سفارش تبلیغ
صبا
گفتمان مذهبی
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • صفحه نخست
  • اتهام شرک و کفر رایج‌ترین سخن وهابیان!

    سؤال: ا‌خیراً دکتر سلمان العودة در مقاله‌اى که به بهانه عید سعید فطر در روزنامه الجزیره منتشر کرد، در تعریضى به عید سعید غدیر، این عید بزرگ الهى را، هم‌‌ردیف اعیاد دیگر مذاهب و ادیان در زمره عید کافران معرفى نمود. حضرت‌عالى در این مورد چه نظرى دارید؟

    * * *

    روزنامه الجزیره در عربستان در شماره 12799، مقاله‌اى از دکتر سلمان العودة به نام عید سعید فطر منتشر نمود که در آن، این جمله‌ها آمده بود: عیدهاى ملت‌هاى کافر، مربوط به امور دنیوى آنهاست، مثلاً‌ روزى که دولتى پدید مى‌آید، یا دولتى سقوط می‌کند، یا حاکمى منصوب می‌گردد یا پادشاهى تاجگذارى مى‌کند، و گاهى مربوط به فصول سال است، مانند اول بهار و نظیر آن. یهود نیز براى خود اعیادى دارند و مسیحیان نیز اعیادى دارند، و یکى از اعیاد آنان، عید روز پنجشنبه‌اى است که در آن، مائده‌اى از آسمان براى عیسى مسیح و حواریین او فرود‌ آمده است، و هم‌چنین دیگر عیدها و شیعیان نیز اعیادى دارند، مانند عید غدیر که فکر مى‌کنند! پیامبر «صلى‌اللّه‌علیه‌وآله» على را در آن روز براى خلا‌فت نصب فرمود. (1)

    نقد و تحلیل
    سلمان‌بن فهد العودة از وهابیان متعصب دیرینه است که اخیراً از مواضع تند خود توبه کرده و رویکرد ملا‌یمى به خود گرفته و در مقالا‌ت و خطبه‌هاى خود تکفیر و خشونت را نکوهش کرده است، و چنین وانمود کرده است که از این به بعد به ترویج خشونت نمی‌پردازد و به وحدت کلمه کمک خواهد کرد. ولى متأسفانه در این مقاله، عهد را شکسته و پیمان را نادیده گرفته است و به مواضع پیشین خود بازگشته و به مفهوم العودة که نام فامیل او است، تحقق بخشیده است.
    ما نظر ایشان را به چند نکته جلب می‌کنیم:
    1. او مى‌گوید: ملت‌هاى کافر، روزهایى را عید مى‌گیرند، مانند تأسیس دولت یا سقوط آن، ایشان با این جمله، به اکثریت ملت و دولت عربستان اهانت کرده و آنان را کافر شمرده است، زیرا همین دولت و ملت سال 1419 قمرى را به عنوان یکصدمین سالگرد تأسیس دولت سعودى جشن گرفتند و از همه جاى جهان، شخصیت‌ها را به ریاض دعوت کردند و به این دولت تبریک گفتند. آیا ملک فهد که در رأس این دعوت بود و مشایخ و علمایى که در آن مراسم حضور داشتند، همه کافر بودند؟
    2. مى‌گوید: یکى از اعیاد مسیحیان، عید پنجشنبه آخر سال است که در آن مائده آسمانى بر مسیح و حواریان نازل شده است. بسیار جاى تأسف است که در ام‌القرى، و مرکز نزول وحى الهی، عید گرفتن چنین روزى، را چون عید کافران شمرده مى‌شود، در حالى که قرآن، این عید را نتیجه دعا و درخواست حضرت مسیح از خداوند بزرگ می‌داند و مى‌فرماید: «قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَکُونُ لَنَا عِیداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَةً مِّنکَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ. عیسى فرزند مریم گفت: بارالها پروردگارا از آسمان خوانى براى ما فرود آورد تا عیدى براى اول و آخر ما باشد و نشانه‌اى از جانب تو، و ما را روزى ده که تو بهترین روزى دهندگانى.» (سوره مائده، آیه 114)
    البته مسیحیان، هرچند از نظر قرآن، امت کافر هستند، ولى این سبب نمی‌شود همه اعمال آنان را حتى عیدى را که حضرت عیسى‌بن مریم براى آنان تا روز قیامت به رسمیت شناخته است، انکار کنیم.
    3. او، عید غدیر را در ردیف عیدهاى کافران شمرده و عملا‌ً یک چهارم مسلمانان را که شیعیان باشند، کافر خوانده است. با این کار، عهد و پیمان خود را شکسته است. فرض کنید عید غدیر، عید اسلا‌مى نبوده و بدعتى بیش نباشد، ولى آیا با یک بدعت گروهى از دایره اسلا‌م خارج شده و از امت‌هاى کافر به شمار می‌آیند؟!

    اصولا‌ ارزان‌ترین و رایج‌ترین کلمه در میان وهابیان، اتهام شرک و کفر و بدعت و خروج از دین است. تو گویى ملا‌ک شرک و توحید و کفر و ایمان در دست آنان است که خود را موحّد و مؤمن و دیگران را مشرک و کافر بخوانند.

    وى اگر از تاریخچه غدیر آگاه بود، و از گفتار پیامبر در آن روز، اطلا‌ع صحیحى داشت، شاید این جمله را نمى‌گفت. حدیث غدیر را 120 صحابى و 84 تابعى و 360 عالم سنى نقل کرده‌اند و خداوند، در آن روز براى على‌بن‌ابى‌طالب «علیه‌السلا‌م» مقام و منصبى را عطا فرمود که سرانجام پیامبر به یاران خود فرمودند: «همگى برخیزید و با على به عنوان امیر مؤمنان سلا‌م بگویید و بیعت کنید.« فرمودند: «سلّموا على علی بإمرة المؤمنین.»
    حتى در میان صحابه پیامبر «صلى‌اللّه‌علیه‌وآله»، شیخین، على «علیه‌السلا‌م» را با این جمله مورد خطاب قرار دادند: «بخّ بخّ لک یا أبالحسن لقد أصبحت مولا‌ى و مولى کل مؤمن و مؤمنة. مبارک باد اى ابالحسن! تو سرور من و سرور هر مرد و زن با ایمان شده‌‌اى.»
    تبریک گویى صحابه را در آن روز، شصت تن از علماى اهل‌سنت، نقل کرده‌اند. و امام صادق «علیه‌السلا‌م» از پدران و نیاکان خود نقل کرده است که رسول خدا «صلى‌اللّه‌علیه‌وآله» فرمود: «روز غدیر از بهترین اعیاد امت من است، و آن روزى است که خدا به من فرمان داد تا برادرم على را به عنوان پیشواى امت نصب کنم تا پس از من به وسیله او رهبرى شوند و آن روزى است که خدا دین خود را تکمیل کرد و نعمت خود را بر امت من به پایان رساند و اسلا‌م را به عنوان یک دین براى آنان برگزید.»(2)
    شایسته گفتار است که طارق بن شهاب از اهل کتاب، به عمر بن خطاب گفت: «اگر آیه الیوم اکملت لکم دینکم براى ما نازل مى‌شد، روز نزول آن را عید مى‌گرفتیم.» این سخن را گفت و عمربن خطاب و کسانى که در آن مجلس بودند، به او اعتراض نکردند.(3)
    خوشبختانه در هر روزگارى که فشار اموى‌ها و عباسى‌ها از بین مى‌رفت، امت اسلا‌مى، آن روز را عید مى‌گرفتند و در لا‌بلا‌ى تاریخ، به این مطلب، اشاراتى هست:
    1. ابن خلکان در ترجمه المستعلى ابن المستنصر عباسى مى‌گوید: روز عید غدیر خم روز هیجدهم ذى‌الحجه از سال 487 مردم با او بیعت کردند.
    2. او در ترجمه المستنصر باللّه مى‌گوید: وى در شب پنجشنبه، در هیجدهم ذى‌الحجه سال 487 درگذشت، آنگاه اضافه مى‌کند: و آن همان شب عید غدیر خم است. (4)
    3. مسعودى پس از ذکر حدیث غدیر مى‌نویسد: فرزندان على و شیعیان این روز را بزرگ مى‌شمارند. (5)
    4. ثعالبى پس از ذکر شب غدیر مى‌گوید: این همان شبى است که در روز آن، رسول خدا «صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» در غدیر خم بر روى جهازهاى شتر سخنرانى کرد.

    در هر حال، در روز غدیر به اتفاق امت، حادثه مهمى اتفاق افتاده زیرا پیامبر خدا «صلى‌اللّه‌علیه‌وآله» در آن روز کاروان‌هاى حج را متوقف نمود و سخنان تاریخى خود را بیان کرد. آیا تجدید این خاطره که به امر خدا انجام گرفته است، عین توحید است یا شرک، و حفظ سنت است یا محو سنت؟! کسى نمى‌گوید که در روز غدیر باید فطره داد یا نماز عید را خواند، هر چه هست، یک نوع اظهار شادمانى براى این مقام و موقعیتى است که به یکى از بزرگ‌ترین یاران پیامبر اعطا شد.
    به راستى باید گفت: اصولاً‌ هیچ نوع معیارى براى خطیبان حرمین شریفین و نویسندگان این دو منطقه وجود ندارد و نباید هم باشد! زیرا از دم، خمار دلا‌رهاى نفتى هستند و فکر مى‌کنند در پیشگاه خدا حسابى نخواهند داشت!
    وسیعلمون من أصحاب الصراط السوی و من اهتدى.

    ــــــــــــــــ
    پى‌نوشت‌ها:

    1. روزنامه الجزیره، مورخ2 شوال 1428، به نقل از سایت راصد.
    2. شرف النبی، نگارش ابوسعید خرگوشى نیشابورى (د. 407).
    3. طبری، ج 6، ص 46؛ ابن کثیر، ج 2، ص13. عبارت او این بود: لأ‌تخذنا یوم نزولها عیداً.
    4. وفیات الا‌عیان، ترجمه المستعلى و المستنصر.
    5. التنبیه و الا‌شراف، ص221.

    منبع: هفته نامه خبرى افق حوزه



    حق‌شناس ::: شنبه 86/9/10::: ساعت 8:6 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    لیست کل یادداشتهاى وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 20
    بازدید دیروز: 45
    کل بازدید :226250

    >>اوقات شرعی <<

    >> معرفى <<
    گفتمان مذهبی
    مدیر وبلاگ : حق‌شناس[100]
    نویسندگان وبلاگ :
    حبیب[8]


    >> پیوندهای روزانه <<

    >> لوگوى وبلاگ <<
    گفتمان مذهبی

    >> یادداشتهاى قبلى <<

    >> سایتهاى مفید <<

    >> لینک دوستان <<

    >>اشتراک در خبرنامه<<