<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://taghrib.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">گفتمان مذهبي</title>
	<link href="http://taghrib.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Tue, 22 May 2012 11:42:56 GMT</updated>
	<author><name>حق‌شناس</name></author>

	<openSearch:totalResults>10</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>10</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:taghrib.ParsiBlog.com/Posts/99/%d8%ad%d8%b0%d9%81+%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d8%b9%d9%84%d9%8a(%d8%b9)+%d8%a7%d8%b2+%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d8%ae+%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7+%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%a8%d9%8a%d9%88%d9%86+%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%89+%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/</id>
<updated>Sat, 11 Jul 2009 20:38:00 GMT</updated>
<title type="text">حذف حضرت علي(ع) از تاريخ اسلام توسط وهابيون مدعى اسلام</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;در يک اقدام جديد از سوي دولت و روحانيون عربستان سعودي، بخش گسترده‌اي از نقش حضور پررنگ حضرت علي(ع) در تاريخ اسلام در کتب‌ تاريخي و مرجع عربستان، حذف شد.&lt;/span&gt;&lt;br&gt;به گزارش&lt;img src=&quot;http://www.abna.ir/a/upload/uploads/13/8/13871.jpg&quot; alt=&quot;&quot; align=&quot;right&quot;&gt; &lt;a style=&quot;font-weight: bold;&quot; href=&quot;http://www.abna.ir/data.asp?lang=1&amp;amp;id=161965&quot;&gt;خبرگزاري اهل‏بيت(ع)&lt;/a&gt; ـ ابنا ـ اين کار که از پانزده سال پيش آغاز شده بود، هم‌اکنون به مرحله‌اي رسيده است که حتي مستندات برادران اهل تسنن درباره نقش مؤثر حضرت علي (ع) نيز حذف شده و هم‌اکنون نسل‌هاي جوان عربستان، حتي سايه‌اي از نام آن حضرت را نمي‌توانند در کتابي مرجع يا تاريخي پيدا کنند.&lt;br&gt;اين گزارش مي‌‌افزايد، در کتاب‌ فروشي‌هاي عربستان، همه کتاب‌هايي که نامي از آن حضرت و نقش ماندگار ايشان در تاريخ اسلام است، جمع‌آوري شده است و احاديث جعلي جايگزين آنها شده است.&lt;br&gt;علي‌ ستيزي روحانيون وهابي که از آغاز شکل‌گيري حکومت کنوني عربستان با کارهاي مرموزانه انگليس آغاز شده بود، هم‌اکنون به تحريف واقعي رخدادهاي تاريخي و حقايق انکارناپذير رسيده است.&lt;br&gt;بنا بر اين گزارش، کتاب‌هايي همچون تفسير طبري نيز که به نقش مولاي متقيان اشاره داشته‌اند، جمع‌آوري و نسخه‌هاي جديدي که نام آن حضرت در آن سانسور شده، جايگزين شده است.&lt;br&gt;اين در حالي است که اين اقدام به کتابخانه‌هاي عربستان نيز تسري پيدا کرده است و ارسال کتاب از لبنان و ديگر کشورهاي عربي به اين کشور با موضوع تاريخ اسلام، به شدت زير نظر مأموران مميزي عربستان است.&lt;br&gt;آنها همچنين لو‌ح‌هاي فشرده در اين زمينه را جمع‌آوري کرده و لوح‌هاي فشرده جديدي که نقش حضرت در آنها سانسور شده است، به بازار عرضه مي‌کنند.&lt;br&gt;همچنين به تازگي دولت عربستان، برخي از سايت‌هاي شيعي را نيز با همکاري برخي شرکت‌هاي مجازي آمريکايي فيلتر مي‌کند.&lt;br&gt;گفتني است اين کارها در حالي انجام مي‌گيرد که روز گذشته و در هفته جاري، بالاترين و مفصل‌ترين جشن‌هاي ميلاد علي‌ابن‌ابيطالب توسط شيعيان علي (ع) برگزار شده است&lt;/font&gt;.
&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://taghrib.ParsiBlog.com/Posts/99/%d8%ad%d8%b0%d9%81+%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d8%b9%d9%84%d9%8a(%d8%b9)+%d8%a7%d8%b2+%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d8%ae+%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7+%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%a8%d9%8a%d9%88%d9%86+%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%89+%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/" title="حذف حضرت علي(ع) از تاريخ اسلام توسط وهابيون مدعى اسلام" type="text/html" />
<author><name>حق‌شناس</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:taghrib.ParsiBlog.com/Posts/98/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d8%b9%d9%84%d9%89(%d8%b9)+%d9%88+%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%af%d8%aa+%d8%af%d8%b1+%d9%83%d8%b9%d8%a8%d9%87/</id>
<updated>Sun, 05 Jul 2009 21:51:00 GMT</updated>
<title type="text">امام على(ع) و ولادت در كعبه</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;سؤال:&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;آيا روايت صحيح السندي مبني بر ولادت امير مؤمنان(ع) در كعبه وجود دارد ؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;پاسخ:&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;ولادت امير مؤمنان عليه السلام در كعبه &lt;STRONG&gt;از ديدگاه شيعيان قطعي و متواتر است&lt;/STRONG&gt;، و اين كه كسي غير از آن حضرت در داخل خانه كعبه به دنيا نيامده نيز اجماعي است.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;شيخ مفيد&lt;/STRONG&gt; رضوان الله تعالي عليه در اين باره مي‌نويسد:&lt;BR&gt;«ولد بمكة في البيت الحرام يوم الجمعة الثالث عشر من رجب سنة ثلاثين من عام الفيل ، ولم يولد قبله ولا بعده مولود في بيت الله تعالى سواه إكراما من الله تعالى له بذلك وإجلالا لمحله في التعظيم؛ حضرت امير المؤمنين علي بن ابى طالب عليه السّلام در روز جمعه سيزدهم ماه رجب پس از سى سال از عام الفيل در خانه خدا در شهر مكه به دنيا آمد ، نه پيش از وى كسى در خانه خدا به دنيا آمده و نه بعد از آن حضرت. تولد امير مؤمنان عليه السّلام در خانه خداوند فضيلت و شرافتى است كه پروردگار بزرگ براي بزرگداشت مقام و منزلتش به آن حضرت اختصاص داده است.»&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#0000a0&gt;[الشيخ المفيد، (متوفاي413هـ) ، الإرشاد، ج1، ص5]&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ولادت امام علي عليه السلام در كعبه از ديدگاه اهل سنت :&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;از ديدگاه علماي اهل سنت نيز ، &lt;STRONG&gt;ولادت آن حضرت در كعبه قطعي است؛ حتي برخي از آن‌ها ادعاي تواتر نيز كرده‌اند&lt;/STRONG&gt; كه به نام چند تن از آن‌ها اشاره مي‌كنيم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;متن كامل مقاله را در &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&amp;amp;id=1748&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;سايت مؤسسه حضرت ولى‌عصر(عج)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt; مطالعه فرماييد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://taghrib.ParsiBlog.com/Posts/98/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85+%d8%b9%d9%84%d9%89(%d8%b9)+%d9%88+%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%af%d8%aa+%d8%af%d8%b1+%d9%83%d8%b9%d8%a8%d9%87/" title="امام على(ع) و ولادت در كعبه" type="text/html" />
<author><name>حق‌شناس</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:taghrib.ParsiBlog.com/Posts/97/%d9%81%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%af%d9%85+%d8%aa%d9%88%d8%b3%d9%91%d9%84%d9%85+%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%ac%d8%a7%d8%a8+%d8%b4%d8%af/</id>
<updated>Mon, 18 May 2009 13:15:00 GMT</updated>
<title type="text">فهميدم توسّلم مستجاب شد</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=left&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;از &lt;A href=&quot;http://bahjat.org/fa/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=1208&amp;amp;Itemid=51&quot;&gt;فرمايشات قصار عارف فرزانه مرحوم آيت‌الله العظمى بهجت&lt;/A&gt; ره&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;كار به جايى رسيده كه در ابتلائات هم حال دعا كردن نداريم.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt; در حدود سى چهل سال پيش جوان شكسته‌&lt;IMG height=130 src=&quot;http://bahjat.org/fa/images/stories/khabar/217.jpg&quot; width=110 align=left&gt;بندى در قم نقل كرد كه روزى زن مُحَجَّبِه‌اى به درِ مغازه‌ى من آمد و اظهار داشت كه استخوان پايم از جا در رفته و مى ‌واهم آن را جا بيندازى، ولى در بازار نمى‌شود. چون مى‌ترسم صدايم را افراد نامحرم بشنوند، اگر اجازه مى‌دهى به منزل برويم. قبول كردم و حدود سيصد تومانى را كه در دخل داشتم با خود برداشتم و درِ مغازه را بستم و به دنبال آن زن روانه شدم، تا اين كه به منزل ايشان&amp;nbsp;وارد شديم. آن زن درِ خانه را از داخل بست و بر روى رختخواب دراز كشيد. و من به قسمت مچ پايش دست گذاشتم و گفتم: اين جاست؟ گفت: بالاتر، مقدارى بالاتر. تا اين كه دست بر روى ساق پايش گذاشتم و گفتم: اين جاست؟ گفت: بالاتر، بالاتر، متوجّه شدم كه قصد ديگرى دارد، و خود او رسماً مرا به ... دعوت نمود.&lt;BR&gt;درِ خانه را هم از داخل بسته بود، و مرا نيز تهديد مى كرد كه در صورت مخالفت، به جوان ‌اى بيرون منزل خبر مى‏‌هم تا به خدمتت برسند! &lt;BR&gt;به او گفتم: سيصد تومان همراه دارم، بيست تومان هم در مغازه دارم، همه را به تو مى ‌هم، دست بردار. فايده نداشت، پيوسته اصرار مى ‌مود و تهديد مى‌كرد. از سوى ديگر، آن &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;زن آن قدر به من نزديك بود كه حال دعا و توسّل هم نداشتم، به گونه ‌ى كه گويا بين من و دعا حايل و مانعى ايجاد شده بود. &lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;سرانجام، به حسب ظاهر به خواسته‌ى او تن در دادم و حاضر شدم و اظهار رضايت نمودم و او را به گونه‌اى از خود دور كردم و براى تهيّه‌ى چيزى فرستادم. در اين هنگام ديدم حال دعا پيدا كرده ام. &lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;فوراً به امام رضا ـ عليه السّلام ـ متوسّل شدم &lt;/SPAN&gt;كه اگر عنايتى نفرمايى و مرا نجات ندهى و اين بلا را رفع نكنى، دست از شغلم بر مى دارم. گويا آن جوان به قصد تقرّب و قضاى حوايج مؤمنين اين را از آن حضرت تقاضا كرده بوده و آن شغل هم به نظر و توجه آن حضرت بوده است. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#1d52de&gt;مى‌گويد در همين اثنا ديدم سقف دالان شكافته شد و پيرزنى از سقف به زير آمد! فهميدم توسّلم مستجاب شد. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;در اين حين زن صاحب خانه هم آمد، به پير زن گفت: چه مى خواهى و براى چه آمده اى؟ گفت: در اين همسايگى نزديك شما وضع حمل نموده اند، آمده ام مقدارى پارچه ببرم، گفت: از كجا آمده اى؟ گفت: از درِ خانه، با اين كه من ديدم از سقف خانه وارد شد!&lt;BR&gt;در هر حال، آن دو با هم به گفت و گو پرداختند و من هم فرصت را غنيمت شمرده به سمت درِ منزل پا به فرار گذاشتم. زن به دنبالم آمد و گفت: كجا مى روى؟! گفتم: مى روم درِ خانه را ببندم. گفت: من در را بسته ام. گفتم: آرى! به همين دليل كه پيرزن از آن وارد خانه شد! به سرعت به سوى در رفتم و از خانه و از دست او نجات يافتم. وقتى مطلّع شد كه فرار مى‏كنم، &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;از پشت سر يك فحش به من داد و آب دهان به رويم انداخت، كه در آن حال براى من از حلوا شيرين تر بود.&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;آقاى ياد شده مى گويد: بعد به خدمت مرحوم آقا سيّد محمّد تقى خوانسارى ـ رحمه اللّه&amp;nbsp; ـ جريان فحش و ناسزا و آب دهان انداختن به رويم را براى ايشان نقل كردم، ايشان فرمودند: اى كاش آن فحش ها و اذيت ها را به من مى كردند، اى كاش آن آب دهان را به صورت من مى انداختند. وقتى كه آقا چنين فرمودند: حالت آرامش در من پيدا شد، ولى بعد از آن ديگر آن اذيت ها و وقايع تكرار نشد. &lt;BR&gt;آقايى كه اين جريان را نقل كرد اهل علم نبود، به حسب ظاهر جوانى از عوام و داراى محاسن بود. در هر حال اين گونه از حرام فرار كرده بود، در آن زمان كه بى دينى رواج داشت و در ميان جوان ها افراد متديّن كم پيدا مى شدند!&lt;BR&gt;&amp;nbsp;آن جوان مى گفت: &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#008000 size=2&gt;در آن زمان (حكومت رضا پهلوى) در ادارات و كارمندان دولتى مرا به خاطر ريش‌داشتن اذيت مى‌كردند و مى‌خواستند من هم مثل خودشان بى‌ريش باشم. &lt;BR&gt;بعد از اين قضيّه، از كرامت و عنايت خداوند متعال به او اين بود كه آتش دنيايى به آن دستش كه آن را به پاى آن زن گذاشته بود، اثر نمى‏كرد به گونه‌اى كه حتّى مى‌توانست ذغال گداخته را با آن دست مانند انبر بگيرد و بردارد! چه مقامات، چه كرامات، با چه رياضات و گرفتارى‌ها!&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&amp;nbsp; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://taghrib.ParsiBlog.com/Posts/97/%d9%81%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%af%d9%85+%d8%aa%d9%88%d8%b3%d9%91%d9%84%d9%85+%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%ac%d8%a7%d8%a8+%d8%b4%d8%af/" title="فهميدم توسّلم مستجاب شد" type="text/html" />
<author><name>حق‌شناس</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:taghrib.ParsiBlog.com/Posts/95/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae%d9%89+%d8%a8%d8%b1+%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86+%d9%88+%d8%a7%d8%af%d8%b9%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%89+%d9%85%d9%88%d9%84%d9%88%d9%89+%d8%ae%d9%8a%d8%b1%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%89/</id>
<updated>Mon, 18 Aug 2008 18:31:00 GMT</updated>
<title type="text">پاسخى بر سخنان و ادعاهاى مولوى خيرشاهى</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;A href=&quot;http://imamat.persiangig.com/doc/shahi.pdf&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://imamat.persiangig.com/image/PDF.JPG&quot; align=left&gt;&lt;/A&gt; 
&lt;P align=justify&gt;
&lt;DIV align=left&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#004080&gt;&lt;STRONG&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;BR&gt;الحمد لله ربّ العالمين وصلى الله على محمد وآله الطاهرين&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;چندى است فيلم كوتاهى به صورت بلوتوثِ موبايل،(1) حاوى سخنان يكى از مولوى‌هاى اهل سنت به نام خيرشاهى، دست به دست مى‌شود.&lt;BR&gt;اين آقاى مولوى، به بهانه دفاع از اهل سنت و خلفايشان، در سخنانى توهين‌آميز، ايرانيان را مرهون احسانات عمر مى‌داند، و از آنان مى‌خواهد پاى عمر را ببوسند، حتى پا را فراتر نهاده، مى‌گويد: «به والله قسم بايد سُم اسب حضرت عمر را ببوسند!!» و در جسارتى ديگر مى‌گويد: «هزاران امام خمينى، به والله قسم شاگرد مكتب عمر و ابوبكر هم حساب نمى‌شوند.» و...&lt;BR&gt;البته سخنان اين آقاى مولوى ـ كه به ضدّيت با تشيع شهره است ـ به همين فيلم خلاصه نمى‌شود و در همه سخنانش توهين و جسارت موج مى‌زند. در اين نوشته به محورهاى مطرح شده در اين سخنان مى‌پردازيم و پاسخ به ديگر سخنانش را به فرصتى ديگر موكول مى‌كنيم.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;* * *&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000a0&gt;* جناب مولوى، شما در باب علم و دانش خليفه‌ى دوم جناب عمر سخن گفته‌ايد و آن را چند هزار برابر علم امام خميني(ره) دانسته‌ايد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;فرض كنيد در واقع هم همينطور باشد، ولى چگونه مى‌توانيد آن را ثابت كنيد؟&lt;BR&gt;در مسند احمد بن حنبل، ج4، ص319 و در سنن ابي‌داوود، ج1، ص53 و سنن نسائي، ج1، ص60 آمده است كه: در مورد كسى كه يك ماه و دو ماه آب پيدا نمى‌كند خليفه گفت: «اما من نماز نمى‌خوانم تا آب پيدا كنم» يعنى مسأله تيمم را در خاطر نداشت.&lt;BR&gt;در سنن كبري، ج7، ص442 و تفسير رازي، ج7، ص484 و درّالمنثور سيوطى، ج1، ص288 و كتاب‌هاى ديگر آمده است كه: خليفه دوم تصميم گرفت زنى را كه در شش ماهگى فرزندش متولد شده بود، سنگسار كند. حضرت علي(عليه‌السلام) با خواندن آيه‌ى «وَحَمْلُهُ وَفصالُه ثَلاثونَ شَهراً»2 ثابت كرد كه مدت باردارى مى‌تواند شش ماه باشد. و عمر، آن زن را آزاد كرد و گفت: «لَولا عليٌ لَهَلَكَ عُمَر؛ اگر على نبود عمر هلاك مى‌شد.»&lt;BR&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;BR&gt;در تفسير ابن كثير، ج1، ص467 و درّالمنثور، ج2، ص133 و بسيارى از كتاب‌هاى ديگر دانشمندان اهل سنت آمده است كه: «خليفه دوم به زيادىِ مهر زن‌ها اعتراض كرد. يكى از زنان به خليفه معترض شده و آيه «وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً»3 را خواند و خليفه اشتباه خود را پذيرفت» يعنى خليفه به آيه‌ى شريفه‌ى قرآن توجه نداشت.&lt;BR&gt;در تفسير ابن‌جرير، ج30، ص38 و كشاف زمخشري، ج3، ص253 و درّالمنثور سيوطى، ج6، ص317 و بسيارى ديگر از كتاب‌هاى بزرگان اهل سنت آمده است كه خليفه آيه‌ى شريفه‌ى «وَفَاكِهَةً وَأَبّاً»4 را تلاوت كرد و درباره‌ى معناى آن از ديگران! سؤال كرد و بعد گفت: «ما از به تكليف افتادن در فهم اين‌ها منع شديم!»&lt;BR&gt;شما براى اينكه بدانيد نظر خود جناب عمر درباره‌ى علم و دانش خودش چيست، كافى است به جمله‌ى «كُلُّ النّاسِ أَعلَم مِن عُمَر» در تفسير قرطبي، ج14، ص227 و تفسير زمخشري، ج2، ص445 و تفسير سيوطي، ج5، ص229؛ و جمله‌ى «كُلُّ أَحَدٍ أَفقَهُ مِن عُمَر» در كتاب رياض النضرة، ج2، ص196 و كفايه كنجي، ص105، مراجعه كنيد.&lt;BR&gt;خطبه‌ى خليفه را بخوانيد كه گفت: «هر كس مى‌خواهد از قرآن سؤال كند، به نزد ابى بن كعب برود و هر كس مى‌خواهد از حلال و حرام سؤال كند، سراغ معاذ بن جبل برود و هر كس مى خواهد از واجبات سؤال كند، به نزد زيد بن ثابت برود و هر كس مى‌خواهد از مال و ثروت سؤال كند، نزد من بيايد كه من خزانه‌دار مى‌باشم.» اين خطبه در سنن كبرى بيهقي، ج6، ص210 و سيره‌ى عمر ابن‌جوزي، ص87 آمده است.&lt;BR&gt;همچنين به كتاب صحيح بخارى (ج3، ص151) مراجعه كنيد. در آنجا آمده است: «تمتّعنا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلّم ونزل القرآن قال رجل برأيه ما شاء» كه نشان مى‌دهد يا خليفه نظر رسول خدا(صلى‌الله عليه وآله) را نمى‌دانسته و يا نظر خود را بر نظر رسول خدا(ص) ترجيح داده است!.&lt;BR&gt;در مورد علم و دانش خليفه مراجعه كنيد به: بيهقى در شعب‌الايمان و تفسير قرطبى، ج1 ص34 و ابن‌جوزى در سيره‌ى عمر، ص165 با سند صحيح از عبدالله بن عمر آورده كه گفت: «تَعلّم عُمَر سورة البقرة في اثنَتي عَشرة سَنة فلمّا ختمها نَحر جزوراً؛ عمر سوره‌ى بقره را در دوازده سال! ياد گرفت و چون ختمش نمود، شترى قربانى كرد.» حالا حساب كنيد اگر يادگيرى سوره‌ى بقره ـ كه كمتر از دو و نيم جزء قرآن است ـ 12 سال طول بكشد، تمام قرآن چه قدر طول مى‌كشد؟!&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000a0&gt;* همچنين آقاى مولوى، به مناسبت يادى هم از خليفه‌ى اول (ابى‌بكر) كرده‌اند و درباره‌ى علم ايشان سخن گفته‌اند. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;جناب ابوبكر كه بنا بر ادعاى بعضى از علماى اهل سنت، اولين! نفر و از نظر همه، جزو اولين كسانى بوده است كه به رسول خدا(ص) گرويده است و حدود 20 سال در محضر شريف ايشان بوده و دو سال و اندى هم پس از ايشان بر كرسىِ خلافت نشسته و محل مراجعه‌ى همه افراد و قبائل و عشاير بوده است، تمام رواياتى كه از ايشان نقل شده، فقط 142 روايت است و «درّالمنثور» از هفده هزار حديث، كمتر از ده حديث از خليفه‌ى اول نقل شده است! تازه از اين 142 حديث، مسلم و بخارى هر دو با هم تنها بر صحّت 6 روايت آن اتفاق دارند و شخص بخارى 21 روايت و شخص مسلم تنها يك عدد از اين‌ها را صحيح مى‌داند!. حالا شما مقايسه كنيد بين روايات خليفه‌ى اول و احمد بن حنبل كه مى‌گويد هفتصدوپنجاه هزار حديث از پيامبر در اختيار داشتم و حافظ مسلم صاحب صحيح كه مى‌گويد در نزد او سيصد هزار حديث بوده است. و نيز مقايسه كنيد با ابوهريره كه تنها سه سال با پيامبر بوده است و ابن مخلّد تنها پنج‌هزاروسيصدوچند حديث از ابوهريره نقل كرده است. آن‌وقت ببينيد ادعاى جناب مولوى در مورد علم و دانش اين دو صحابه‌ى پيامبر چه قدر با آنچه علماى بزرگ اهل سنت گفته‌اند، مطابقت دارد؟&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000a0&gt;* در مسأله اهانت به خلفا و اينكه نبايد عواطف برادران اهل سنت را خدشه‌دار كرد،&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; من هم با شما موافق هستم و همه‌ى مصلحين هم بر اين مسأله تأكيد مى‌ورزند. ولى اى كاش مسلمان‌هاى صدر اسلام نيز حساسيت شما را داشتند و از اهانت و تضعيف اصحاب پيامبر خوددارى مى‌كردند. اما متأسفانه اين‌طور نشد. شما خوب مى‌دانيد اصحاب پيامبر(ص) اهانت به خليفه سوم عثمان را به كجا كشاندند. آيا اصحاب پيامبر بر عليه خليفه شورش نكردند؟ آيا حتى آب را بر روى او نبستند؟ كه به گواه تاريخ، على(ع) برايش آب فرستاد. آيا بالآخره او را نكشتند؟ آيا محمد بن ابي‌بكر كه خال المؤمنين است، يكى از سردمداران مخالفان خليفه نبود؟ و آيا جناب ام‌المؤمنين عائشه، بارها مردم را عليه عثمان تحريك نكرده بود كه «اقتُلوا نَعثلاً فقد كَفر؛ نعثل را بكشيد كه كافر گشته است»؟5&lt;BR&gt;نمى‌دانم چگونه صداقتتان را باور كنم كه در يك سخنرانى هم از اهانت به خلفا و صحابه‌ى پيامبر(ص) گلايه مى‌كنيد و هم از طلحه و زبير دفاع مى‌كنيد؟! مگر همين طلحه و زبير نبودند كه مردم را بر عليه خليفه سوّم شوراندند؟ مگر همين طلحه و زبير نبودند كه همسران خود را در پرده نگه داشتند ولى در يك توهين آشكار به پيامبر اكرم(ص)، همسر او و دختر خليفه اول، عايشه را سوار بر شتر كرده و به ميدان جنگ كشاندند؟ مگر راه‌اندازى جنگ بر عليه خليفه‌ى چهارم از خلفاى راشدين، على(ع) و كشتن چند هزار از ياران آن حضرت و به كشتن دادن چند برابر آن از مردمانى كه به‌خاطر اعتقاد به عايشه ام‌المؤمنين، به ميدان جنگ با خليفه‌ى مسلمين آمدند، بزرگترين اهانت به اسلام و خليفه‌ى مسلمين و آن اهل حلّ و عقدى كه على(ع) را انتخاب كردند، نيست؟&lt;BR&gt;چگونه است طلحه و زبير آزاد هستند با بيرون آوردن همسر پيامبر از خانه به پيامبر اهانت كنند، با جنگيدن با خليفه‌ى مسلمين به او و كسانى كه او را انتخاب كردند اهانت كنند، بلكه به روى آنها شمشير بكشند و آنها را بكشند؛ آن وقت ديگران حق ندارند حتى آنچه را در تاريخ به وقوع پيوسته و كارهايى را كه آنها انجام داده‌اند، در روزنامه‌اى بنويسند و يا در سريالى به تصوير بكشند؟&lt;BR&gt;شما چرا به طلحه و زبير نمى‌گوييد: «اى كاش خنجر را به قلب ما فرو مى‌كرديد ولى مردم را بر عليه خليفه‌ى سوم تحريك نمى‌كرديد. اى كاش شما خنجر را به قلب ما مى‌كوبيديد ولى همسر پيامبر را از خانه بيرون نمى‌كشيديد و براى اهداف شوم سياسى خود از شهرت و محبوبيت او سوء استفاده نمى‌كرديد. اى كاش خنجر خود را در قلب من ملّا فرو مى‌برديد ولى بر عليه خليفه‌ى مسلمين، جنگ جمل را به راه نمى‌انداختيد.»&lt;BR&gt;آقاى مولوى، آيا مى‌توانيد انكار كنيد كه ده‌ها سال از زمان معاويه تا زمان عمر بن عبدالعزيز، على(ع) را در نمازهاى جمعه و منابر سبّ و لعن و اهانت مى‌كردند و اين كار توسط معاويه و به دستور او شروع شد و بقيه‌ى بنى‌اميه هم اين سنّت! را ادامه دادند؟ شما چرا به معاويه و بنى‌اميه اعتراض نمى‌كنيد كه: «اى كاش خنجر خود را در قلب من ملّا و مدافع صحابه فرو مى‌كرديد ولى خليفه‌ى چهارم، داماد پيامبر(ص)، شوهر حضرت زهرا(س) و پدر حسن و حسين(ع) دو سروَر جوانان اهل بهشت را سبّ و لعن نمى‌كرديد»؟ &lt;BR&gt;چرا از طعنه يا بدگويى بعضى از مردم نسبت به تعداد اندكى از صحابه ناراحت مى‌شويد و از آن همه توهين‌هايى كه بعد از رسول خدا(ص) به على(ع) و پاره‌ى تن رسول خدا، فاطمه زهرا(س) و صحابه‌ى بزرگى همچون ابوذر و عمار شد، ناراحت نمى‌شويد و به مسبّبين آن اعتراض نمى‌كنيد؟&lt;BR&gt;چرا به حافظ محمد ابراهيم اعتراض نمى‌كنيد كه داستان‌هاى تلخ بعد از رحلت پيامبر(ص) را ـ كه شما و همفكرانتان بر خلاف مستنداتى كه در كتب و منابع خودتان آمده اصرار داريد منكرش شويد ـ به‌صورت افتخارآميز! در قصيده‌ى خود آورده و با اين كار، آتش كينه و دشمنى را بين برادران مسلمان شعله‌ور كرده است؟ آنجايى كه (در ج1 ص82 ديوانش) گفته است: &lt;BR&gt;و قولةٍ لِعلي قالها عُمر&amp;nbsp; .........&amp;nbsp; &amp;nbsp;اكرم بسامِعها اعظم بمُلقيها &lt;BR&gt;حرّقت طرك الا ابقي عليك بها&amp;nbsp; .........&amp;nbsp;&amp;nbsp;ان لم تبايع و بنتُ المصطفى فيها &lt;BR&gt;ما كان غير أبي حفص يفوه بها&amp;nbsp; .........&amp;nbsp; أمام فارس عدنان و حاميها(6) &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;و عجيب‌تر آنكه برخى از بزرگان مصر هم از چنين شاعرى ـ با اين شعورش ـ تقدير كرده و ديوانش را مكرّر چاپ مى‌كنند!. چرا به اين شاعر و امثال آن نمى‌گوييد: «خنجر به قلب من ملاّ فرو كنيد ولى پسر عمو و داماد پيامبر و بانوى بزرگ اسلام(ع) را با شعر خود مورد اهانت قرار ندهيد و مجدداً خاطرات تلخ تاريخ را زنده نكنيد.»؟ &lt;BR&gt;جناب مولوى، به مردم چه بگوييم؟ صحابه‌ى پيامبر(ص) كه آن شخصيت بي‌نظير را از نزديك ديده بودند. شخصيتى كه قرآن خطاب به وى مى‌فرمايد: «إنّكَ لَعَلى خُلُق عَظيم» و از طرف ديگر به همه و بيش از همه به صحابه مى‌فرمايد: «ولكم في رسول الله اسوة حسنة». آن وقت همين صحابه به جان يكديگر مى‌افتند. برخى را مى‌كشند، همانگونه كه عثمان را كشتند. بعضى بر عليه بعضى ديگر لشكر‌كشى مى‌كنند، آنطور كه طلحه و زبير و ديگران بر عليه على(ع) اين كار را كردند. بعضى عدّه‌اى از صحابه را تبعيد مى‌كنند، آنگونه كه عثمان، ابوذر (صحابى بزرگ پيامبر) را تبعيد كرد تا تنها و مظلومانه در ربذه جان باخت. برخى از صحابه صحابه‌ى ديگر را بر عليه ديگر اصحاب پيامبر(ص) تحريك مى‌كنند، همانطور كه طلحه و زبير و عايشه و عمروعاص نسبت به عثمان كردند. بعضى ناسزا و سبّ و لعن را نسبت به بعضى ديگر رسمى مى‌كنند، آنگونه كه معاويه نسبت به على(ع) كرد. بعضى با بعضى قهر كرده و با خدا عهد مى‌كنند كه تا زنده‌اند با آن ديگرى حرف نزند آنطور كه عبدالرحمن‌بن‌عوف نسبت به عثمان، خليفه‌ى سوم انجام داد.&lt;BR&gt;با اين همه سوابقى كه برخى از صحابه دارند، انصاف دهيد آيا مردم از ما و شما قبول مى‌كنند كه باز هم همه‌ى آنان را مبرّاى از خطا و گناه دانسته و هيچ نقدى را بر آنان روا نشمريم و به مردم بگوييم شما حق نداريد به هيچ‌يك از كسانى كه چند صباحى با پيامبر(ص) بودند و عنوان «صحابه» داشتند، بگوييد بالاى چشمتان ابرو؟&lt;BR&gt;مگر شما ادّعا نمى‌كنيد پيامبر فرمود: «أصحابي كالنّجوم بأيّهم اقتدَيتُم اهتَدَيتُم؛ اصحاب من مانند ستارگان هستند به هر كدام اقتدا كنيد هدايت مى‌شويد.»7 اگر مردم به شما بگويند ما به آن صحابه‌اى كه به يكديگر ناسزا گفته و صحابه‌ى ديگر را سبّ مى‌كردند، مى‌خواهيم اقتدا كنيم، چه جوابى داريد به آنها بدهيد؟&lt;BR&gt;از همه بالاتر مردم به ما مى‌گويند: وقتى خود پيامبر(ص) برخى از اصحابش را لعنت مى‌كند، اين نشانه‌ى اين است كه بعضىِ از اصحاب مستحق لعن بوده و لعنت كردن آنان جايز است وگرنه خود پيامبر ـ كه اسوه‌ى حسنه است ـ اين كار را نمى‌كرد. &lt;BR&gt;مى‌گويند: مگر پيامبر(ص) (همان‌طور كه در تاريخ طبرى ج11 ص357 آمده) روزى كه ابوسفيان را سواره ديد كه معاويه و برادرش همراهش بودند، نفرمود: «اللّهم الْعَن الْقائِد والسائِق والراكِب؛ خدايا آنكه سواره بر مركَب است و آنكه مركَب را مى‌كَشد و آنكه مركَب را به جلو مى‌راند لعنت كن»؟ &lt;BR&gt;بايد جواب مردم را چه داد؟ آيا بايد به دروغ به مردم گفت: اينها همه كذب است و هر چه فلان مولوى مى‌گويد راست است؟! &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000a0&gt;* قسم ياد كرده‌ايد كه هزاران امام خمينى، شاگرد مكتب عمر و ابوبكر هم حساب نمى‌شوند.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;هرچند اين سخن از طرف شما به‌صورت توهين‌آميز و به زعم خودتان با هدف كوچك‌شمردن امام راحل(ره) و بزرگ جلوه‌دادنِ خلفا گفته شده، ولى حقيقت هم همين است كه مكتب خلفايتان نتوانسته و توان اين را هم ندارد كه مُصلحانى همچون امام خمينى(قدّس سرّه) بپروراند. اگر با ديده‌اى حقيقت‌بين به تاريخ 1400 ساله بنگريد، خواهيد ديد هر جا كسى در مقابل ظلم و جور پرچم برافراشته و با جان و مال از اسلام ناب محمدّى(ص) دفاع كرده است، پرورش‌يافته‌ى مكتب اهل‌بيت(ع) بوده است، نه مكتب خلفا.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000a0&gt;* همچون ديگر همفكرانتان ـ مخصوصاً آنهايى كه اصولاً ما ايرانيان، اعم از شيعه و سنى را مجوس مى‌نامند ـ فتوحات صدر اسلام (مخصوصاً فتح ايران) را پتكى ساخته‌ايد كه به‌خاطر آن بايد پاى عمر و سم اسبش را هم ببوسيم!.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;عجب از شما و همفكرانتان كه بوسيدن كعبه و ضريح پيامبر(ص) را شرك مى‌دانيد، آنگاه ما را صراحتاً و آشكارا دعوت به چنين شركى مى‌كنيد؟&lt;BR&gt;اگر اندك مطالعه‌ى تاريخى ـ حداقل در كتب معتبر خودتان ـ مى‌داشتيد و اوضاع اجتماعى، سياسى و فرهنگى ايرانيان را مى‌دانستيد و از چگونگى قبول اسلام از طرف ايرانيان اطلاع كسب مى كرديد، اينگونه توهين‌آميز سخن نمى‌رانديد و سُم اسب جناب عمر را به رخ ما نمى‌كشيديد و آن را جايگزين نور تابنده‌ى اسلام ـ كه قلب هر انسان ستم ديده را تسخير مى‌كرد ـ نمى‌كرديد!&lt;BR&gt;سخن از فتوحاتى كه به اسم اسلام انجام شد و انحرافاتى كه توسط برخى عوامل آن پديد آمد و ظلمها وجناياتى كه بر بى‌گناهان و اسيران روا داشته شد، بسيار است كه قتل‌عام مردم تسليم شده و امان داده شده‌ى شهر طميسه در جنگ گرگان توسط سعيدبن‌عاص،(8) كوركردن چشم هزار تن از ساكنان شهر انبار در جنگ ذات‌العيون توسط خالدبن‌وليد9 و گردن‌زدن اسيران در صف 22 كيلومترى در جنگ طالقان10 تنها گوشه‌اى از آن است.&lt;BR&gt;جهت اطلاع بيشتر مى‌توانيد به فصلنامه‌ى تاريخ در آيينه پژوهش (وابسته به مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(ره)) و نيز مقالات موجود در سايت مؤسسه حضرت ولى عصر(عج) به نشانى &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=2&gt;www.valiasr-aj.com&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=2&gt; مراجعه كنيد.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000a0&gt;* از نماز جمعه‌ها و رسانه‌ها و صدا و سيما و سريال‌ها ـ با الفاظى توهين‌آميز ـ گلايه كرده‌ايد كه چرا گاهى حقيقتى از تاريخ را بيان مى‌كنند كه در آن عملكرد برخى از اصحاب مورد نقد قرار مى‌گيرد؟&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;جناب مولوى، چاره كار اينها نيست. چاره اين كار كتب حديث و تاريخ و فقه و رجال اهل سنت است. براى از بين‌بردن نقاط ضعف برخى از صحابه، بايد دعا كرد خداوند ريشه تمام اين كتاب‌ها را از ميان بر كند! زيرا پيروان مكتب اهل بيت(عليهم‌السلام) اكثر نقاط ضعف صحابه را از ميان همين كتاب‌ها در طول تاريخ پيدا كرده‌ا‌ند. البته اين دعا هم قابل استجابت نيست، زيرا خداوند اراده كرده است كه فضائل اهل بيت و نقاط ضعف كسانى كه در مقابل اهل بيت(ع) بوده‌اند، در همين كتاب‌هاى اهل سنت ـ با آن همه جرح وقدح وجعل احاديثى كه توسط بنى‌اميه و ديگران روا شد ـ باشد و در همه دنيا پراكنده شود تا حجت بالغه‌ى الهى بر كسانى كه طالب حق و حقيقت‌اند، تمام باشد. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000a0&gt;* اما اظهار نظر شما راجع به جمعيت 20 ميليوني!!! اهل سنت در ايران&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;براى اينكه براى جسارتهاى متعدّدتان ـ كه بخش كوچكى از آن در اين قطعه فيلم بود ـ توجيهى دست‌وپا كنيد، مى‌گوييد 20 ميليون اهل سنت در ايران وجود دارد! ان‌شاءالله كه بقيه اطلاعات شما مانند اين آمار غلط نباشد، كه متأسفانه چون همه‌جا عينك تعصّبِ افراطى بر چشم نهاده‌ايد، اشتباهاتتان خيلى فراتر از اين‌هاست.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اولاً:&lt;/STRONG&gt; در فرهنگ قرآنى، آنچه مطلوب و داراى ارزش است، كيفيّت است، نه كمّيت. اگر نظرى بر قرآن كريم بياندازيد خواهيد ديد خداوند متعال بارها و بارها جمعيت كم ـ داراى كيفيّت ـ را تحسين فرموده است: «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ»11 و «وَ قَليلٌ مِنْ عِبادِي الشّكُورُ»12 اما از آن طرف اكثريتِ بى‌محتوا، همواره مورد مذمّت خداوند در قرآن كريم است: &lt;BR&gt;«وَما أَكْثَرُ النّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنينَ وَلَكِنّ أَكْثَرَهُمْ لايَشْكُرُونَ»13 و «وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنّ‏ِ وَاْلإِنْسِ»14 &lt;BR&gt;شيطان گفت «وَلا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ»15 و خداوند هم سخن او را ردّ نكرد، بلكه فرمود: «لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ»(16)&lt;BR&gt;برويد در قرآن شمارش كنيد ببيند چه‌قدر درباره‌ى اكثريت فرموده است: يَجْهَلوُن، فاسِقُون، لايَشكُرُون، لايُؤمِنُون، لايَسْمَعُون، لايَعْقِلُون؟&lt;BR&gt;پس صِرف جمعيت فراوان از يك قوم و فرقه و مذهب، در منظر قرآن هيچ فضيلت و منقبتى به حساب نمى‌آيد، همانگونه كه صِرف صحابى بودن يا هم عصر بودن با پيامبر(ص)، به خودى خود مقام و شأنيتى براى افراد ايجاد نمى‌كند و آنچه اصل است ـ و شامل صحابه هم مى‌شود ـ تقواست، «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ»17&lt;BR&gt;الآن جمعيت مسيحيان دنيا بيشتر از همه اديان است ولى آيا اكثريت بودن آنها دليل بر حقانيتشان است؟ الآن اكثريت جميعت مسلمين، فرقه‌هاى مختلف برادران اهل سنت هستند. آيا اين دليلِ صحّت همه‌ى اعتقادات آنها مى‌شود؟ &lt;BR&gt;پس اگر 99% مردم ايران هم از اهل سنت باشند، شايد بتوان با قدرت حكومت كرد ولى با حكومت و قدرت نمى‌توان به خداوند گفت: بايد در روز قيامت آنچه را كه عدّه‌اى از صحابه مى‌پسنديدند و بعد از رحلت پيامبر(ص) آن را با زور و قدرت بر جاى آنچه پيامبر فرموده بود، نشاندند بايد بپذيرى! بدون ترديد حرف آخر را خداى متعال مى‌زند، نه اقليت، نه اكثريت، نه مردم، نه مولوي‌ها، نه صحابه و نه هيچ كس ديگر.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;ثانياً:&lt;/STRONG&gt; با كدام مستند، ادعاى جمعيت بيست ميليونى داريد؟ و طبق چه آمار علمى هر سال چند ميليون! به جمعيت‌تان مى‌افزاييد؟ اصولاً كل جمعيت استان‌هايى كه عزيزان اهل سنت در برخى شهرهاى آن اكثريت‌اند، چه‌قدر است كه سهم شما بيست ميليون شود؟ به سايت‌هاى حاميان خارجى‌تان ـ همچون سايت قرضاوى ـ سرى بزنيد و ببينيد با همه‌ى بزرگ‌نمايى كه دوست دارند در حقّتان انجام دهند، نتوانسته‌اند جمعيتتان را از ده درصد بالاتر ببرند.&lt;BR&gt;با اين ادّعاهاى بى‌اساس و غير علمى و غير منطقى چه چيز را مى‌خواهيد ثابت كنيد؟ مگر همين شماها كه تا دو سه سال قبل ادعاى جمعيت دويست هزار! نفره در تهران را داشتيد، الآن مدّعى نيستيد شهر تهران يك ميليون!! سنى دارد؟ اگر ديگران اطلاعى نداشته باشند، مردم تهران خبر دارند كه فقط چند هزار نفر سنّى در شهر تهران و حاشيه‌ى آن وجود دارد و اكثرشان هم كارگران مهاجر افغان هستند.&lt;BR&gt;بنابراين بيهوده زحمت نكشيد و جمعيت چهار پنج ميليونى برادران اهل سنت را با تبليغات و مظلوم‌نمايى، بيست ميليون! جلوه ندهيد. به دوستان مولوى‌تان در سيستان‌وبلوچستان هم بفرماييد: عبارت «ما اهل سنت يك‌سوم! جمعيت كشور را تشكيل مى‌دهيم» را از بخش عربىِ سايت رسمى‌شان حذف كنند تا موجب خدشه‌دار شدن آبروى خودشان و اثبات عدم صداقت‌شان نشود.&lt;BR&gt;به‌جاى اينگونه سخنان كذب و مغالطه‌آميز كه نتيجه‌اى جز تحريك قومى و مذهبى و ايجاد فتنه و اختلاف (كه هدف اصلى دشمنان قسم‌خورده‌ى اسلام و مسلمين است) ندارد، بگذاريد مردم شريف اهل سنت (هر جمعيتى كه دارند) با آرامش به زندگى‌شان بپردازند، همانگونه كه هميشه همراه نظام و انقلاب بوده و حقوق شهروندى‌شان هم مانند شيعيان و پيروان ساير فرق و اديان محفوظ بوده و هست.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;والسلام على من اتّبع الهدى&lt;BR&gt;حوزه علميه قم&lt;BR&gt;نورى&lt;BR&gt;________________&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#303030&gt;1. در ابتدا حتماً عدّه‌اى اين كار را به قصد ترويج اعتقاداتشان و يا ضدّيت با نظام اسلامى نشر داده‌اند، اما مطمئناً اكثر افراد آن را نه به عنوان سخنى علمى، بكه به عنوان طنز ردّ و بدل مى‌كنند و تعدادى هم با تعجب آن را به ديگران نشان مى‌دهند كه چگونه در نظام اسلامى، كسانى به اين راحتى به همه چيز جسارت مى‌كنند!.&lt;BR&gt;2. سوره‌ى احقاف، آيه‌ى 15: و دوران حمل و از شير بازگرفتنش سى‌ماه است.&lt;BR&gt;3. آيه‌ى 20 سوره نساء. وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارًا فَلاَ تَأْخُذُواْ مِنْهُ شَيْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً؛ و اگر تصميم گرفتيد كه همسر ديگرى به جاى همسر خود انتخاب كنيد، و مال فراوانى [به عنوان مهر] به او پرداخته‏ايد، چيزى از آن را پس نگيريد! آيا براى بازپس گرفتن مهر آنان‏، به تهمت و گناه آشكار متوسل مى‏شويد؟!&lt;BR&gt;4. سوره عبس، آيه‌ى 30، يعنى «و ميوه و چراگاه».&lt;BR&gt;5. الإمامة والسياسة ابن قتيبه، ج1، ص71 و تاريخ طبرى، ج3، ص477 و النهاية ابن‌اثير، ج5، ص79 و...&lt;BR&gt;6. يعنى: گفتارى از عمر به على است كه شنونده‌اش را اكرام كن و گوينده‌اش را بزرگ بشمار (كه گفت): اگر بيعت نكنى خانه‏ات را آتش مى‌زنم و چيزى در آن برايت باقى نمى‌گذرام با اينكه دختر پيغمبر در آن خانه است! غير از عمر كسى نمى‌توانست به يكه‌سوار قبيله عدنان و حامى دختر پيامبر (يعنى على) چنين سخنى بگويد!.&lt;BR&gt;7. فيض القدير، ج1 ص209 و مشكاة المصابيح، ج3 ص1696&lt;BR&gt;8. الكامل ابن اثير، ج3، ص110&lt;BR&gt;9. البداية ‌و النهاية ابن كثير، ج6، ص386&lt;BR&gt;10. الكامل ابن اثير، ج4، ص545&lt;BR&gt;11. سوره‌ى بقره، آيه‌ى 249: چه بسيار گروه‏هاى كوچكى كه به فرمان خدا، بر گروه‏هاى عظيمى پيروز شدند.&lt;BR&gt;12. سوره‌ى سبأ، آيه‌ى 13: عده كمى از بندگان من شكرگزارند.&lt;BR&gt;13. سوره‌ى يوسف، آيه‌ى 103: بيشتر مردم‏، هر چند اصرار داشته باشى‏، ايمان نمى‏آورند.&lt;BR&gt;14. سوره‌ى اعراف، آيه‌ى 179: به يقين‏، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم.&lt;BR&gt;15. سوره‌ى اعراف، آيه‌ى 17: و بيشتر آنها را شكرگزار نخواهى يافت.&lt;BR&gt;16. همان، آيه‌ى 18: جهنم را از شما همگى پر مى‏كنم.&lt;BR&gt;17. سوره‌ى حجرات، آيه‌ى 13: همانا گرامى‏ترين شما نزد خداوند باتقواترين شماست‏.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;منبع:&lt;/STRONG&gt; اختصاصى &lt;A href=&quot;http://www.shia-sunni.ir/&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;وبلاگ گفتمان مذهبى&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://taghrib.ParsiBlog.com/Posts/95/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae%d9%89+%d8%a8%d8%b1+%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86+%d9%88+%d8%a7%d8%af%d8%b9%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%89+%d9%85%d9%88%d9%84%d9%88%d9%89+%d8%ae%d9%8a%d8%b1%d8%b4%d8%a7%d9%87%d9%89/" title="پاسخى بر سخنان و ادعاهاى مولوى خيرشاهى" type="text/html" />
<author><name>حق‌شناس</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:taghrib.ParsiBlog.com/Posts/96/%da%86%d8%b1%d8%a7+%d8%af%d8%b3%d8%aa+%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87+%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b2+%d9%86%d9%85%d9%89%e2%80%8f%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%85%d8%9f/</id>
<updated>Sun, 17 Aug 2008 00:00:00 GMT</updated>
<title type="text">چرا دست بسته نماز نمى‏خوانيم؟</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;IMG alt=&quot;آيت الله بهجت&quot; src=&quot;http://www.mtb.ir/images/stories/khabar/169.jpg&quot; align=left&gt; 
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 24px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;سؤال: &lt;FONT color=#0000ff&gt;چرا ما مثل اهل سنّت دست بسته در نماز نمى ايستيم؟ &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب:&lt;/STRONG&gt; حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ و ائمه ـ عليهم السّلام ـ قطعاً در نماز چنين نمى‌كردند، مالك نيز كه يكى از ائمّه‌ى چهارگانه‌ى اهل تسنن است، دست باز نماز مى‌خواند. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;سؤال: پس&lt;FONT color=#0000ff&gt; چرا بقيّه‌ى فِرَق اسلامى دست بسته نماز مى‌خوانند؟ &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب:&lt;/STRONG&gt; هنگامى كه اسراى ايرانى را نزد خليفه‌ى ثانى بردند، وى ديد آن ها در برابر او دست بسته ايستاده اند، گفت: &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;FONT size=2&gt;اين كار در برابر خدا سزاوارتر است، لذا دستور داد در نماز تكتّف كنند و دست بسته نماز بخوانند.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;چه‌طور شد نحوه ى وضو گرفتن پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ براى ما معلوم نشد؟!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;عامّه مى گويند: ما چه‌طور مى توانيم با كسانى كه بين غَسْل و مَسْح فرق نمى گذارند، مباحثه كنيم؟! آيا ما، بين غَسْل و مَسْح فرق نمى گذاريم يا شما كه تمام سر را مسح مى كنيد؟! آن هم چه مَسْحى! چه قدر طول مى كشد تا تمام سر مسح شود، و تمام دو پا غَسْل و شسته شود؟ آن هم در هر روز چند بار؟! چه طور شد نحوه ى وضو گرفتن پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ تنها براى شما معلوم شد؟ اين كه رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ در هر روز، و روزى چند بار اين عمل را تكرار كرد ولى براى ما مخفى شد و اهل خانه اش و اهل بيتش ـ عليهم السّلام ـ طور ديگر وضو مى گيرند؟! هم چنين در زمان حضرت امير ـ عليه السّلام ـ نحوه ى وضو گرفتن حضرت آشكار بوده و كسى به آن حضرت چيزى نگفت و اعتراض نكرد كه وضوى شما با وضوى حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ و شَيْخَين مخالف است؟! &lt;BR&gt;از عجايب اين كه در سُنَن ابى داوود به نقل از پيامبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ ، نحوه‌ى وضو گرفتن پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ مطابق با شيعه نقل شده است! &lt;BR&gt;عبداللّه بن زيد مى گويد: &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;«أَلا أَحْكِى لَكُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللّه ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ ؟!» &lt;BR&gt;آيا نحوه ى وضو گرفتن رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ را براى شما عملاً بيان نكنم؟! &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;سپس مثل آن ها وضو مى‌گيرد. ما هم در روايت داريم كه امام باقر ـ عليه السّلام ـ مى فرمايد: «أَلا أَحْكِى لَكُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللّه ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ ؟!»(1) &lt;BR&gt;و مثل ما وضو مى گيرد. الى ماشاءاللّه اصحاب و چه اصحاب بزرگوار و معروف، نظير عمّار و ديگران كه با حضرت امير ـ عليه السّلام ـ مختلط بودند و معاشرت داشتند، ولى هيچ كدام از آن ها به وضوى آن حضرت ايراد نگرفتند كه بر خلاف وضوى رسول اللّه ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ است! پس بگوييد اين هم مثل تكتّف(2) در نماز است كه اتّفاق سَلَف بر اين بوده كه جزو نماز است، ولى بر عدّه اى مخفى شد، از جمله مالك و اساتيد او كه تكتّف را در فريضه واجب نمى دانند! خيلى عجيب است از ابن رشد كه خود را از فقها مى‌داند، مَعَ ذلك مى‌گويد: در اين موضوع ميان فقها اختلاف نظر است كه مبدأ تكتّف از زمان عمر بوده، يا در زمان حضرت رسول اللّه ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ ، امرى كه به زعم آنها اطباق و اجماع سَلَف بر آن بوده است! &lt;BR&gt;گويا وضو هم مثل تكتّف كه به زعم آن ها اطباق و اتّفاق سَلَف بر او بوده، ولى بعد از رحلت حضرت رسول ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ ، اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ آن را عوض كرده اند!&lt;BR&gt;______________&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 24px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;FONT color=#4b4b4b&gt;1. كافى، ج 3، ص 24 و 25؛ من لايحضرة الفقيه، ج 1، ص 36؛ تهذيب، ج 1، ص 75 و... &lt;BR&gt;2. روى هم گذاشتن دست‌ها.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;منبع:&lt;/STRONG&gt; &lt;A href=&quot;http://www.bahjat.org/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=1180&amp;amp;Itemid=51&quot; target=_blank&gt;سايت آيت الله بهجت&lt;/A&gt; (دام ظله)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://taghrib.ParsiBlog.com/Posts/96/%da%86%d8%b1%d8%a7+%d8%af%d8%b3%d8%aa+%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87+%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%b2+%d9%86%d9%85%d9%89%e2%80%8f%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%85%d8%9f/" title="چرا دست بسته نماز نمى‏خوانيم؟" type="text/html" />
<author><name>حق‌شناس</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:taghrib.ParsiBlog.com/Posts/94/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%d9%89+%d8%a7%d8%af%d9%84%d9%87+%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%81%d8%aa+%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%a8%d9%83%d8%b1/</id>
<updated>Mon, 21 Jul 2008 15:55:00 GMT</updated>
<title type="text">بررسى ادله خلافت ابوبكر</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;از مدت‌ها پيش، دوست عزيزي به نام «يزدان» و برخي ديگر از دوستان، از ما درخواست كرده بودند كه تمامي ادله خلافت ابوبكر؛ به ويژه رواياتي از كتاب‌هاي شيعيان كه امروزه بيش از پيش به آن‌ها استناد مي‌شود را مطرح و آن‌ها را بررسي كنيم. ما نيز بنا به وظيفه‌اى داشتيم به درخواست آن‌ها پاسخ مثبت داده و تقريباً تمامى ادله خلافت أبي‌بكر را از قرآن كريم، كتاب‌هاي اهل سنت و كتابهاى شيعيان بررسي و نقد كرديم. هر چند كه تمامي اين مقالات را پيش از اين به مرور در قسمت مقالات گذاشته بوديم؛ ولي براي دسترسي بهتر و راحت‌تر بودن خوانندگان عزيز، بار ديگر همه را در يك مقاله جمع و در اين قسمت گذاشتيم.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;استدلال به آيات قرآن كريم:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/01.htm#1&quot; target=_blank&gt;33 زمر : وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ ... :&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/01.htm#2&quot; target=_blank&gt;آيه 16 ، سوره فتح : قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَى قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ :&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/01.htm#3&quot; target=_blank&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;آيات آخر سوره ليل : وَسَيُجَنَّبهَُا الْأَتْقَى .&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;SPAN dir=rtl&gt;الَّذِى يُؤْتىِ مَالَهُ يَتزََكىَ‏ ... :&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/01.htm#4&quot; target=_blank&gt;28 سوره غافر : أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَن يَقُولَ رَبىّ‏َِ اللَّهُ ... :&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/02.htm#5&quot; target=_blank&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;55 نور : &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ ... :&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/02.htm#6&quot; target=_blank&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;54 مائده : &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتىِ اللَّهُ بِقَوْمٍ يحُِبهُُّمْ وَ يحُِبُّونَهُ ... :&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2 dir=rtl style=&quot;MARGIN: 1px 0px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#ff0000 size=4&gt;رواياتي در كتاب‌هاي اهل سنت:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/02.htm#7&quot; target=_blank&gt;سيدا كهول&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/03.htm#8&quot; target=_blank&gt;فاقتدوا بالذين من بعدي&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/03.htm#9&quot; target=_blank&gt;فإن لم تجديني فأتي أبابكر...&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H2 dir=rtl style=&quot;MARGIN: 1px 0px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; LINE-HEIGHT: 150%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#ff0000 size=4&gt;استدلال به روايات شيعيان:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN: 1px 0px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: 400&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/03.htm#10&quot; target=_blank&gt;أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/03.htm#11&quot; target=_blank&gt;إمامان عادلان قاسطان&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/03.htm#12&quot; target=_blank&gt;قد حلى أبوبكر الصديق سيفه&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/03.htm#13&quot; target=_blank&gt;ما أقول فيهما إلا خيراً&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/03.htm#14&quot; target=_blank&gt;لولا أنا رأينا أبابكر لها أهلا لما تركناه&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/03.htm#15&quot; target=_blank&gt;و إنا نرى أبا بكر أحق الناس بها&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/04.htm#16&quot; target=_blank&gt;إِنَّهُ بَايَعَنِي الْقَوْمُ الَّذِينَ بَايَعُوا أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَان&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/04.htm#17&quot; target=_blank&gt;لست بمنكر فضل أبى بكر&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/04.htm#18&quot; target=_blank&gt;إنّ أبا بكر يلي الخلافة بعدي ثمّ من بعده أبوك...&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/05.htm#19&quot; target=_blank&gt;ألا توصى ؟ قال : ما أوصى رسول الله صلى الله عليه و سلم فأوصى...&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/05.htm#20&quot; target=_blank&gt;اللهم أصلحنا بما أصلحت به الخلفاء الراشدين...&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/05.htm#21&quot; target=_blank&gt;شرط صلح امام حسن ، عمل به سيره شيخين&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/05.htm#22&quot; target=_blank&gt;ما سبقكم أبو بكر بصوم و لا صلاة...&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 1px; MARGIN-BOTTOM: 1px; TEXT-INDENT: 1px; LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=right&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 150%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/lib/book101/05.htm#23&quot; target=_blank&gt;ولدني ابوبكر مرتين&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;منبع:&lt;/STRONG&gt; &lt;A href=&quot;http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&amp;amp;bank=maghalat&amp;amp;id=109&quot; target=_blank&gt;سايت مؤسسه حضرت ولى عصر(عج)&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://taghrib.ParsiBlog.com/Posts/94/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%d9%89+%d8%a7%d8%af%d9%84%d9%87+%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%81%d8%aa+%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%a8%d9%83%d8%b1/" title="بررسى ادله خلافت ابوبكر" type="text/html" />
<author><name>حق‌شناس</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:taghrib.ParsiBlog.com/Posts/93/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae+%d8%af%d9%83%d8%aa%d8%b1+%d8%b9%d8%b5%d8%a7%d9%85+%d8%a7%d9%84%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%af+%d8%a8%d9%87+%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%8a+%d8%b4%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%aa/</id>
<updated>Sun, 15 Jun 2008 16:08:00 GMT</updated>
<title type="text">پاسخ دكتر عصام العماد به برخي شبهات</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P class=EnglishTitles dir=rtl style=&quot;MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 10px&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;در آستانه ايام فاطميه و سالروز شهادت حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا(س)، دكتر عصام العماد، محقق و استاد حوزه و دانشگاه ، در جمع طلاب و روحانيان استان سيستان و بلوچستان، به برخى شبهات و جوسازى‌هايى كه پس از مصاحبه ايشان با برنامه تلويزيونى «ماه عسل» در رمضان سال گذشته، شده بود، پاسخ گفت.&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;متن اين پرسش و پاسخ كه در پايان سخنرانى ايشان با عنوان &lt;STRONG&gt;«نقش بانوى بزرگ اسلام در هدايت به مكتب اهل بيت(ع)»&lt;/STRONG&gt; صورت گرفت، به نقل از &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rasanews.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=31446&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#000000 size=2&gt;خبرگزارى رسا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=2&gt; در پى خواهد آمد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;TABLE width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;دكتر عصام العماد&quot; src=&quot;http://imamat.persiangig.com/image/esam-1.jpg&quot; align=left&gt; &lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;جهت اطلاع از پيشينه مطلب به آرشيو&lt;BR&gt; &lt;A href=&quot;http://www.shia-sunni.ir/Archive64288.htm&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;مناظره و گفتمان&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;BR&gt;مراجعه فرماييد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ان‌شاء الله به زودى فيلم كامل اين سخنرانى (كه سى‌دى آن توسط برخى از دوستان به دستمان رسيده) روى اينترنت قرار خواهد گرفت.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;سؤال:&lt;/FONT&gt; جناب آقاى دكتر، بعد از اين‌ كه در برنامه «ماه عسل» صحبت كرديد، امام جمعه اهل سنت زاهدان مدعى شد كه شخصيت دكتر عصام العباد يك شخصيت ساختگى است و وجود خارجى ندارد. شخصيتى كه نه سنى بوده و نه وهابى، و الآن هم شيعه نيست و اصلاً چنين شخصيتى وجود ندارد! شما چه پاسخى داريد؟&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;دكتر عصام&lt;/STRONG&gt;: من در ابتدا به چند مسأله اشاره كنم:&lt;BR&gt;اولاً: وهابى بودن افتخار نيست و من افتخار نمى‌كنم كه وهابى بودم. آيا افتخار كنم كه تكفيرى بودم؟ آيا افتخار كنم كه در مذهبى بوده‌ام كه در طى دويست سالى كه به وجود آمده، ميليون‌ها مسلمان را كشته است؟! اين افتخار است؟ افتخار كنم كه قبل از شيعه شدن، مذهبى داشته‌ام كه مسلمانان سنى را در خود عربستان قتل‌عام كرده است؟! به مذهبى افتخار كنم كه شافعى‌ها، مالكى‌ها و حنبلى‌ها را نابوده كرده است؟ به چه افتخار كنم؟ به نسبت با شيخ محمد بن عبدالوهاب افتخار كنم؟ اين چه افتخارى است؟ اگر ادعا مى‌كنم كه وهابى بودم، فقط نمى‌خواستم دروغ بگويم. چون اگر مى‌گفتم مذهب ديگرى داشتم، از من مى‌پرسيدند: اساتيد شما چه كسانى بوده‌اند؟ من مى‌خواستم راست بگويم.&lt;BR&gt;اگر از من بپرسند: شما كه وهابى بوديد، اساتيدتان چه كسانى بوده‌اند؟ مى‌گويم: شيخ بن‌باز(مفتى اعظم عربستان)، شيخ احمد سلامه(وهابى بزرگ در يمن)، شيخ محمد اسماعيل عمرانى، دكتر عبدالوهاب ديلمى و... مى‌گويم: وقتى وهابى بودم خودم كتابى با عنوان «همبستگى شيعيان و على اللهى‌‌ها» نوشته‌ام. اين افتخار نيست، وهابيت، مذهبى افتخارى نيست؛ ولى من مى‌خواستم واقعيت را بگويم، براى اين كه شكر نعمت كنم. &lt;BR&gt;من يك روز عليه امام على(ع) مى‌گفتم كه امام على يك مغرور و شخصى خودپرست بود! آيا اين افتخار است؟ افتخار است كه در مذهبى بودم كه پايان‌نامه‌هاى متعدّدى عليه امام على نوشته‌اند؟! من فقط خواستم واقعيت را بگويم كه شكر نعمت كرده باشم، كه اگر نگويم مثل اين است كه خداوند به من هديه‌اى تقديم كرده و من ردّش كنم و بگويم: من قبول نمى‌كنم. بايد واقعيت را بگويم و خاضع و شاكر خداوند باشم كه از مذهبى كه دشمن اهل بيت(ع) بود نجات پيدا كردم و نجاتم از سوي خداوند بود. &lt;BR&gt;اين خيلى عجيب است، در مورد اكثر افراد آمدند همين را مطرح كردند(نه فقط در مورد من)، آمدند گفتند: آقاى انطاكى سنى نبود، در حالى كه مفتى اعظم سوريه بود. گفتند: آقاى تيجانى سنى نبود! اصلاً فرض كنيد من وهابى نبودم. من چند كتاب نوشته‌ام، با رهبر بزرگ وهابيت، عثمان الخميس، مناظره داشتم. ببينيد حرف من، منهاى گرايش و مذهب قبلى‌ام، چيست؟ &lt;BR&gt;من علت گرايش از وهابيت به مذهب تشيع را مطرح كرده‌ام، اين مسائل را بررسى كنيد؛ چند ميليون نفر شيعه شدند، نه فقط يك نفر. من تنها نيستم، هزاران نفر از وهابي ها، در داخل عربستان سعودى، در رياض، چند نفر از خانواده آل سعود، حتى از خانواده شيخ محمد [بن عبدالوهاب] شيعه شده‌اند. اين پديده‌اى جهانى است. &lt;BR&gt;فرض كنيد اثبات كرديد كه اين يك نفر سنى نبوده، در مورد ميليون‌ها نفر كه شيعه شده‌اند چه مى‌گوييد؟ &lt;BR&gt;من ديدم كه هيچ حرف مستندى گفته نشد. رهبر بزرگ وهابي ها در يمن، عموى من است. الآن زمان انقلاب رسانه‌اى است، مى‌توانيد زنگ بزنيد و بپرسيد. تشكل وهابى‌ها در مجلس يمن شصت نفر هستند و رييس اين تجمع و تشكل در مجلس، «عبدالرحمان العماد»، رهبر بزرگ وهابى‌ها، امام جمعه و بنيانگذار صدها مدرسه وهابى در يمن، عموى من است، برادر پدرم. &lt;BR&gt;خانواده من هم سرشناس هستند، مى‌توانيد زنگ بزنيد به عمويم، مى‌توانيد زنگ بزنيد به عربستان به دانشگاه محمد سعود، الآن زمان رسانه است، مى‌توانيد به اساتيدم مراجعه كنيد، به استاد عمرانى از بزرگان وهابيت، من پنج سال پيش او كتاب‌هاى درجه اول وهابيت را خوانده‌ام و بعد هم در مسجد جامع، كتاب توحيد شيخ محمد بن عبدالوهاب را تدريس كرده‌ام. مى‌توانيد بپرسيد. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;سؤال&lt;/FONT&gt;: آقاى دكتر، شما چرا بعد از اظهارات توهين‌آميز آقاى مولوى عبدالحميد سكوت كرديد و در جواب ايشان چيزى نگفتيد؟&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;IMG alt=&quot;دكتر عصام العماد&quot; src=&quot;http://imamat.persiangig.com/image/esam-2.jpg&quot; align=left&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;دكتر عصام:&lt;/STRONG&gt; حرفشان را كه شنيدم، ديدم حرف مستندى نبود. اگر واقعاً ايشان مى‌آمدند بر اساس مستندات و استدلال هاي برهانى و علمى حرفى مى‌زدند و حتى مدركى علمى از يك سايت يا از يك دانشگاه ارائه مى‌كردند، بله. از طرفى براى من اصلاً مهم نيست كه بگويند وهابى بوده‌ام يا وهابى نبوده‌ام. اما واقعاً اين براى من مهم است كه هدايت شدم. برايم مهم نيست كه بگويند وهابى بود، شافعى بود، مسيحى بود. من الحمدالله به مكتب اهل بيت(عليهم‌السلام) هدايت شدم و اين براى من مهم است. &lt;BR&gt;از طرفى ديگر، ايشان متأسفانه حرف عالمانه‌اى در اين صحبت، مطرح نكرده است. شما قبل از اين كه بگوييد: «من از يك نفر شنيدم كه فلانى وهابى نبوده»، تحقيق مى‌كرديد. من مسلمان هستم شما هم مسلمان هستيد، من كسى هستم كه مثل شما بودم و بعداً شيعه شدم. در آيين شما بودم و يك روز همين اعتقادات و تفكّرات شما را داشتم؛ ولى بعداً هدايت شدم. واقعاً در يك روز با هم و هم‌فكر بوديم. حرف عالمانه‌اى‌ نيست كه بگويد: «يك شخصى در شبكه سوم آمده كه بازيگر و هنرپيشه هست!» يعنى چه اين حرف؟ من از عربستان سعودى بلند شده‌ام آمده‌ام اين جا بازيگرى كنم؟! &lt;BR&gt;من قبل از اين كه وارد شبكه سوم بشوم، چند كتاب نوشته‌ام. كلّ زندگى و جزئيات زندگى‌ام و علل گرايش به تشيع‌ام را در كتاب «الزلزال» نوشته‌ام كه مناظره‌اى است با رهبر وهابيت كه ايشان عالم‌تر از مولوى عبدالحميد است. با ايشان مناظره‌اى يك‌ساله داشتم، حرف‌هاى عالمانه زده، نه مثل حرف‌هاى مولوى عبدالحميد. در اين يك سال كه با ايشان مناظره داشتم، من به او كه رهبر بزرگ وهابيت در جهان است، صد بار گفتم كه من وهابى بودم. هيچ وقت نگفت كه شما وهابى نبوده‌ايد، بلكه گفت: «مى‌دانم» و اقرار كرد. او اصلاً مرا زير سؤال نبرد؛ بلكه قبل از مناظره به شيعيان گفت كه: «من به شما سفارش مى‌كنم كه يك نفر را براى مناظره انتخاب كنيد كه اصالتاً شيعه باشد، شايد اين شخص هنوز گرايش به وهابيت داشته باشد و حرفى بزند كه عليه شما باشد و بعداً شما پشيمان مى‌شويد!» اين سفارش شيخ عثمان در اول مناظره بود. &lt;BR&gt;من مى‌گويم: ايشان(آقاى مولوى) بايد تحقيق كند، مناظره من را با شيخ عثمان ببيند، كتاب‌هايم را بخواند. من چند كتاب نوشته‌ام، سايت دارم، صدها مقاله نوشته‌ام، مى‌تواند به مقالاتم و به خودم مراجعه كند، زنگ بزند. نه اين كه بگويد: «اين يك هنرپيشه است و آمده با مجرى برنامه «ماه عسل» با هم توافق و يك فيلم درست كرده‌اند!» &lt;BR&gt;اولاً خدا مى‌داند برنامه اتفاقى بود، من هرگز خبر نداشتم برنامه چى هست. مجرى از من پرسيد: شما قبلاً كتاب عليه امام على نوشته‌ايد؟ گفتم: بله، من كتاب نوشته‌ام؛ چون من وهابى بوده‌ام. &lt;BR&gt;مسأله‌ ديگرى كه آقاى مولوى گفته و غير علمى است، اين بود كه از قول من گفتند كه «اهل تسنن ضدّ امام على هستند.» من گفتم: وهابى بودم و نگفتم سنى بودم. &lt;BR&gt;مسأله‌ ديگرى كه ايشان گفت، اين است كه «هيچ كدام از اهل تسنن ناصبى نبوده‌اند.» من نگفتم: اهل تسنن هم ناصبى هستند. ببينيد حرفشان حرف منطقى نيست. &lt;BR&gt;خود امام ابن تيمه، شيخ‌الاسلام ابن تيمه، كه الگوى بزرگ مولوى است، ايشان گفته: «وقع بعض المتسنّنة في النصب» ابن تيمه گفت: برخى از سنى‌ها ناصبى شدند. يكى از شيوخ بزرگ عربستان كتابى نوشته با عنوان «النواصب فى القرون الثلاثه»، (ناصبى‌ها از اهل تسنن در سه قرن) اين كتاب در عربستان چاپ شده است. &lt;BR&gt;من مى‌گويم: برخى سنى‌ها ناصبى شده‌اند، نه اين كه خداى ناكرده بگويم: همه سنى‌ها ناصبى هستند. &lt;BR&gt;وقتى شما مى‌گوييد: على‌اللهى‌ها هنوز هستند و عدّه‌اى در سوريه هم زندگى مى‌كنند، پس چرا قبول نمى‌كنيد كه ناصبى هم هست. وقتى من خودم كتاب عليه امام على(ع) نوشتم و دكتر«اكرم العُمرى» از متفكران بزرگ عربستان و از شخصيت‌هاى بزرگ در جهان اهل تسنن و در جهان وهابيت، پايان‌نامه خودش را در مورد زير سؤال بردن خلافت امام على(ع) مى‌نويسد و مى‌گويد: «امام على خليفه چهارم نبوده و خلافت از خليفه سوم به معاويه رسيده و خلافت على، خلافت شرعى نبود.» وقتى شيخ محبّ‌الدين الخطيب از بزرگان مصر عليه امام على(ع) كتاب مى‌نويسد؛ وقتى ابن عربى مالكى مذهب [1] «العواصم من القواصم» را مى‌نويسد و به امام حسين(ع) توهين مى‌كند؛ وقتى «شيخ خضر» مفتى و شيخ الازهر مصر كتاب «تاريخ دولت اموى» را نوشته و عليه امام حسن(ع) مقاله مى‌نويسد؛ وقتى مى‌گوييد افرادى از على‌اللهى‌ها در نُصَيريه سوريه هستند، نه شيعيان جعفرى؛ پس باور كنيد ناصبى هم هست. &lt;BR&gt;خود عسقلانى گفت: «ما در اهل تسنن ناصبى داريم.» خود بزرگان و ائمه اهل تسنن گفته‌اند. من نمى‌گويم و ادعا نمى‌كنم كه همه علماى اهل تسنن ناصبى هستند؛ ولى مى‌گويم در درون جامعه اهل تسنن يك عدّه ناصبى هستند و من ثابت مى‌كنم، كتاب‌هايشان هست و در سايت‌ها هم وجود دارد. الآن كسى نمى‌تواند دروغ بگويد. شما به سايت‌ها مراجعه كنيد و اين مسائل براى شما روشن خواهد شد. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;سؤال: &lt;FONT color=#0000ff&gt;پس از بياناتى كه در مورد وهابيت داشتيد، ما شاهد موضع‌گيرى سخت آقاى مولوى عبدالحميد در مورد سخنان حضرت‌عالى بوديم. علت اصل اين هتّاكى و توهين‌هاى غيرعالمانه را در چه مى‌دانيد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=black&gt;&lt;STRONG&gt;دكتر عصام:&lt;/STRONG&gt; ببينيد، كسى كه عالم است، هيچ گاه كار ندارد كه يك نفر از يمن يا از عربستان بلند مى‌شود به نام «عصام العماد» و يك چيزى مى‌گويد. شما بايد حرف مرا در شبكه سوم نقد كنيد. كارى به شخص من نداشته باشيد. آنچه كه من در شبكه سوم گفتم، با استدلال، با روايات و با قرآن گفتم. اگر ايشان روش‌شان، روش عالمانه‌اي بود، بايد حرفى را كه گفته‌‌ام، نقد كند و نه شخص گوينده را. &lt;BR&gt;هميشه در روش علما، در روش خود علماى اهل تسنن، خود فخرالدين رازى و امام زمخشرى اين است كه مى‌گويند: «شما كارى به شخصى كه حرف زده نداشته باشيد، حرف و گفته او را بررسى كنيد، قائل و گوينده را نبايد بررسى كنيد.» من در اين برنامه يك ساعت با استدلال و برهان حرف زدم و [از جمله] ثابت كردم در وهابيت ناصبى هست، دشمن امام على(ع) هست، كتاب معرفى كردم، سايت معرفى كردم، احاديث آوردم. ايشان به جاى اين كه حرفم را نقد كند، آمده و گفته: «عصام العماد اصلاً سنى نبوده!» فرض كنيد سنى نبودم؛ اما حرفى كه در شبكه سوم مطرح كردم مستند و علمى بود و حاضرم براى هر يك كلمه آن، صد دليل بياورم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;منبع: &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rasanews.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=31446&quot; target=_blank&gt;خبرگزارى رسا&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://taghrib.ParsiBlog.com/Posts/93/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae+%d8%af%d9%83%d8%aa%d8%b1+%d8%b9%d8%b5%d8%a7%d9%85+%d8%a7%d9%84%d8%b9%d9%85%d8%a7%d8%af+%d8%a8%d9%87+%d8%a8%d8%b1%d8%ae%d9%8a+%d8%b4%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%aa/" title="پاسخ دكتر عصام العماد به برخي شبهات" type="text/html" />
<author><name>حق‌شناس</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:taghrib.ParsiBlog.com/Posts/91/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81+%d8%b9%d8%a7%d9%85%d9%91%d9%87+%d8%a8%d9%87+%d9%88%d9%81%d8%a7%d8%aa+%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7(%d8%b3)+%d8%a8%d8%a7+%d8%b9%d8%af%d9%85+%d8%b1%d8%b6%d8%a7%d9%8a%d8%aa+%d8%a7%d8%b2+%d8%b4%d9%8a%d8%ae%d9%8a%d9%86/</id>
<updated>Tue, 10 Jun 2008 07:00:00 GMT</updated>
<title type="text">اعتراف عامّه به وفات حضرت زهرا(س) با عدم رضايت از شيخين</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 0px; LINE-HEIGHT: 24px&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,255)&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#004040&gt;از فرمايشات &lt;A href=&quot;http://www.bahjat.org/fa/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=1572&amp;amp;Itemid=1&quot; target=_blank&gt;حضرت آيت‌الله بهجت&lt;/A&gt; (حفظه‌الله):&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;خود عامّه اعتراف مى كنند كه حضرت فاطمه ـ عليهاالسّلام ـ در حال وفات، از شيخين &lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: rgb(0,0,0) 1px solid; BORDER-TOP: rgb(0,0,0) 1px solid; FLOAT: left; MARGIN: 5px; BORDER-LEFT: rgb(0,0,0) 1px solid; WIDTH: 110px; BORDER-BOTTOM: rgb(0,0,0) 1px solid; HEIGHT: 135px&quot; height=135 src=&quot;http://www.bahjat.org/fa/images/stories/khabar/zahra6.jpg&quot; width=110&gt;ناراضى بود، در صحيح بخارى آمده است:&lt;/SPAN&gt; «فَوَجَدَتْ فاطِمَةُ عَلى أَبى بَكْرٍ فِى ذلِكَ، فَهَجَرَتْهُ، فَلَمْ يُكَلِّمْهُ حَتّى تُوُفِّيَتْ.»(1) &lt;BR&gt;فاطمه به دليل اين [غصب فدك] بر ابوبكر غضب نمود و با او قهر كرد و سخن نگفت تا اين كه وفات نمود. &lt;BR&gt;هم چنين در صحيح بخارى در روايتى از رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ آمده است: &lt;BR&gt;«إِنَّ فاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّى؛ فَمَنْ أَغْضَبَها، أَغْضَبَنِى.»(2) فاطمه پاره ى تن من است. بنابر اين هر كس او را غضبناك كند، مرا به خشم آورده است.&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-TOP: 0px; MARGIN-BOTTOM: 0px; LINE-HEIGHT: 24px&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ما بايد در اين فكر باشيم كه جزوه اى درباره ى اعتقادات حقّه بنويسيم، بدان معتقد باشيم و بر اساس آن عمل كنيم، به گونه اى كه اگر همه ى مردم دست بردارند، ما دست بر نداريم و ثابت قدم باشيم.&lt;BR&gt;ـــــــــــــــــــــــــ&lt;BR&gt;1. صحيح بخارى، ج5، ص82. نيز ر.ك: ج8، ص3. &lt;BR&gt;2. صحيح بخارى، ج4، ص210 و 219. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://taghrib.ParsiBlog.com/Posts/91/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81+%d8%b9%d8%a7%d9%85%d9%91%d9%87+%d8%a8%d9%87+%d9%88%d9%81%d8%a7%d8%aa+%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7(%d8%b3)+%d8%a8%d8%a7+%d8%b9%d8%af%d9%85+%d8%b1%d8%b6%d8%a7%d9%8a%d8%aa+%d8%a7%d8%b2+%d8%b4%d9%8a%d8%ae%d9%8a%d9%86/" title="اعتراف عامّه به وفات حضرت زهرا(س) با عدم رضايت از شيخين" type="text/html" />
<author><name>حق‌شناس</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:taghrib.ParsiBlog.com/Posts/83/%d8%af%d9%86%d9%8a%d8%a7%d9%89+%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86+%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%a8%d9%89%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/</id>
<updated>Tue, 03 Jun 2008 17:49:00 GMT</updated>
<title type="text">دنياى اسلام بدون وهابى‌ها</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=justify&gt;
&lt;DIV align=left&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;رسول جعفريان&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;خبر وحشتناک و در عين حال احمقانه، اين بود که 22 نفر از علماي وهابي در سعودي، عليه حزب‌الله بيانيه داده و اين گروه را به مبارزه عليه اهل سنت متهم کرده‌اند؛ اين امر، صد البته در برابر نفوذ و بُرد بي‌اندازه حزب‌الله است که همزمان با عقل و سلاح، لبنان را از لوث وجود اسرائيل و پشتيبانان آن پاک نگاه داشته و در ميان توده‌هاي عرب، اعم از شيعه و سني محبوبيت فراوني به دست آورده است.&lt;BR&gt;نگاهي به دنياي اسلامي بدون وهابيت، در قرن دوازدهم و سيزدهم هجري، دنيايي نسبتا بدون اختلاف را به ما نشان مي‌دهد؛ يعني از درگيري‌هاي سياسي و مذهبي قرن دهم و اوايل قرن يازدهم که بگذريم، صلحي پايدار ميان دولت عثماني و صفوي و سپس قاجاري پديد آمد. &lt;BR&gt;به علاوه، تفکر اسلامي سني مورد حمايت در اين دوره، در غالب کشورهايي که دولت عثماني بر آنها تسلط داشت، از ترکيه تا مصر و از آنجا تا عراق و حجاز، تفکري معارضه‌جويانه عليه ديگران نبود. آثار آن را به ويژه در مصر مي‌بينيم که با داشتن الازهر، فتواي تاريخي شيخ «شلتوت» براي به رسميت شناخته شدن مذهب شيعه داده مي‌شود. به علاوه، فرهنگ عالي الازهر به هيچ روي فرهنگ نفاق افکن نبود و همچنان مبناي مناسبات ميان مسلمانان را عشق و دوستي قرار مي‌داد.&lt;BR&gt;اين داستان ادامه داشت تا وهابيت برآمد. از آن زمان آتش اختلافات ميان مسلمانان برافروخته‌شد، به‌طوري كه وهابي‌ها، بر پايه منابع متقن و شواهد بسيار، همه مسلمانان جز خود را کافر شمردند. دليل آن هم اين بود که همه مسلمانان غير وهابي از نظر آنان به دليل تمايلات خاص مذهبي خود مشرک تلقي مي‌شدند.&lt;BR&gt;در نيمه نخست عمر وهابيت، اين مذهب به عربستان سعودي محدود بود و همچنان الازهر و مراکز علمي ديگر اهل سنت در کشورها، رهبري را در دست داشت. از زماني که بوي نفت به مشام سعودي‌ها و مشايخ آن خورد، فعاليت آنان در کشورهاي ديگر آغاز شد. &lt;BR&gt;&amp;lt;**ادامه مطلب...**&amp;gt;&lt;BR&gt;و در ادامه و براي سال‌ها، همچنان ادعاهاي تکفير ديگر مسلمانان، جز سلفي‌هاي وهابي از راديوها و خطابه‌هاي سعودي به گوش مي‌‌رسيد، اما اين بار قدري نسبت به اهل سنت آرامتر شده بود و تلاش داشت به جذب آنان بپردازد. با اين حال، تلاش پنهاني آن بود تا تمامي جريان سني را به دام وهابيت بکشانند.&lt;BR&gt;اين مسأله مقاومت شگفتي را در همه نقاط جهان اسلام پديد آورد و اهل سنت از متصوفه شمال آفريقا گرفته تا گروه‌هاي عظيم سني در اندونزي و مالزي، اجازه فعاليت را از وهابيان گرفتند. با اين حال، به دليل اتکاي آنان به پول بي‌حساب نفت، آنان فعاليت‌هاي خود را پي گرفتند و در هر نقطه، گروهي را با خود همراه کردند. اينها همان‌هايي هستند که در سال‌هاي اخير، به عنوان تروريست‌هاي جهان اسلام، چهره اسلام را مشوه کرده و در حالي که دولت‌هايشان، بزرگترين همراهان با دولت‌هاي متجاوز هستند و بيشترين پايگاه‌ها را در کشورهايشان دارند، در اين باره سکوت کرده و هم‌اکنون بزرگترين رسالت خود را ايجاد نفاق ميان مسلمانان مي‌دانند. &lt;BR&gt;آنان غير از انتشار انديشه‌هاي ضد عقلي از يک سو و مبارزه با تشيع از طريق انتشار کتاب و درست کردن سايت، هيچ رسالت فرهنگي براي خود نمي‌شناسند. تبديل عراق به خون و آتش در سال‌هاي 2007 ـ 2005 از آثار نفوذ تفکر وهابي در اين کشور، آن هم با اعزام نيروهاي زبده آن از همه نقاط بود.&lt;BR&gt;دنياي اهل سنت که زماني از فرهنگ غني الازهر براي ايجاد دوستي و وفاق در عالم اسلامي ميان همه گروه‌ها برخوردار بود، در سال‌هاي اخير با تلاش نفاق‌افکنانه سعودي‌ها در هر نقطه روبه‌رو شده است. اکنون تنها رسالت آنان در سراسر آفريقا، تبليغات عليه شيعه بوده و اين مهمترين دغدغه آنهاست. آنان ديگر نشر اسلام را به فراموشي سپرده و صرفا براي پراکندن روح دشمني ميان مسلمانان تلاش مي‌کنند.&lt;BR&gt;نگراني مهم در اين زمينه آن است که وهابيان با پول خود بتوانند فضاي کشورهاي اسلامي را مطابق ميل خود پيش ببرند. هرچند اين اقدام با مقاومت همه‌جانبه روبه‌روست، اما به هر روي، برخي از شعارهاي کهنه وهابيت همراه با خرج کردن پول بي‌شمار، مي‌تواند زمينه نفوذ به ويژه در ميان قشرهاي آسيب پذير در اين کشورها داشته باشد. روشن است، آن که بيش از همه ضرر مي‌کند، وجهه اسلام در دنياي امروز است که تصوير وهابي آن همه جا شايع مي‌شود. &lt;BR&gt;با اين حال، بايد اعتراف کرد که امروز، وهابيت در سراشيبي سقوط قرار گرفته و حتي در خود سعودي نيز غالب بخش‌هاي دولت همدلي با آن ندارد و آنان را مزاحماني بيش نمي‌بيند. اقدام اخير 22 نفر از علماي سعودي براي صدور اطلاعيه عليه حزب‌الله و متهم کردن آن به ايجاد جنگ شيعه و سني، در واقع، اقدامي عليه ملک عبدالله است که خود را منادي گفت‌وگوي ميان مذاهب اسلامي مي‌داند. &lt;BR&gt;اين روزها به قدري موقعيت وهابي‌هاي افراطي ضعيف شده است که انتشارات عبيکان، يکي از بزرگترين ناشران سعودي، کتاب درباره شيخ حسن صفار و انديشه‌هاي او در حجم پانصد صفحه با عنوان «الحوار و التقارب المذهبي في المشهد السعودي» منتشر مي‌کند.&lt;BR&gt;بدون شک، بايد ميان اکثريت اهل سنت که متعادل بوده و منادي اسلام رحمت و انديشه هستند، با مشتي وهابي بدوي نجدي که بيش از يک صد سال است، دنياي اسلام را آميخته با کينه و دشمني و تکفير کرده‌اند تفاوت گذاشت. ايران امام خميني، همچنان منادي وحدت با تمام مسلمانان بنا بر انديشه و گفت‌وگو و رحمت است و در داخل و خارج کشور، همچنان در پي ايجاد همدلي ميان گروه‌هاي گوناگون اسلامي است.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;مطالب مرتبط: &lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.tabnak.ir/pages/?cid=11767&quot; target=_blank&gt;بيانيه 22 مفتي سعودي عليه حزب‌الله و ايران&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;منبع:&lt;/STRONG&gt; &lt;A href=&quot;http://www.tabnak.ir/pages/?cid=11771&quot; target=_blank&gt;تابناك&lt;/A&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://taghrib.ParsiBlog.com/Posts/83/%d8%af%d9%86%d9%8a%d8%a7%d9%89+%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86+%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%a8%d9%89%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" title="دنياى اسلام بدون وهابى‌ها" type="text/html" />
<author><name>حق‌شناس</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:taghrib.ParsiBlog.com/Posts/81/%d8%a2%d9%8a%d8%a7+%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%87+%d8%aa%d9%86+%d8%b1%d8%b3%d9%88%d9%84+%d8%ae%d8%af%d8%a7+(%d8%b5)+%d8%a7%d9%88%d9%84%d9%89+%d8%a8%d9%87+%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b9%d8%a7%d8%aa+%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%9f!/</id>
<updated>Sun, 01 Jun 2008 13:02:00 GMT</updated>
<title type="text">آيا پاره تن رسول خدا (ص) اولى به مراعات نبود؟!</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#004080&gt;حضرت آيت‏الله بهجت حفظه‏الله:&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#0000ff size=3&gt;
&lt;DIV align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#004040&gt;آيا پاره تن رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ اولى به مراعات نبود؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;گويا خليفه‏ى اول در حكم به حقّ و مُرّ، خيلى جدى بود (!)&lt;/SPAN&gt; كه &lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(204,0,0)&quot;&gt;فدك را از حضرت فاطمه ى زهرا ـ عليهاالسّلام ـ پس گرفت و او را ايذا نمود&lt;/SPAN&gt;، با اين كه &lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(43,102,26)&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;فاطمه ـ عليهاالسّلام ـ از اهل بيت بود و در شأن او و بقيّه خمسه ى طيّبه ـ عليهم السّلام ـ آيه ى تطهير(1) نازل شده است، و پيغمبر اكرم ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ درباره ى ايشان فرموده است: &lt;BR&gt;«سَيِّدَةُ نِساءِ الْعالَمِينَ.»(2) سرور زنان عالَم. &lt;BR&gt;و نيز فرموده است:«مَنْ آذاها، فَقَدْ آذانِى.»(1) يا هر كس او را بيازارد، مرا آزرده است.&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;پس چه طور شد حدّ و حكم خدا را درباره ى خالد بن وليد جارى ننمود، با آن همه مخالفت و اصرار عمر به او در لزوم جريان حدّ، و گفت:&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;«خالِدٌ سَيْفُ رَسُولِ اللّه ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ .»(2) خالد شمشير رسول خدا ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ است. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;آيا سيف رسول اللّه بالاتر و اولى به مراعات بود، يا «بَضْعَة مِنْهُ؟!»(3)؛ (پاره ى تن او)؟!&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#4f4f4f&gt;___________________&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT color=#4f4f4f&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;1. سوره ى احزاب، آيه ى 33. &lt;BR&gt;2. ر.ك: بحار الانوار، ج 14، ص 192، روايت 2؛ ج 37، ص 85، روايت 52؛ ج 43، ص 24، روايت 20. &lt;BR&gt;1. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 16، ص 273؛ بحارالانوار، ج 27، ص 62؛ ج 29، ص 32 و... &lt;BR&gt;2. ر.ك: التعجب كراجكى، ص 40؛ الصوام المهرقة، ص 139؛ بحارالانوار، ج 30، ص 486 و... &lt;BR&gt;3. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 16، ص 273؛ بحارالانوار، ج 27، ص 62؛ ج 29، ص 32 و...&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;منبع:&lt;/STRONG&gt; &lt;A href=&quot;http://www.bahjat.org/&quot; target=_blank&gt;سايت حضرت آيت الله بهجت دام ظله&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://taghrib.ParsiBlog.com/Posts/81/%d8%a2%d9%8a%d8%a7+%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%87+%d8%aa%d9%86+%d8%b1%d8%b3%d9%88%d9%84+%d8%ae%d8%af%d8%a7+(%d8%b5)+%d8%a7%d9%88%d9%84%d9%89+%d8%a8%d9%87+%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b9%d8%a7%d8%aa+%d9%86%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%9f!/" title="آيا پاره تن رسول خدا (ص) اولى به مراعات نبود؟!" type="text/html" />
<author><name>حق‌شناس</name></author>
</entry>

</feed>
