سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
گفتمان مذهبی
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • صفحه نخست
  • عدم قدرت تحمل انتقاد در مولوى‌هاى اهل تسنن

    جلسه [جشن] ختم بخارى، جلسه ایست که همه ساله بعد از آنکه عده‌اى از طلاب اهل سنت، مقدارى از صحیح بخارى را به صورتى گزینشى خواندند ـ زیرا در بسیارى از روایات آن مطالبى آمده است که در صورت آگاهى پیدا کردن اهل سنت از آن روایات، در عقاید مستحکم ایشان تزلزل ایجاد مى‌شود!!! مانند روایات جسارت به رسول خدا و پیامبران و نیز روایات حوض (روایات ارتداد عده زیادى از صحابه) ـ در این جلسه گرد هم آمده و به اصطلاح اجازه دستار به سر کردن (معمم شدن) را پیدا مى‌کنند؛ و این جلسه، به اصطلاح جلسه فارغ التحصیلى این طلاب به حساب مى‌آید.

    این فیلم را دریافت کرده و ببینید (با فرمت 3gp مى‌باشد). البته در ادامه مطلب هم متن پیاده شده آن را مى‌توانید بخوانید.

    وقتى در این جلسه حجت الاسلام والمسلمین راهدارى ـ مدیریت مدارس دینى نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در امور اهل سنت بلوچستان و امام جمعه موقت زاهدان ـ با مطرح کردن این مسأله که هر کتابى غیر از قرآن از جمله صحیح بخارى باید مورد تحقیق قرار بگیرد، اهل سنت که براى این مسأله پاسخى نداشتند، بر خلاف رسم میهمان دارى رو به تحریف سخنان ایشان و هوچى‌گرى در حضور خود ایشان آوردند، که این مطلب با برخورد آگاهانه ایشان (که هنوز در جلسه حضور داشتند) مواجه شده و خود ایشان، بر تحریف سخنانشان توسط اهل سنت اشکال گرفتند و پاسخ ایشان را به صورت مستدل با بیان موردى از روایات موجود در صحیح بخارى که با اعتقاد اهل سنت سازگار نیست، بیان فرمودند.
    البته باید گفت که اصرار مولوى عبد الغنى بدرى ـ معاون آموزشى مدرسه مکى زاهدان ـ بر اینکه مانع ایشان از افشاى حقیقت شود و نیز هوچى‌گرى عده‌اى از حاضرین که به اصطلاح فرهنگیان اهل سنت به‌شمار مى‌رفتند، در حضور این عالم شیعه که مهمان رسمى جلسه و سخنران مدعو نیز بود، جالب توجه بود.
    بعد از اتمام سخنان ایشان ، مردم متوجه وجود اشکالاتى در صحیح بخارى شده بودند و این سؤال در بین حاضرین مطرح شده بود که چرا ما نباید در مورد صحیح بخارى تحقیق صورت بدهیم و آیا واقعا چنین روایاتى در بخارى موجود است یا خیر؛ لذا در اولین سخنرانى بعد از ظهر آن روز، مولوى گرگیج ( امام جمعه اهل سنت آزاد شهر) با سخنانى عجیب (و براى محققین خنده‌آور) سعى در توجیه این اشکال داشت که ما در انتها به نقد سخنان ایشان مى‌پردازیم.


    و اما توضیح مختصرى راجع به فیلم مربوطه:
    متن پیاده شده قسمتى از سخنرانى حجت الاسلام والمسلمین راهدارى در اعتراض به تحریف سخنان ایشان در جلسه ختم بخارى در حضور خود ایشان توسط مولوى عبد الغنى بدرى و برخورد مولوى عبد الغنى با ایشان؛ و نیز متن پاسخ جالب توجه مولوى گرگیج (امام جمعه اهل سنت آزاد شهر) مى‌باشد.

    عبد الغنى بدرى: تا لحظاتى که گروه سرود حاضر مى‌شود؛ بنده یک نکته‌اى را خدمت سروران گرامى عرض مى‌کنم، یادداشتهایى عزیزان نوشته‌اند، نسبت به صحبت یکى از سخنرانان عزیز و مهمانان گرامى، سوء تفاهمى پیش آمده بود نسبت به اینکه یکى از سخنرانان فرمودند که ده‌ها حدیث از احادیث صحیح بخارى هستند که باید این احادیث بیرون شوند و در بخارى این‌ها نباشند؛ خدمت سروران گرامى و عزیزان محترم عرض مى‌کنم که اون چیزى که جمهور علماى اهل سنت بر آن اجماع دارند و تقریباً بین محققین اهل سنت و جمهور علماى اهل سنت این مسأله متّفق علیه است و اختلافى نیست، اون این است که بعد از کتاب الله اصح الکتب بعد از کتاب الله صحیح بخارى هست وتقریباً تمام احادیث (تشویق حضار) کتاب صحیح بخارى از نظر اهل سنت صحیح‌اند و ایرادات جزیى که بعضى نویسندگان ( تشویق حضار)...
    راهدارى: صحبت بنده؟
    عبد الغنى بدرى: بله
    راهدارى: اجازه بدهید. من، صحبت خودم است
    عبد الغنى بدرى: یک لحظه
    راهدارى: نه نه
    بسم الله الرحمن الرحیم
    عبد الغنى بدرى: شما یک لحظه اجازه بدهید
    راهدارى: نه نه نمى‌شود، اجازه بدهید
    گفتم نه خیر
    عبد الغنى بدرى: بدون هماهنگى صحیح نیست
    راهدارى: نه نه درست است اجازه بفرمایید
    برادران عزیزم من... (سر و صدا و هیاهوى جمعیت) شما اگر
    عبد الغنى بدرى: نمى‌گذارند شما صحبت کنید . حاج آقا نمى‌گذارند شما
    راهدارى: یک دقیقه باید صحبت شود؛ تصرّف شده
    عبد الغنى بدرى: عزیزان اجازه بدهید
    آقایان شما چرا ... در حرف بنده تصرّف شده؛ حرف بنده را خوب نگفته‌اند خدمتتان
    عبد الغنى بدرى: تصحیح بفرمایید
    راهدارى: آقاجان من حرفم را مى‌گویم چرا شما گوش نمى‌دهید؟ مگر انسان اهل منطق نباید باشد؛ من مى‌گویم.
    عبد الغنى بدرى: حاج آقا اجازه بدهید
    راهدارى: آقا صحبت من است؛ من خودم گفتم من خودم موجودم؛ من که در جلسه هستم.
    عبد الغنى بدرى: من اجازه نمى‌دهم
    راهدارى: آقاجان من خدمت برادران عزیز عرض کردم، که طلبه‌هایى که فارغ التحصیل مى‌شوند اینها باید اهل تحقیق باشند تفحّص باشند جستجو باشند که شاید، ممکن است احادیث و روایاتى پیدا بشوند که اینها در شان یک کتاب نباشد، این کجایش شلوغ دارد، این کجایش عیب است؟ مگر در همین کتاب حدیث صحیح بخارى در دوجایش نیست که خلیفه دوم جلوى قلم و کتاب را براى رسول خدا گرفت، بخوانم آدرس‌هایش را؟ این اهل تحقیق است دیگر؛ این را باید علما تحقیق کنند، تفحّص کنند؛ یک طلبه تحقیق کند؛ من کى گفتم باید ده‌ها حدیث خارج بشود. من گفتم تحقیق مى‌خواهد تفحّص مى‌خواهد.
    عبد الغنى بدرى: بسه حاجى آقا
    راهدارى: خوب خلاصه دیگر در کلام ما
    در کلام بنده چرا ... در کلام بنده تصرّف نکنید، اینهایى که مى‌گویند مال من نیست.
    عبد الغنى بدرى: خوب عزیزان حاضرین لطفاً نظم جلسه را رعایت بفرمایند.

    محمد حسین گرگیج: کتاب صحیح بخارى حدود هزار و سیصد سال جلوتر تألیف شده قاطبتاً امت اسلام آن را پذیرفته‌اند؛ امروز دوست اشاره‌اى کرد که این کتاب را نقد کنید، البته من متوجه نشدم که گفتند حذف کنید، نقد کنید؛ به هر حال، چیز خوبى است؛ الحمدلله هزار و خورده اى سال این کتاب نقد شده و این کتاب شرح شده و بسط شده؛ احتیاجى نیست که امثال طلبه هایى که الان فارغ التحصیل مى‌شوند، براى این موضوع فکر داشته باشند . داشته باشند خوب است، اشکال ندارد؛ بحث تحقیقى بسیار بحث خوبى است؛ برادران شیعه ما کتابى دارند به نام نهج‌البلاغه آن را مى‌گویند اخ القرآن، برادر قرآن؛ کتاب دیگرى در حدیث دارند، نهج‌الفصاحة؛ آن را مى‌گویند اخت القرآن، خواهر قرآن، و کتاب بزرگى هست به نام بحار الانوار، صد و بیست و خورده‌اى جلد است؛ در اون مقدمه کتاب نهج الفصاحة یعنى اخت القرآن نوشته که در بحار الانوار، بحار جمع بحر است، بحر، دریا را مى‌گویند.
    نوشته در بحرهایى که دریاهایى که در آن کتاب هستند، مى‌فرمایند که هر خس و خاشاکى هست؛ این در ابتداى کتاب نهج‌الفصاحة است؛ وقتى برادران آن خس و خاشاک را بررسى کردند، ما نیز ان شاء الله در مورد صحیح بخارى فکر مى‌کنیم؛ (تشویق و تکبیر حضار)
    بیشتر وقت را نگیرید موضوع من بسیار مهم است؛ احساساتى هم نشوید؛ من همین قدر به این مقدمه اکتفا مى‌کنم؛ برادر ما صحبت علمى کرد؛ ما هم صحبت علمى!! مى‌کنیم .


    و اما نقد سخنان مولوى گرگیچ:
    نهج الفصاحة اخت القرآن!!!
    «کتاب دیگرى در حدیث دارند، نهج الفصاحة؛ آن را مى‌گویند اخت القرآن، خواهر قرآن»
    پاسخ:
    کتابى که شیعه آن را خواهر قرآن مى‌نامند صحیفه سجادیه است و نه نهج الفصاحة.
    در بسیارى از اجازات علماء امامیة (چنان که محدث نورى «علیه الرحمة» در کتاب مستدرک الوسائل بیان کرده: این کتاب را به أخت القران ( خواهر قران ) وصف نموده‌اند ونهج البلاغه را أخ القران (برادر قرآن) گفته‌اند و همانطور که قرآن کریم را خداى تعالى به زبان حضرت خاتم الانبیاء (صلى الله علیه وآله ) بیان فرموده، نهج البلاغه و صحیفه را هم که سخنان آن از منبع علم الهى تراوش کرده به زبان مقدس دو على (علیهما السلام) جارى گردانید است . (از مقدمه صحفیه سجادیه)
    و مشخص است که جناب مولوى گرگیج این لقب را از این جهت براى این کتاب ذکر کرده‌اند تا جایگاهى مستحکم براى این کتاب در نظر شیعه درست بنمایند تا بتوانند به مطالب موجود در آن بر ضد شیعه استشهاد کنند؛ که البته به سخنان ایشان جداى از بحث تحریف که ذکر شد، پاسخ خواهیم گفت .

    بحار الانوار صد وبیست و خورده اى جلد!!!
    و کتاب بزرگى هست به نام بحار الانوار، صد و بیست و خورده اى جلد است
    پاسخ:
    این مولوى سنى ظاهراً چون پول نداشته تا کتاب بحار را بخرد، حتى نگاهى هم به آن نیانداخته تا بداند 110 جلد است یا صد و بیست و خورده‌اى جلد!!! شاید هم به تازگى مطالبى را به این کتاب افزوده و آن را صد و بیست و خورده‌اى جلد کرده اند!!!

    آیا واقعاً شیعیان با کتب اهل سنت اینگونه برخورد مى‌کنند؟ وقتى سخنران شیعه جلسه، مطلبى را با دقت تمام از صحیح بخارى ذکر مى‌کند و حتى مى‌گوید در دو جاى صحیح بخارى موجود است، آیا مى‌توان این عالم شیعه را با آن مولوى که مى‌گوید بحار 120 جلد است قیاس کرد؟ جالب اینجاست که عبارت کتاب نهج‌الفصاحة نیز تحریف شده است؛ زیرا در نهج‌الفصاحة به این ضرب المثل استشهاد مى‌کند که دریا بى خس و خاشاک نیست؛ اما ایشان با تغییر متن آنچه در این کتاب آمده مى‌گویند :
    در بحرهایى که دریاهایى که در آن کتاب هستند، مى‌فرمایند که هر خس و خاشاکى هست.
    یعنى اینکه یا ایشان این مطالب را تحریف کرده‌اند و یا اینکه این را هم به ایشان گفته بودند و خود ایشان مطالعه نکرده و تنها از روى شنیده ‌اى خویش در مورد شیعه حکم مى‌کند .
    وقتى این وضعیت مولویان مشهور اهل سنت باشد واى به حال سایرین.

    در بحار هر خس و خاشاکى هست
    «در اون مقدمه کتاب نهج الفصاحة یعنى اخت القرآن نوشته که در بحار الانوار، بحار جمع بحر است، بحر، دریا را مى‌گویند. نوشته در بحرهایى که دریاهایى که در آن کتاب هستند، مى‌فرمایند که هر خس و خاشاکى هست؛ این در ابتداى کتاب نهج الفصاحة است، وقتى برادران آن خس و خاشاک را بررسى کردند، ما نیز ان شاء الله در مورد صحیح بخارى فکر مى‌کنیم؛»
    پاسخ :
    آیا این جواب مى‌تواند جواب قابل قبولى باشد؟
    آیا اگر شیعه که به نظر شما برحق نیستند و در مورد روایات نظر درستى ندارند، در مورد کتاب‌هاى خویش تحقیق و جستجو نمى‌کنند، آیا این سبب مى‌شود که شما که داعیه بر حق بودن دارید نیز چنین نکنید و جستجو و تحقیق در کتاب هاى خویش را مشروط به این کنید که شیعیان نیز در کتب خویش جستجو کنند؟ آیا معیار شما حق است یا شیعه؟
    قیاس بحار الانوار با صحیح بخارى :
    کتاب بحارالانوار در نظر شیعه مانند کتاب کنزالعمال در نظر اهل سنت است که در آن فقط بناى بر جمع‌آورى روایات از کتاب‌هاى مختلف (و بدون توجه به مضامین آنها) داشته است. پس مشروط کردن تحقیق در بخارى به تحقیق در بحار مانند آن است که بگوییم در ابتدا صحیح و ضعیف کنز را از هم جدا مى‌کنیم، آن موقع به صحیح بخارى مى‌پردازیم !!! با اینکه در هنگام استفاده اول به صحیح بخارى و سپس مسلم و سپس سایر سنن و سپس موطا و ... رجوع مى‌کنید و بعد به کنز العمال .
    آیا شیعیان در کتب خویش جستجو نمى‌کنند و هر خس و خاشاکى را قبول مى‌نمایند؟
    علماى ما شیعیان مانند علماى اهل سنت نیستند تا ادعا کنند تمام روایات یک کتاب صحیح است؛ بلکه هر کتابى را (هرچند مهم و ارزشمند باشد) در معرض نقد قرار مى‌دهند و نقد آن را نیز در اختیار عموم ؛ لذا کتاب اصول کافى (مهمترین کتاب روایى شیعه) همیشه در معرض نقد و نظر بوده است و تا روایتى صحیح نباشد، به آن عمل نخواهیم کرد و این مطلب را به عنوان اصلى ثابت پذیرفته و در همه کتاب هاى خویش (چه مهم و چه غیر آن) جارى مى‌کنند .
    اما علماى اهل سنت به مجرد دیدن نام صحیح بخارى، حکم به صحیح بودن روایت موجود در آن مى‌کنند و دیگر روایت را از جهت سندى مورد بررسى قرار نمى‌دهند؛ با اینکه در آن روایاتى است که از جهت سندى ضعیف است . اما اهل سنت در اینجا مقیاس را برعکس گذارده به جاى آنکه بگویند چون راوى این روایت ضعیف است، پس روایت مورد قبول نیست مى‌گویند چون روایت این شخص در صحیح بخارى آمده است، پس این شخص مقبول است .
    با اینکه بسیارى از بزرگان اهل سنت در کتب خویش تعریض و کنایه‌هایى سنگین به بخارى داشته‌اند؛ اما از ترس اینکه مبادا حقیقت فاش شود، آن را در در گوشه‌اى از کتاب خویش ذکر نموده و یا در لفافه ذکر کرده‌اند .
    در این زمینه کتاب گرانسنگ «أضواء على الصحیحین» شیخ محمد صادق نجمى کلمات بیش از ده نفر از بزرگان اهل سنت را بر ضد بخارى و صحیحش که در لابه‌لاى کلمات خویش آورده بودند ذکر مى‌کند و سپس به بیان اشکالات سندى، و دلالى این کتاب مى‌پردازد؛ کارى که اهل سنت بیش از 1300 سال از انجام آن پرهیز مى‌کرده‌اند .
    اما از طرف مقابل مى‌بینیم که علماى شیعه بلافاصله بعد از تألیف کتاب شریف کافى به جداسازى اسناد صحیح از ضعیف آن پرداخته‌اند.
    لذا این اتهام نیز به شیعه وارد نیست.

    منبع: سایت مرکز تخصصى حضرت ولى عصر (عج)



    حق‌شناس ::: دوشنبه 87/2/16::: ساعت 5:30 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    لیست کل یادداشتهاى وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 45
    بازدید دیروز: 57
    کل بازدید :258659

    >>اوقات شرعی <<

    >> معرفى <<
    گفتمان مذهبی
    مدیر وبلاگ : حق‌شناس[100]
    نویسندگان وبلاگ :
    حبیب[8]


    >> پیوندهای روزانه <<

    >> لوگوى وبلاگ <<
    گفتمان مذهبی

    >> یادداشتهاى قبلى <<

    >> سایتهاى مفید <<

    >> لینک دوستان <<

    >>اشتراک در خبرنامه<<