ (سوره نحل، آيه 125)
رياست محترم سازمان صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران
جناب آقاى مهندس ضرغامى
با سلام و تحيت
به دنبال پخش دو مصاحبه در برنامه ماه عسل با حضور مهمانان محترم آقاى دکتر عصام العماد (اهل يمن) و آقاى دکتر تيجانى سماوى (اهل تونس)، امام جماعت مسجد مکى زاهدان در واکنشى که ناشى از عصبانيت و با توهين همراه بود، ضمن ساختگى و جعلى! دانستن اين برنامه و ناشايست! اعلام کردن سازندگان آن، دکتر عصام را بچهاى نادان! دانسته و اعلام کرده: «اين شخص هيچگاه سنى نبوده است.»!!
و با اين همه توهينِ آشکار، سخنِ مجرى برنامه را که خطاب به دکتر عصام گفته: «شما زمانى دشمن حضرت على بودى»، توهين! تلقى کرده است. در صورتى که دشمنى قبلىِ دکتر عصام با امام على «عليهالسلام» بخاطر وابستگىاش به وهابيت و متأثر از خواندن کتب ضد شيعى ابن تيميه بوده و نه صِرف گرايشش به اهل سنت. بر هيچ کس پوشيده نيست که الفباى وهابيت، تکفير شيعيان و دشمنى با اهل بيت «عليهمالسلام» است و خوب است جناب مولوى هم موضعشان را نسبت به وهابيت رسماً اعلام دارند تا جاى سوء استفادهاى براى برخى افراد کجفهم باقى نماند.
در نطقى ديگر جناب مولوى دکتر تيجانى را هم فردى مجهول الحال! دانسته و ضمن درخواست مجازاتِ عاملين برنامه ماه عسل، بيان داشته است: «ما افراد بسيار زيادي از علماي شيعه را سراغ داريم که مذهب شيعه را کنار گذاشته و به مذهب اهل سنت پيوستهاند!. مقتضاي عدالت اين را ميطلبد که صدا و سيما افرادي را که سني شدهاند فرا بخواند و با آنها مصاحبهاي داشته و کتابهاي آنان را به جامعه معرفي کند. سپس اين افراد را در کنار تيجانيها بنشانند و قضاوت را به مردم (شيعه و سني) واگذارند تا هر مذهبي را که ميخواهند اختيار کنند.»
ما ضمن تشکر از صدا وسيما و مخصوصاً مدير شبکه سوم سيما و عوامل برنامه بسيار مفيد ماه عسل، و ضمن ردّ توهينآميز بودن گفتههاى مهمانان محترم، از حضرتعالى مجدّانه مىخواهيم تا به درخواست اين مولوى (که طبق آنچه اعلام داشته درخواست اهل سنت است) عمل کرده، از آنان بخواهيد علما و بزرگان شيعه! را که ادعا مىکنند سنى شدهاند معرفى کنند و از آنان دعوت کنيد در کنار علما و شخصيتهاى متعددى که از وهابيت يا اهل سنت روى گردانده و پيروى از مکتب اهل بيت عصمت و طهارت «عليهمالسلام» را برگزيدهاند (از جمله همان دو مهمان محترم) بنشينند و در محيطى به دور از هرگونه توهين و تهمت، هر دو طرف حقايق مذهبشان را براى مردم بيان کنند و تمام نشستهاى آنان هم به صورت سراسرى از تلويزيون پخش شود و قضاوت هم به مردم واگذار شود.
اين کار نه تنها با وحدت و انسجام اسلامى منافاتى ندارد بلکه با زدودن غبار از آنچه ممکن است در اذهان طرفين باشد، به تقريب و همدلى برادران مسلمان شيعه و سنى کمک شايانى خواهد کرد.
والسلام عليکم و على جميع اخواننا المؤمنين
جمعى از دانشآموختگان حوزه علميه
مهرماه 1386
از سوى دکتر حسيني قزويني
مولوي عبدالحميد دعوت به مناظره شد
در پي انتشار خبر اعتراض شديد مولوي عبدالحميد، امام جمعه اهل سنت زاهدان نسبت به شبکه سوم سيما، دکتر سيد محمد حسيني قزويني آمادگي خود را جهت مناظره با ايشان بدون هيچ پيش شرطي اعلام کرد.
به گزارش شيعه نيوز، پيرو درج خبر اعتراض شديد امام جمعه اهل سنت زاهدان نسبت به شبکه سوم سيما، دکتر حسيني قزويني، عضو هيأت علمي و رئيس بخش حديث دانشگاه بين المللي آل البيت عليهم السلام، استاد حوزه علميه قم در سطوح عالي و مسئول مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر(عج) در اطلاعيه اي آمادگي خود را براي مناظره با امام جمعه زاهدان اعلام کرد.
مولوي عبدالحميد پيشتر گفته بود: «شبکه سوم سيما با فردي مصاحبه اي انجام داده است که ادعا کرده قبلا سني بوده و در حال حاضر شيعه شده است. اين فرد ادعا کرده که قبلا نسبت به حضرت علي کينه و بغض و عداوت داشته و در حال حاضر خود را بر بالاي مناره اي مرتفع و ديگران را در زير مي بيند. اين شخص الفاظ نامناسب ديگري را نيز بر زبان رانده است. در ادامه خبرنگار اين برنامه خطاب به اين شخص مي گويد: شما قبلا دشمن ما بوديد و حالا دوست ما هستيد.
اين شخص هيچ گاه سني نبوده بلکه من شنيده ام اين فرد از برادران تشيع يمني بوده است. پخش اينگونه برنامه هاي ساختگي و جعلي از سوي برخي از فيلمسازان که افراد شايسته اي نيستند، در کانال هاي ملي که مختص فرقه و مذهبي خاص نيست، بلکه مال تمام مردم اين کشور است، چه سني باشند و يا شيعه، آن هم در مملکتي که در اين سال از سوي رهبر انقلاب به عنوان سال اتحاد و انسجام اسلامي عنوان شده است و مجمع تقريب مذاهب به هدف وحدت و انسجام فرق اسلامي در آن قرار دارد، بسيار ناپسند و نابجا است.
بعد از پخش اين برنامه مردم از سراسر ايران با ما تماس گرفتند وانزجار و اعتراض خود را نسبت به اين برنامه ابراز داشتند؛ بنابراين ما از مسئولين امر تقاضا داريم اين مسئله را پيگيري کرده و جلوي چنين افرادي را که باعث خدشه دار شدن وحدت ما مي شوند، بگيرند و با آنان برخورد کنند. نبايد به هر بچه ناداني اجازه داده شود تا اعتقادات يک ملت را بازيچه خود قرار دهد و باعث جريحه دارشدن قلب هاي آنان گردد.»
متن اطلاعيه حجت السلام والمسلمين دکتر حسيني قزويني بدين شرح است:
باسمه تعالي
1. دکتر عصام هيچگاه سني نبوده بلکه من شنيده ام اين فرد از برادران تشيع يمني بوده است.
2. پخش اينگونه برنامه هاي ساختگي و جعلي از سوي برخي از فيلمسازان که افراد شايسته اي نيستند ... بسيار ناپسند و نابجا است.
3. نبايد به هر بچه ناداني اجازه داده شود تا اعتقادات يک ملت را بازيچه خود قرار دهد و باعث جريحه دار شدن قلبهاي آنان گردد.
و همچنين در شب 27 ماه مبارک رمضان در جلسه ختم قرآن فرموده اند:
4. چرا که فقط تيجاني که فردي مجهول الحال است و به قول خودش خواب ديده است، مذهبش را تغيير داده.
5. البته به جز شبکه سلام که اساسش بر اهانت به مقدسات اسلام و اهل سنت گذاشته شده و شبکه اي منحرف است.
6. مقتضاي عدالت اين را مي طلبد که صدا و سيما افرادي را که سني شده اند، فرا بخواند و با آنها مصاحبه اي داشته باشد.
با توجه به سخنان ياد شده که به نظر ما خلاف واقع و مخالف با وحدت مي باشد، اينجانب آمادگي خود را بدون هيچ پيش شرطي براي مناظره و گفتگوي دوستانه با جناب مولوي عبدالحميد اعلام مي دارم.
به نام حق و حقيقت
ان شاء الله در آينده به مرور مناظرات و گفتمانهاى مختلفى را که بين پيروان مکتب اهل بيت «عليهمالسلام» و اهل سنت صورت گرفته، درج خواهيم کرد.
در اين قسمت فقط آدرس چند مناظره جهت مطالعه و يا گوشدادن عزيزان خواننده از سايت مرکز تحقيقاتى حضرت ولى عصر (عج) درج مىشود:
در يادداشت قبلى بسيار اندک درباره مهمان شب قدر برنامهى ماه عسل گفتم و خوانندگان را به چندجايى ارجاع دادم که با خواندن آنها مطلب را کاملتر کنند.
و اما دومين شخصيت (که غروب 26 ماه مبارک رمضان مهمان برنامه ماه عسل بود) دکتر تيجانى سماوى اهل تونس بود.
او که 70 سال سن دارد، شخصيتى کاملاً شناخته شده است، هر چند عدهاي وانمود کنند که مجهول الحال است و يا وجود خارجى ندارد!!
گرايش وى به مکتب اهل بيت پيامبر «صلوات الله وسلامه عليهم» حکايتى دارد مفصل که در نوع خود بسيار هم جذاب است.
او داستانش را با قلمى شيوا در کتابش به نام «ثم اهتديت» نوشته و به فارسى هم با نام «آنگاه ... هدايت شدم» بارها و بارها چاپ و منتشر شده است.
چه بسيار کسانى که با خواندن اين کتاب در تونس، سودان، پاکستان و حتى ايران به آيين اهل بيت «عليهمالسلام» گرويدهاند.
البته کتابهاى متعدد ديگرى هم دارد که به خيلى از زبانها هم ترجمه شده.
«چکيده انديشهها» خلاصه 6 عنوان کتاب از ايشان به فارسى است با مقدمه خودشان، و براى کسانى که حوصله مطالعه همه کتابها را ندارند، بسيار سودمند.
کتابهايى که خلاصه شدهاند، عبارتند از:
1. آنگاه هدايت شدم
2. همراه با راستگويان
3. از آگاهان بپرسيد ج1و2
4. اهل سنت واقعى ج1و2
5. اهل بيت کليد مشکلها
6. از خدا پروا کنيد
* * * * *
خوب اول به اين آدرسها برويد و با تيجانى آشنا شويد:
1. مصاحبه خبرگزارى فارس با علامه تيجانى
2. راز شيعه شدن دکتر تيجانى
حالا برنامه ماه عسل (فيلم) را تماشا کنيد:
http://www.iransima.ir/FilmDescription.jsp?IDCode=82962&pCode=29&pType=2007-10-08&place=calendar
و حالا برويد سراغ کتاب چکيده انديشهها
اما دو قسمت از اين برنامهى پر مخاطب خيلى مهم و تأثيرگذار بود:

يکى دهم مهرماه (بيستم ماه مبارک رمضان) که متصل به شب قدر و شب شهادت مولاى متقيان امير المؤمنين على «عليهالسلام» پخش شد و ديگرى در شانزدهم مهرماه (26 ماه رمضان).
مهمان اول «دکتر عصام العماد» بود. وى يمنيالاصل و 40 ساله است و تحصيلات خود را در دانشگاههاى عربستان گذرانده و روزى خود در زمره پيروان وهابيت بوده و امروز به عنوان يک شيعهشناس در ايران و برخى کشورهاى ديگر به تدريس و تأليف مشغول است،
دکتر عصام با حضور در برنامه «ماه عسل» در شب شهادت حضرت اميرالمؤمنين (ع) از مراحل چهارگانه علىشناسى خود و داستان گرايشش به مذهب اماميه، با زبان فارسى شيرينى سخن گفت.
او که درد آشناست عصام با تأثر مىگفت: متأسفانه با خواندن آن کتاب، نسبت به آن حضرت کراهت پيدا کردم؛ و اىن همان تبليغات اموى است که هنوز بر جهان اهل سنت حکومت مىکند...
براى ديدن فيلم برنامه ماه عسل نيز مى توانيد روى آدرس زير کليک کنيد:
http://www.iransima.ir/WinMediaPlayer.jsp?code=81877
جهت آشنايى بيشتر با دکتر عصام و فعاليتهايش حتماً آدرسهاى زير را هم مطالعه کنيد:
1. افشاى ماهيت وهابيت در گفت و گو با عصام العماد
2. دکتر عصام: برخي مسلمانان حقيقت شيعه را درک نکردهاند!
3. به علت شيعه شدنم هم اکنون مورد تکفير وهابيت هستم
[31/4/1387- 3:55 ع] بررسى ادله خلافت ابوبکر
[26/3/1387- 4:8 ع] پاسخ دکتر عصام العماد به برخي شبهات
[22/3/1387- 5:33 ع] کشتى پهلو گرفته8 ـ زمزمه زينب با مادر و حکايتش از سقيفه
[21/3/1387- 7:0 ص] اعتراف عامّه به وفات حضرت زهرا(س) با عدم رضايت از شيخين
[19/3/1387- 3:25 ع] اگر شيخين از ظلم خود به حضرت فاطمه(عليهاالسّلام) توبه کردند...
[14/3/1387- 5:49 ع] دنياى اسلام بدون وهابىها
[12/3/1387- 1:34 ع] افسانه نيست!
[12/3/1387- 1:2 ع] آيا پاره تن رسول خدا (ص) اولى به مراعات نبود؟!
[29/2/1387- 5:55 ع] اهانت به حضرت علي و فاطمه زهرا(ع) در نماز جمعه اهل سنت زاهدان
[26/2/1387- 12:11 ع] ما بوديم که نگذاشتيم حق به اهلش برسد!
[آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 42
کل بازديد :10140
انديشمند لبنانى: امام خمينى رفت اما انديشه او تا ابد زنده است [15]
بيانه 22 وهابى عليه ايران و حزب الله [18]
افتخار ميکنم عضو «حزب ولايت فقيه» باشم [18]
نصرالله به آرامش در گفتار معروف است [25]
محاصره شيعيان پاکستاني 7 ماهه شد [24]
جسارت معلم وهابى در عربستان به حضرت زهرا (س) [26]
شهادت پنج جوان ديگر شيعه در کويته پاکستان [22]
انتقاد شديد هيکل از اعراب [20]
عثمان را الگو قرار بده وکنارهگيرى مکن [31]
مظلومنمايى 14مارس و معرکهگردانى العربيه [29]
حمله به يک رييس جمهور عربى به اتهام شيعه شدن؟! [44]
پاسخ به فتنه با سرعت فيبر نورى [28]
نوروز در روايات شيعه و در کتاب جاحظ [19]
نوروز در روايات اسلامى [18]
[آرشيو(133)]
رهيافتگان به مکتب اهل بيت [3]
امامت و خلافت [11]
پرسش و پاسخ [9]
وهابيت رو به افول [28]
مکتب اهل بيت [15]
اهل سنت و اعتقاداتشان
اخبار و مناسبتها [4]
کجاييد اي شهيدان خدايي
حزب اللهي مدرنيته
عاشقان على و فاطمه
زورخانه بابا علي
دنياى جوانى
ياران
شميم
فدايى سيد على
بشنو اين نى
نمازخانه بوستان بهاره
دم مسيحايى
پرتو
حسين جان
شهيد امر به معروف زوبوني
کوثر
سجاده اي پر از ياس
esperance
manna
وبلاگ ايران اسلام
14 معصوم
کبوترانه
کوثر بيکرانه
لـعل سلسبيل
مشاوره
جمهوريت
دختري در راه آفتاب
احاديث
کوثر
بهارستانه
اهل سنت واقعى
با من حرف بزن
موسسه فرهنگي وصال شهدا
نقد وهابيت
همگرایی شیعه و اهل سنت
نيلوفرآبى
هيأت پيام آوران عاشورا
ليست وبلاگهاى به روز شده
دهه فجر
نسيم رضوان
وبلاگ خونه دانشجويي تاکستان
کوچهام مهتابى است
سلام شيعه
کوچه ام آفتابي که نيست هيچ مهتابي هم نيست و شايد اصلاً کوچه























